بازدیدکننده گرامی، ورود شما را به "انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد" خیر مقدم عرض می نماییم. در حال حاضر شما به عنوان ميهمان از انجمن بازديد می كنيد و امكان استفاده از تمام قابليتهای آن را نداريد. با ثبت نام رايگان، می‌توانيد از قابليتهای بيشتری بهره‌مند شوید. برای عضویت در انجمن اینجا را کلیک کنید.    
انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد AMarkets
جدیدترین نوشته ها



بازگشت   انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد > موضوعات عمومی > فرهنگ (Culture)

پاسخ
 
ابزارهای موضوع
قدیمی جمعه ۲۹ آذر ۹۲, ۰۷:۰۷   #1
lindia
کاربر عادی
 
آواتار lindia
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۲
ارسالها: 62
تشکر از ديگران: 15
تشکر از ایشان: 225 بار در 88 نوشته
lindia is on a distinguished roadlindia is on a distinguished roadlindia is on a distinguished roadlindia is on a distinguished roadlindia is on a distinguished road
پیش فرض پیوند سلامت و معنویت در فرهنگ اسلامی-ایرانی

پیوند سلامت و معنویت در فرهنگ اسلامی-ایرانی
[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]
شبکه ایران / در فرهنگ اسلامی ایرانی سلامت و معنویت چنان در هم تنیده بوده اند که یکی از مهمترین بایسته های علم طبابت رسیدن به درجات عالی در حوزه علوم انسانی وقت از جمله علم فلسفه و کلام بوده است که طبیب را از دایره محدود درمان بیماری های تن به حکیم شدن سوق می داده است.
به گزارش سرویس اندیشه شبکه ایران ، به طور کلی تعاریف مربوط به سلامت از الگوهایی پدید آمده اند که جزیی از معتقدات دانشمندان مختلف بوده اند. بر اساس این اعتقادات سه الگوی عمده در تعریف سلامتی همواره مد نظر بوده است:الف-الگوی پزشکی: این الگو عمدتاً بر تبیین زیست شناختی و فیزیولوژیکی سلامتی می پردازد. ب- الگوی محیطی: این الگو از تحلیل نوین اکو سیستم و خطرات محیطی به سلامتی انسان پدید آمده است. در این الگو سلامتی بر حسب کیفیت سازش فرد با محیط به هنگام تغییر شرایط تعریف شده است. ج- الگوی کل نگر: این الگو سلامتی را بر حسب کلیت شخص تعریف می کند و جنبه های زیست شناختی، فیزیولوژیکی، روانی، هیجانی، اجتماعی، معنوی، و محیطی افراد را شامل می شود و بر سلامتی بهینه پیشگیری از بیماری و حالت های روانی و هیجانی مثبت متمرکز است.
این الگو معتقد است که سلامتی ایستا نیست بلکه فرایند پویایی است که تمام تصمیم ها و فعالیت های روزمره را منعکس می کند. استقرار این الگو نوید ظهور قلمرو بین رشته ای جدید را به میان آورده که با پذیرش یک روی آورد کلی و به کار بستن این راهبرد در روش شناسی پژوهشی، در پی پاسخ گویی به معماهای حل نشده، دیدگاه های تک بعدی درباره سلامتی و بیماری است.
در ادبیات ما، توجه جامع به سلامت نمادهای مختلفی دارد. شاعران به پزشکی دست مریزاد می گویند که هم به درمان جسمی بیمار(دوای تن) و هم به عافیت بیمار(راحت جان) که تعبیر بسیار زیبایی از درمان روانی معنوی است، توجه می کند.
در ادبیات اسلامی این توجه بسیار آشکارتر است. امام سجاد(ع) در صحیفه سجادیه در قالب دعا برای سلامت چنین می فرماید: «خداوندا بر محمد و آلش درود فرست و مرا عافیت بخش، کافی و شفا بخش و برتر و روز افزون بر عافیتی که بر بدنم سلامت تولید کند و در یک کلمه عافیت دنیا و آخرت و بر من منت نه به تندرستی و امنیت و سلامت در دین و بدن و بصیرت در دل» در این کلام است که ابعاد سلامت به خوبی در پرستش نمایانده می شود همچنین، در فراز 11 و 59 از دعای معروف جوشن کبیر که از امام سجاد(ع) به نقل از اجداد بزرگوارش و نهایتاً به نقل از حضرت جبرئیل که به پیشگاه رسول الله(ص) ارائه شده است، توجه به معنا در تأمین سلامت بسیار روشن نشان داده شده است. در این دعا می خوانیم «ای ذخیره من در روز سختی، امید من هنگام مصیبت، ای مونس من در وقت ترس و ...» یعنی برای آنکه بیمار است، نیازمند و مستأصل است.
در ادبیات اسلامی، منبعی لایزال معرفی می شود که می تواند به تمام نیازهای معنوی، روانی و بالتبع جسمی و اجتماعی پایان دهد. لزوم کلیت و جهانشمولی یک تعریف خوب در به کارگیری واژه های مختلف در تعریف سلامت معنوی مد نظر ماست. به نحوی که این تعریف بتواند در تعریفی جهانی و مورد قبول جامعه بشری برای سلامت معنوی به نوعی مورد توجه و استفاده قرار گیرد. ارائه تعریفی جامع و کامل از سلامت معنوی و شاخص های آن در جامعه اسلامی ما و تبیین ارتباط آن با سایر ارکان، نهادها و عناصر درونی جامعه بر اساس فرهنگ، باورها و ارزش های حاکم بر جامعه ایرانی- اسلامی نیاز به انجام تحقیقات بیشتری را می طلبد.
پیوند عمیق فرهنگ اسلامی ایرانی سرزمین ما با مفهوم معنویت گونه ای است که در گذار تاریخ سلامت و معنویت چنان در هم تنیده بوده اند که یکی از مهمترین بایسته های علم طبابت رسیدن به درجات عالی در حوزه علوم انسانی وقت از جمله علم فلسفه و کلام بوده است که طبیب را از دایره محدود درمان بیماری های تن به حکیم شدن سوق می داده است. شاید مهمترین تمایز حکمت با طبابت همین توجه به ابعاد فراجسمانی انسان باشد چیزی که مهمترین بعد وجودی حکیم و نیز بیمار اوست
lindia آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قدیمی شنبه ۳۰ آذر ۹۲, ۰۸:۳۲   #2
parham20
کاربر عادی
 
آواتار parham20
 
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۲۷ آذر ۱۳۹۲
ارسالها: 6
تشکر از ديگران: 20
تشکر از ایشان: 54 بار در 34 نوشته
parham20 is on a distinguished roadparham20 is on a distinguished road
پیش فرض نحسی ماه صفر؛ خرافه یا واقعیت؟

نحسی ماه صفر؛ خرافه یا واقعیت؟


[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]
سعد و نحس بعضی ایام در اسلام به خاطر وقایعی که در آن اتفاق افتاده، پذیرفته شده است تا به این وسیله مردم به وقایع گذشته توجه کنند و از آن عبرت‌ گرفته و برای دفع آن به خدا متوسل شوند.

با فرا رسیدن ماه صفر، برخی افراد فکر می‌کنند که این ماه دارای نحسی است و هنگامی که وارد این ماه می‌شوند، هیچ کاری را آغاز نمی‌کنند تا مبادا فرجامی منحوس داشته باشد!

به راستی سعد و شومی ایام تأثیری در زندگی انسان دارد؟ برای پاسخ به این سؤال ابتدا تعریفی از دو واژه «سعد» و «نحس» ارایه می‌شود و سپس برای بررسی صحت یا سقم نحسی ایام مختلف به ویژه ماه صفر، به قرآن کریم رجوع می‌کنیم.

*معنای لغوی سعد و نحس
«سعد» به معنای فراهم شدن امور و مقدمات الهی برای رسیدن به خیر دنیوی و اخروی است(1) و در مقابل آن، تفاوت و یا نحس قرار دارد. «نحس» در لغت به معنای سرخ شدن افق همچون مس گداخته است و در اصطلاح به هر چیز شوم نحس گفته می‌شود. (2) فراهم نشدن مقدمات و امور کارها نیز نحس تلقی می‌شود.

*نحوست ایام در کدام آیات آمده است؟
در آیات قرآن تنها در 2 مورد اشاره به «نحوست ایام» شده است:

1- آنجا که می‌فرماید: «ما تندباد وحشتناک و سردی را «فِی یوْمِ نَحْسٍ مُسْتَمِرٍّ» (در یک روز شوم مستمر) بر آن‌ها فرستادیم که مردم را همچون تنه‌های نخل ریشه‌کن شده از جا بر می‌کند».(3)

2- در آیه‌ای دیگر می‌فرماید: «فَأَرْسَلْنا عَلَیهِمْ رِیحاً صَرْصَراً فِی أَیامٍ نَحِساتٍ»(4) مانند بادی سخت و سرد در روزها شومی بر آنها مسلّط ساختیم».

در نقطه مقابل، تعبیر «مبارک» نیز در بعضی از آیات قرآن دیده می‌شود، چنان که درباره شب قدر می‌فرماید: «إِنَّا أَنْزَلْناهُ فِی لَیلَةٍ مُبارَکَةٍ» ما قرآن را در شبی پربرکت نازل کردیم».(5)

به این ترتیب قرآن فقط اشاره سربسته‌ای به این مسئله دارد، پس می‌توان گفت تا اینجا اصل سعد و مبارک بودن بعضی ایام و نحس بودن بعضی روزها را به صورت اجمال پذیرفته است.

*دیدگاه علامه طباطبایی و آیت‌الله مکارم درباره نحسی ایام

نظر مفسران در این باره خواندنی است:
- علامه سید محمدحسین طباطبایی در ذیل آیه 19ـ20 قمر می‌فرمایند: «از نظر عقلی نمی‌توان دلیلی اقامه کرد که فلان زمان نحس است و فلان وقت سعد، چون اجزای زمان مثل هم هستند و ما هم که بر علل و اسباب مؤثر در حوادث احاطه علمی نداریم تا بگوییم فلان قطعه از زمان نحس است و قطعه دیگر سعد، امّا از نظر شرعی دو آیه در قرآن داریم که ظاهر این آیات و سیاق آن‌ها بیش از این دلالت ندارد و آن ایام خاص (هفت شبانه روز) که عذاب بر قوم ثمود ارسال شد، روزهای نحسی بوده‌اند، ولی دیگر نمی‌رساند که حتی‌ همان روزها در هفته بعد و در ماه بعد و ... ایام نحس هستند.

چون اگر تمام آن ایام نحس باشند در تمام سال، لازمه‌اش این است که تمام زمان‌ها نحس باشند و همچنین ظاهر آیاتی که دلالت بر سعد بودن ایام دارد به خاطر همراهی آن ایام با امور بزرگ و افاضات الهی و کارهای معنوی است، مثل امضا تقدیر است، نزول ملائکه و روح، انجام عبادات... و اخبار هم نتیجه‌اش این است که نحس بودن ایام به خاطر کارهای زشتی است که در آن واقع شده است و سعد بودن ایام به خاطر کارهای نیک دینی و یا عرفی است، امّا اینکه قطعه‌ای از زمان خاصیت تکوینی سعد و نحس داشته باشد، قابل اثبات نیست.(6)

- آیت‌الله ناصر مکارم شیرازی: از نظر عقل محال نیست که اجزا زمان با یکدیگر تفاوت داشته باشند، بعضی دارای ویژگی‌های نحوست و بعضی ویژگی‌های ضد آن هرچند عقلاً قابل اثبات نیست، ولی از نظر شرعی اگر دلیلی باشد قابل پذیرش است و مانعی برای آن نیست».

بعد ایشان در تفسیر نمونه روایات را مورد بررسی قرار می‌دهد و بهترین راه جمع را میان اخبار مختلف در این باب این می‌داند که اگر روزها هم تأثیری داشته باشند به فرمان خدا است، هرگز نباید برای آن‌ها تأثیر مستقلی، قائل شد و از لطف خداوند خود را بی‌نیاز دانست وانگهی نباید حوادثی را که غالباً جنبه کفاره اعمال نادرست انسان دارد به تأثیر ایام ارتباط داد و خود را تبرئه کرد. (7)

*آیا روایات از نحسی ایام سخن به میان آورده‌اند
مرکز مطالعات و پاسخگویی به شبهات حوزه علمیه قم درباره اینکه آیا ائمه معصومین درباره سعد و نحس بودن ایام سخنی به میان آورده‌اند، این چنین پاسخ می‌دهد: در روایات اسلامی به احادیث زیادی در زمینه «نحس و سعد ایام» برخورد می‌کنیم که هر چند بسیاری از آن‌ها روایات ضعیف هستند، ولی در بین آن‌ها روایات معتبری داریم که به برخی روایات اشاره می‌کنیم:

-از امیرمؤمنان(ع) درباره روز «چهارشنبه» و فال بدی که به آن می‌زند و سنگینی آن و اینکه منظور کدام چهار‌شنبه است، سؤال شد، حضرت فرمود: فرمود چهارشنبه آخر ماه است که در محاق اتفاق افتد و در همین روز «قابیل» برادرش «هابیل» را کشت... و خداوند در این روز چهارشنبه تندباد را بر قوم عاد فرستاد،(8) بنابراین بسیاری از مفسران به پیروی از روایات، آخرین چهارشنبه هر ماه را روز نحس می‌دانند و از آن به «اربعاء لاتدور» تعبیر می‌کنند، یعنی چهارشنبه‌ای که تکرار نمی‌شود.

-در بعضی دیگر از روایات می‌خوانیم که روز اوّل ماه روز سعد و مبارکی است، چرا که آدم در آن آفریده شد ‌و همچنین روز 26 چرا که خداوند دریا را برای موسی شکافت.(9)

- امام صادق(ع) درباره نوروز فرمود: «روز مبارکی است که کشتی نوح بر جودی قرار گرفت و جبرئیل بر پیامبر اسلام نازل شد و روزی است که علی(ع) بر دوش پیامبر(ص) رفت، بت‌های کعبه را شکست و داستان غدیر خم مصادف با نوروز بود.(10)

* چرا سعد و نحس بعضی ایام پذیرفته شده است؟
علل این امر را چند چیز می‌توان دانست:
1- وجود وقایعی که در این ایام واقع شده است باعث سعد و یا نحس آن شده است، چنان که در بعضی روایات دیگر می‌خوانیم که روز سوّم ماه روز نحسی است، چرا که آدم و حوا در آن روز از بهشت رانده شدند و لباس بهشتی از تن آن‌ها کنده شد (11) و یا اینکه روز هفتم ماه روز مبارکی است، چرا که حضرت نوح سوار بر کشتی شد.(12)

2- توجه دادن مسلمین به حوادثی که در گذشته واقع شده است تا رفتار و اعمال خود را بر حوادث تاریخی سازنده تطبیق دهند و از حوادث مخرّب و روش بنیان‌گذاران آن‌ها فاصله گیرند.

لذا در روایات فراوان سعد و نحس ایام را با بعضی از حوادث مطلوب یا نامطلوب پیوند می‌دهد، مخصوصاً در مورد روز عاشورا که بنی‌امیه به گمان پیروزی (ظاهری) بر اهل‌بیت آن روز مسعود و مبارکی می‌شمرده و در روایات شدیداً تبرک به آن روز نهی شده و حتی دستور داده‌اند که آن روز را روز ذخیره آذوقه سال و مانند آن قرار ندهند، بلکه کسب و کار را در آن روز تعطیل کرده و عملاً از برنامه بنی‌امیه فاصله بگیرند، پس توجه دادن اسلام به سعد و نحس ایام برای این است که به یک سلسله حوادث تاریخی آموزنده توجه شود.

3- توسل و توجه به ساحت قدس الهی و استمداد از ذات پاک پروردگار، بنابراین در روایات متعددی توصیه شده که در روزهایی که نام نحس بر آن گذارده شده با دادن صدقه و یا خواندن دعا و قرآن و توکل بر ذات الهی و استمداد از لطف او خود را بیمه کنید.

4- توجّه به این نکته که غالباً حوادث جنبه کفاره اعمال نادرست خود انسان است و ایام ارتباط و تأثیر مستقیم ندارد، بلکه ایام را می‌توان با توبه و استغفار به روزهای مبارک و سعد تبدیل کرد.

*دعایی که هر روز ماه صفر خوانده شود
در هر صورت نحوست ماه صفر به معنای متوقف کردن اموری مانند خرید و فروش و سایر فعالیت‌ها نیست،‌ بلکه باید با خواندن دعاهایی که برای دفع نحوست این ماه وارد شده مانند دعایی که شیخ عباس قمى در کتاب مفاتیح در اول اعمال ماه صفر آورده است را 10 مرتبه در هر روز بخوانیم تا این نحوست بر طرف شود، با این وجود براى دفع نحوست این ماه، هیچ چیز بهتر از صدقه دادن و دعاها و استعاذه وارده نیست:

«یا شَدیدَ الْقُوی‏ وَیا شَدیدَ الْمِحالِ یا عَزیزُ یا عَزیزُ یا عَزیزُ ذَلَّتْ بِعَظَمَتِکَ جَمیعُ خَلْقِکَ فَاکْفِنی‏ شَرَّ خَلْقِکَ یا مُحْسِنُ یا مُجْمِلُ یا مُنْعِمُ یا مُفْضِلُ یا لا اِلهَ اِلاّ اَنْتَ سُبْحانَکَ اِنّی‏ کُنْتُ مِنَ الظَّالِمینَ فَاسْتَجَبْنا لَهُ وَنَجَّیناهُ مِنَ الْغَمِّ وَکَذلِکَ نُنْجِی الْمُؤْمِنینَ وَصَلَّی اللَّهُ عَلی‏ مُحَمَّدٍ وَ الِهِ‏ الطَّیبینَ الطَّاهِرینَ»

*نتیجه‌گیری
در اسلام سعد و نحس بعضی ایام به خاطر وقایعی که در آن اتفاق افتاده، پذیرفته شده است تا به این وسیله مردم به وقایع گذشته توجه کنند و از آن درس‌ها و عبرت‌ها گرفته و برای دفع آن به خدا متوسل شوند، از او مدد جویند و از مجازات و مکافات اعمال خویش غافل نباشد.

هر چند افراط در مسأله سعد و نحس ایام یه هیچ وجه مورد پذیرش اسلام نیست، اینکه انسان به هر کاری بخواهد دست بزند، مثلاً به سراغ سعد و نحس ایام برود و عملاً از بسیاری فعالیت‌ها باز بماند، نه مورد تأیید عقل است و نه مورد تأیید شرع، درست نیست که انسان به جای بررسی عوامل شکست و پیروزی خود، گناه همه شکست‌ها را به گردن شومی ایام اندازد، بی‌تردید چنین کاری جز فرار از حقیقت و تبیین خرافی حوادث زندگی نیست.

اما درباره ماه صفر باید گفت: چون در این ماه رحلت پیامبر اکرم(ص) و چند تن از امامان معصوم(ع) اتفاق افتاده است، در روایات آمده که برای دفع آفات و بلایای این ماه، بسیار صدقه دهند، نه از آن جهت که به آن معنا نحس باشد، بلکه به خاطر از دست دادن پیامبر(ص) برای مردم روزهای خوبی نیست.
parham20 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قدیمی چهارشنبه ۲۱ شهريور ۹۷, ۱۳:۰۹   #3
mahin23
کاربر عادی
 
آواتار mahin23
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۳ تير ۱۳۹۷
ارسالها: 22
تشکر از ديگران: 0
تشکر از ایشان: يک بار در يک نوشته
mahin23 is on a distinguished road
پیش فرض هوآوی به تقلب در تست سرعت پردازنده متهم شد

تست‌ قدرت پردازنده تلفن‌های هوشمند به ما در فهمیدن توانایی دستگاه کمک می‌کند اما نه زمانی که برای گرفتن نمره بالاتر در آن تقلب شود.
تقلب هوآوی؛ سرعت پردازنده یکی از مهم‌ترین عوامل امتیازدهی به یک تلفن‌ هوشمند است. برای بسیاری از کاربران مهم است که آیا تلفن‌ هوشمند آن‌ها توانایی اجرا کردن برنامه‌ها و بازی‌ها با گرافیک بالا را دارد یا خیر. به همین دلیل آزمایش‌هایی برای اندازه‌گیری قدرت پردازنده‌ها صورت می‌گیرد.

طراحان تست 3DMark، هوآوی را متهم به تقلب در آزمایش خود کردند. آن‌ها برای مطمئن شدن از این اتفاق بار دیگر از چند تلفن‌ هوشمند هوآوی دو تست مختلف گرفتند. نرم‌افزار آزمایش اول در دسترس عموم بود و دومی نسخه‌ی خصوصی همان نرم‌افزار بود. این شرکت دریافت که نتایج این دو آزمایش به‌طور چشم‌گیری با هم متفاوت است.

از آن‌جایی که نتیجه‌ی این دو آزمایش متفاوت بود، آن‌ها هوآوی را به استفاده از نرم افزاری برای ایجاد امتیاز مصنوعی در این آزمایش متهم کردند. در نتیجه، Underwriters Laboratories (UL) تلفن های زیر را از سایت خود حذف کرد:

Huawei P20
Huawei P20 Pro
Huawei Nova 3
Honor Play
Huawei در بیانیه ای اظهار داشت که نمرات تقویت شده در نتیجه عملکرد بهینه شده هوش‌مصنوعی در شرایط خاص است. اما اگر این ادعا حقیقت داشت عملکرد دستگاه‌ها فقط با استفاده از یک نسخه متفاوت از همان آزمون تغییر نمی کرد. این امکان وجود دارد که هوآوی از یک برنامه برای گرفتن امتیاز بالاتر در این آزمایش استفاده کرده باشد.

قواعد این سایت می‌گوید که این آزمایش باید همان‌طور که باقی برنامه‌های تلفن‌همراه اجرا می‌شوند، انجام شود. هوآوی پاسخ داد که در EMUI 9.0 به همه‌ی کاربرانش اجازه دسترسی به "Performance Mode" را می‌دهد و همه‌ی آنان می‌توانند از بیشترین قدرت تلفن خود استفاده کنند.

اما آیا اگر دست هوآوی هنگام استفاده از این قابلیت رو نمی‌شد، در آینده به کاربرانش اجازه‌ی استفاده از این قابلیت را می‌داد؟
mahin23 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قدیمی پنجشنبه ۲۲ شهريور ۹۷, ۰۰:۳۸   #4
جنود الهدى
کاربر عادی
 
آواتار جنود الهدى
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
ارسالها: 12
تشکر از ديگران: 0
تشکر از ایشان: 0 بار در 0 نوشته
جنود الهدى is on a distinguished road
Arrow بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...

بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...


الإمام ناصر محمد اليماني
28 - جمادى الآخرة - 1430 هـ
23 - 05 - 2009 مـ
02:46 صباحاً
ــــــــــــــــــــ
گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

بیان خلیفه ای که بعد از آدم به خلافت رسید...

بسم الله الرحمن الرحيم
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
هاروت یکی از نامهایی است که در کتاب به شیطان داده شده است.او خود ابلیس است که به دنبال(به دام کشیدن) ملک ماروت بود .ماروت جایگزین آدم وخلیفه خدا شد.خداوند با تبدیل او به انسان شهوت را نیز در وی نهاد که باعث شد به سرعت دچار فتنه گردد. او از جمله ملائکه ای بود که تصور می کرد اگر خداوند او را به عنوان خلیفه انتخاب کند؛ به هیچ وجه در زمین فساد نخواهد کرد و ازمنتقدان سرسخت انتخاب آدم به مقام خلافت بود ؛ از آنجا که او فرشته ای بود که ابتدا از نور آفریده و سپس به انسان تبدیل شده بود ؛ خود را شایسته تر از آدم می دانست. اما به سرعت پیرو هوا وهوسش شد و متأسفانه از رحمت خداوند مأیوس گردید. شیطان به دنبال وی افتاد و او را به کفر و پیوستن به خود دعوت کرد . ماروت این دعوت را پذیرفت و به خداوند کافر گردید. خداوند تعالی می فرماید:
{ وَاتْلُ عَلَيْهِمْ نَبَأَ الَّذِي آتَيْنَاهُ آيَاتِنَا فَانسَلَخَ مِنْهَا فَأَتْبَعَهُ الشَّيْطَانُ فَكَانَ مِنَ الْغَاوِينَ (175) وَلَوْ شِئْنَا لَرَ‌فَعْنَاهُ بِهَا وَلَـٰكِنَّهُ أَخْلَدَ إِلَى الْأَرْ‌ضِ وَاتَّبَعَ هَوَاهُ ۚ فَمَثَلُهُ كَمَثَلِ الْكَلْبِ إِن تَحْمِلْ عَلَيْهِ يَلْهَثْ أَوْ تَتْرُ‌كْهُ يَلْهَث ۚ ذَّٰلِكَ مَثَلُ الْقَوْمِ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا ۚ فَاقْصُصِ الْقَصَصَ لَعَلَّهُمْ يَتَفَكَّرُ‌ونَ (176) سَاءَ مَثَلًا الْقَوْمُ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَأَنفُسَهُمْ كَانُوا يَظْلِمُونَ (177) مَن يَهْدِ اللَّـهُ فَهُوَ الْمُهْتَدِي ۖ وَمَن يُضْلِلْ فَأُولَـٰئِكَ هُمُ الْخَاسِرُ‌ونَ (178) وَلَقَدْ ذَرَ‌أْنَا لِجَهَنَّمَ كَثِيرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ وَالْإِنسِ ۖ لَهُمْ قُلُوبٌ لَّا يَفْقَهُونَ بِهَا وَلَهُمْ أَعْيُنٌ لَّا يُبْصِرُ‌ونَ بِهَا وَلَهُمْ آذَانٌ لَّا يَسْمَعُونَ بِهَا ۚ أُولَـٰئِكَ كَالْأَنْعَامِ بَلْ هُمْ أَضَلُّ ۚ أُولَـٰئِكَ هُمُ الْغَافِلُونَ (179) }صدق الله العظيم، [الأعراف]
{و بر آنها بخوان سرگذشت آن کس را که آیات خود را به او دادیم؛ ولی او آز آنها جداشد و شیطان در پی او افتاد، و از گمراهان شد! (۱۷۵) و اگر می‌خواستیم، (مقام) او را با این آیات بالا می‌بردیم؛ ولی او به پستی گرایید، و از هوای نفس پیروی کرد! مثل او همچون سگ است که اگر به او حمله کنی، دهانش را باز، و زبانش را برون می‌آورد، و اگر او را به حال خود واگذاری، باز همین کار را می‌کند؛ این مثل گروهی است که آیات ما را تکذیب کردند؛ این داستانها را (برای آنها) بازگو کن، شاید بیندیشند (۱۷۶) چه بد مثلی دارند گروهی که آیات ما را تکذیب کردند؛ و آنها تنها به خودشان ستم می‌نمودند! (۱۷۷) آن کس را که خدا هدایت کند، هدایت یافته (واقعی) اوست؛ و کسانی را که (بخاطر اعمالشان) گمراه سازد، زیانکاران (واقعی) آنها هستند! (۱۷۸) به یقین، گروه بسیاری از جن و انس را برای دوزخ گذاردیم؛ آنها دلها [= عقلها] یی دارند که با آن (اندیشه نمی‌کنند، و) نمی‌فهمند؛ و چشمانی که با آن نمی‌بینند؛ و گوشهایی که با آن نمی‌شنوند؛ آنها همچون چهارپایانند؛ بلکه گمراهتر! اینان همان غافلانند (۱۷۹)}
هاروت و همتای اوماروت هر دو در آتش اند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که :
{ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ‌ فَلَمَّا كَفَرَ‌ قَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَ‌بَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ‌ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
{همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
یأجوج و مأجوج از نسل آنها هستند . گروه دیگری نیزدر میانشان هستند که دورگه اند. مادرانشان از نسل ملک هاروت (که همان شیطان است )می باشند و پدرانشان شیطانی از نسل بشر هستند. این دو در "زمین دارای دو مشرق "(ذات المشرقین)ساکن بوده و مشغول به گمراهی کشیدن جن و انس هستند. از آنجا که جنیان تا قبل از شنیدن قرآن باور نمی کردند کسی نسبت دروغ به خدا بدهد ؛ (سخنان) شیاطین را باور می کردند تا اینکه قرآن حقیقت آنها را عیان ساخت .آنها (جنیان) گفتند:
{وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا (5) }صدق الله العظيم، [الجن]
{ و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند!}
بدین معنی که جنیان حرف گروه دیگررا که از شیاطین جن وشیاطین انس بودند باورکردند. از آنجا که جن و انس گمان می کردند کسی جرأت نسبت دروغ دادن به خدا را ندارد ؛ حرف های شیاطین را باور کردند..به همین ترتیب انسان هایی هم که از نسل ماروت بودند؛ سخنان آنها را باور کرده و به جای عبادت خداوند به سوی پرستیدن شیاطین رفته و لذا گمراه تر شدند. مهم این است که در "زمین دارای دو مشرق" اقوام زیر حضور دارند:
اول:گروه شیاطین جن که پدرشان ملکی از گروه جنیان یعنی ملک هاروت است .
دوم:گروه انسانها که پدرشان از ملائکه بود ؛ منظور ملک ماروت است که به انسان تبدیل شد و نسل او شیطان پرست شدند.
سوم:گروه آخر نسل شیاطین بشرند که مادرانشان شیاطین مؤنث ولی پدرانشان شیاطین بشری هستند و نسل شیاطین مؤنث از نسل انسان ها . پیشی گرفته است. گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ وَيَوْمَ يَحْشُرُهُمْ جَمِيعًا يَامَعْشَرَ الْجِنِّ قَدْ اسْتَكْثَرْتُمْ مِنْ الإِنسِ وَقَالَ أَوْلِيَاؤُهُمْ مِنْ الإِنسِ رَبَّنَا اسْتَمْتَعَ بَعْضُنَا بِبَعْضٍ وَبَلَغْنَا أَجَلَنَا الَّذِى أَجَّلْتَ لَنَا قَالَ النَّارُ مَثْوَاكُمْ خَالِدِينَ فِيهَا إِلا مَا شَاءَ اللَّهُ إِنَّ رَبَّكَ حَكِيمٌ عَلِيمٌ }صدق الله العظيم، [الأنعام:128]
{و روزی که همه آنان را [در محشر] گرد آورد [و فرماید] ای گروه جن به راستی که شما از انسان ها زاد و ولد کردید، و پیروان آنها از میان انسانها پاسخ دهند که پروردگارا ما از همدیگر بهره‌ مند شدیم، و به اجلی که برای ما مقرر داشته بودی، رسیدیم، (خداوند) می‌گوید: «آتش جایگاه شماست؛ جاودانه در آن خواهید ماند، مگر آنچه خدا بخواهد» پروردگار تو حکیم و داناست. (۱۲۸)}
ملک ماروت همان انسانی بود که شیطان به او گفت کافر شو و او پذیرفت .مقصود از این آیه" آدم" نیست بلکه خلیفه بعد از اوست که به انسانی تبدیل گردیدکه دارای هوا و هوس بود .این انسان اول تابع نفس خود گردید و سپس شیطان به دنبالش افتاده و او را به کفر دعوت کرد .با نیرنگ به وی باوراند که مورد غفران خداوند قرار نمی گیرد . او هم از رحمت خداوند مأیوس شدلذا این مقصود خداوند تعالی از این فرموده است :
{ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنسَانِ اكْفُرْ‌ فَلَمَّا كَفَرَ‌ قَالَ إِنِّي بَرِ‌يءٌ مِّنكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّـهَ رَ‌بَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ‌ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
{همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
لذا می بینید که آیه به دو گروه اشاره دارد(صیغه مثنی) یک گروه ملک هاروت و ماروت و نسلشان که یأجوج و مأجوج هستند و گروه دیگر که دو رگه بوده و شیاطین مؤنث مادرانشان هستند و و پدرانشان از انسان های همین عالم هستند که می بینید چگونه در روی زمین فساد می کنند و در حق مؤمن نه مراعات خویشاوندی را میکنند و نه تعهدی دارند.
مأجوج ،انسانهایی هستند که از نسل ماروت بوده و در" زمین دارای دو مشرق" زندگی می کنند. واین فرموده خداوند تعالی در باره آنان است که:
{ وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنْتُمْ أَنْ لَنْ يَبْعَثَ اللَّهُ أَحَدًا }صدق الله العظيم، [الجن:7]
{و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
و متأسفانه شیاطین را به جای خداوند می پرستند . طبق فرمایش خداوند تعالی درمورد آنچه که جنیان از اخبار "زمین دارای دو مشرق" گفته اند (جنیانی که به قرآن گوش فرا داده بودند ):
{ وَأَنَّهُ كَانَ رِ‌جَالٌ مِّنَ الْإِنسِ يَعُوذُونَ بِرِ‌جَالٍ مِّنَ الْجِنِّ فَزَادُوهُمْ رَ‌هَقًا (6) وَأَنَّهُمْ ظَنُّوا كَمَا ظَنَنتُمْ أَن لَّن يَبْعَثَ اللَّـهُ أَحَدًا (7) }صدق الله العظيم، [الجن]
{و چنین بود که مردانی از انسانها به مردانی از جنیان پناه می‌بردند، و بر سرکشی آنان می‌افزودند (۶) و آنان نیز می‌پنداشتند همچنانکه شما می‌پندارید که خداوند هرگز کسی را بر نمی‌انگیزد (۷)}
اولین مکرشان این بود که یکی خود را خداوند و دیگری خود را مسیح فرزند خداوند معرفی نماید.اما زمانی که جنیان به قرآن گوش فرا دادند این حقیقت آشکار شد و به همین دلیل است که می گویند:
{ وَأَنَّهُ تَعَالَىٰ جَدُّ رَ‌بِّنَا مَا اتَّخَذَ صَاحِبَةً وَلَا وَلَدًا (3) وَأَنَّهُ كَانَ يَقُولُ سَفِيهُنَا عَلَى اللَّـهِ شَطَطًا (4) وَأَنَّا ظَنَنَّا أَن لَّن تَقُولَ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَى اللَّـهِ كَذِبًا (5) }صدق الله العظيم، [الجن]
{ و اینکه بلند است مقام باعظمت پروردگار ما، و او هرگز برای خود همسر و فرزندی انتخاب نکرده است! (۳) و اینکه سفیه ما (ابلیس) درباره خداوند سخنان ناروا[داشتن همسر و فرزند] می‌گفت! (۴) و اینکه ما گمان می‌کردیم که انس و جنّ هرگز بر خدا دروغ نمی‌بندند! (۵)}
منظور جنیان از" سفیه" شیطان است که ادعای خدایی کرده ولی همسر و فرزند نیز داشت. اما جنیان از نبی خداوند مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم اصلاً اطلاعی ندارند .شیطان و همتای او(ماروت) خبر مسيح عيسى ابن مريم صلى الله عليه وآله وسلم را کاملا پنهان کرده اند تا در مورد فتنه مسیح کذاب فریبشان آشکار نشود.او ادعا می کند عیسی مسیح فرزند مریم است به همین علت هم به او مسیح کذاب گفته می شود . شیطان می خواهد خود را عیسی مسیح فرزند مریم خوانده و سپس ادعای خدایی کند . لذا خبر برانگیخته شدن مسيح عيسى ابن مريم واقعی-صلى الله عليه وآله وسلم- کاملاً از زمین دارای دو مشرق پنهان شده است به طوری که جنیان فکر می کنند محمدرسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- بعد از نبی خداوند موسی برانگیخته شده است. آنها نمی دانند بعثت محمد رسول الله بعد از عیسی به وقوع پیوسته است . و به همین دلیل خداوند تعالی سخنانی که جنیان به قوم خود گفته اند را برایمان نقل می نماید که :
{ وَإِذْ صَرَ‌فْنَا إِلَيْكَ نَفَرً‌ا مِّنَ الْجِنِّ يَسْتَمِعُونَ الْقُرْ‌آنَ فَلَمَّا حَضَرُ‌وهُ قَالُوا أَنصِتُوا ۖ فَلَمَّا قُضِيَ وَلَّوْا إِلَىٰ قَوْمِهِم مُّنذِرِ‌ينَ (29) قَالُوا يَا قَوْمَنَا إِنَّا سَمِعْنَا كِتَابًا أُنزِلَ مِن بَعْدِ مُوسَىٰ }صدق الله العظيم، [الأحقاف:29-30]
{هنگامی که گروهی از جنّ را به سوی تو متوجّه ساختیم که قرآن را بشنوند؛ وقتی حضور یافتند به یکدیگر گفتند: «خاموش باشید و بشنوید!» و هنگامی که پایان گرفت، به سوی قوم خود بازگشتند و آنها را بیم دادند! (۲۹) گفتند: «ای قوم ما! ما کتابی را شنیدیم که بعد از موسی نازل شده}
خبر خداوند در مورد نا آگاهی جنیان از اینکه قرآن بعد از عیسی فرستاده شده است ،حکمتی دارد تا به اجازه خداوند از مکر شیطان رانده شده و برنامه های آتی او خبردارشده و به اذن خداوند همه این مکر را خنثی سازیم؛ من از جانب خداوند چیزی می دانم که شما نمی دانید...و آگاه باشید که ساکنان زمینی که دومشرق دارد چند گروه اند گروهی از آنها انسان هستند که پدرشان از ملائکه بوده است و گروه دیگر دورگه هستند که مادرانشان از شیاطین مؤنث و پدرانشان از شیاطین بشری اند که دانسته با شیاطین مؤنث ارتباط برقرار کرده و با پیروی از امر شیطان سعی در تغییر آفرینش خداوند(و ایجاد یک نسل جدید) دارند و به جای خداوند دختران ابلیس را می پرستند.گواه آن فرموده خداوند تعالی است که:
{ وَمَن يُشْرِ‌كْ بِاللَّـهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَالًا بَعِيدًا (116) إِن يَدْعُونَ مِن دُونِهِ إِلَّا إِنَاثًا وَإِن يَدْعُونَ إِلَّا شَيْطَانًا مَّرِ‌يدًا (117) لَّعَنَهُ اللَّـهُ ۘ وَقَالَ لَأَتَّخِذَنَّ مِنْ عِبَادِكَ نَصِيبًا مَّفْرُ‌وضًا (118) }صدق الله العظيم، [النساء]
{هر کس به خدا شرک آورد، پس بدون شک به شدت در گمراهی افتاده است.(116)(مشرکان) جز خدا مؤنث ها(دختران ابلیس) را می خوانند و (در حقیقت) جز شیطان سر کش را نمی خوانند.(117)خداوند او را از رحمت خویش دور ساخته ، و او گفت: «از بندگان تو، سهمی معین خواهم گرفت.(118)}
اینها که به جای خداوند، با آگاهی طاغوت رامی پرستند ، سهم شیطانند و ذریه آنها ساکنان جن و انس "زمین دارای دو مشرق" را گمراه می نمایند. آنها کاملاً آگاهند که در حال دادن نسبت ناحق به خداوند هستند. از آنجا که جنیان فکر نمی کنند کسی جرأت داشته باشد به خداوند نسبت دروغ بدهد, حرفهایشان را باور میکنند. همانگونه که پدران آنها در اینجا به شما دروغ گفته واز راه راست منحرفتان کرده اند و آگاهانه به خدا نسبت نادرست داده اند...
ای جویای محترم حق آیا متوجه گردیدی که مهدی منتظر از ذکر(قرآن) چه خبری را بیان کرد؟ خداوند به قلبت نور داده و و با دادن بصیرت نسبت به حق و مطهرکردنت(از شرک) در راه راست-صراط مستقیم-ثابت قدم گرداند
می خواهم چیزی را به شما خبر دهم ، اگر خداوند اراده نماید شما برای خلافت ملائکه در زمین قرار خواهد داد.
{ وَلَوْ نَشَاءُ لَجَعَلْنَا مِنْكُمْ مَلائِكَةً فِي الأَرْضِ يَخْلُفُونَ }صدق الله العظيم، [الزخرف:60]
{و هرگاه بخواهیم به جای شما در زمین فرشتگانی قرار می‌دهیم که جانشین گردند! (۶۰)}
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين..
برادرتان امام مهدی منتظر ناصر محمد یمانی

الإمام ناصر محمد اليماني
11-04-2009
11:18 pm

بسم الله الرحمن الرحیم
خداوند تعالی می فرماید:
{ إِنَّهُ يَرَاكُمْ هُوَ وَقَبِيلُهُ مِنْ حَيْثُ لا تَرَوْنَهُمْ }صدق الله العظيم، [الأعراف:27]
{چه اینکه او و همکارانش شما را می‌بینند از جایی که شما آنها را نمی‌بینید؛ }
و خداوند تعالی می فرماید:
{ كَمَثَلِ الشَّيْطَانِ إِذْ قَالَ لِلْإِنْسَانِ اكْفُرْ فَلَمَّا كَفَرَ قَالَ إِنِّي بَرِيءٌ مِنْكَ إِنِّي أَخَافُ اللَّهَ رَبَّ الْعَالَمِينَ (16) فَكَانَ عَاقِبَتَهُمَا أَنَّهُمَا فِي النَّارِ خَالِدَيْنِ فِيهَا ۚ وَذَٰلِكَ جَزَاءُ الظَّالِمِينَ (17) }صدق الله العظيم، [الحشر]
{همچون شیطان است که به انسان(ماروت) گفت: «کافر شو امّا هنگامی که کافر شد گفت: «من از توبرائت می جویم، من از خداوندی که پروردگار عالمیان است بیم دارم!» (۱۶)سرانجام کارشان این شد که هر دو در آتش دوزخ خواهند بود، جاودانه در آن می‌مانند؛ و این است کیفر ستمکاران! (۱۷)}
بدین گونه (منظور)همتای شیطان یعنی ملک ماروت و فرزندانشان(یأجوج و مأجوج) ودورگه های شیاطین بشر هستند که از هر پشتی زادو ولد می کنند اما اکثر انسان ها نمی دانند.
وسلامٌ على المُرسلين والحمدُ لله رب العالمين
الإمام ناصر محمد اليماني 


[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]
سايت امام مهدى ناصر محمد يمانى

[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]

انجمن: فارسي

ترجمه بیانات امام مهدی به زبان فارسی

[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]
جنود الهدى آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قدیمی پنجشنبه ۲۲ شهريور ۹۷, ۰۰:۳۹   #5
جنود الهدى
کاربر عادی
 
آواتار جنود الهدى
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۹۷
ارسالها: 12
تشکر از ديگران: 0
تشکر از ایشان: 0 بار در 0 نوشته
جنود الهدى is on a distinguished road
پیش فرض الخليفة البدل من بعد آدم ...

امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند

الإمام ناصر محمد اليماني
30 - جمادى الأولى - 1428 هـ
18 - 04 - 2007 مـ
08:52 مساءً

ـــــــــــــــــــ

گفتاری مختصر در باره مسیح کذاب و بی شرم.

امام ناصر محمد یمانی علمای اسلام را به مناظره جدی فرا می خواند


بسم الله الرحمن الرحيم

از جانب عبد و خلیفه خداوند بر بشر، مهدی منتظر امام دوازدهم از اهل بیت پاک ومطهر - هرکه می خواهد(به این امر) ایمان بیاورد و هرکه می خواهد کافر گردد - از امام یاری دهنده (ناصر) به محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم؛ به تمام علمای سنی و شیعه و علمای تمام مذاهب اسلامی و پیروانشان، السلام عليكم ورحمة الله وبركاته، السلام علينا وعلى عباد الله الصالحين في السماوات والأرض في كُل زمان ومكان إلى يوم الدين، ثم أما بعد ...


خطاب من به تمام علمای امت اسلامی است، همه شما را دعوت می کنم تا نه برای سرگرمی بلکه به صورتی کاملاً جدی به مباحثه بپردازیم. گفتگویی که بر اساس براهین و دلایل قاطع و روشن و برگرفته از قرآن باشد ؛ و برای مردم روشن کند که آیا من واقعاً مهدی منتظرم، یا مثل مفتریان دیگری هستم که ادعای مهدویت کرده اند. اگر توانستید با دلیل و حجت واضح از قرآن مرا شکست دهید؛ برای مردم مشخص خواهد شد که من در گمراهی بوده و احدی از من پیروی نخواهد کرد.اما اگر من حقیقت را برایتان ثابت کردم، برای شما و تمام مردم عالم روشن خواهد شد که دعوت من به سوی حق و هدایت به راه راست –صراط مستقیم- است راه خداوند عزیز و حمید.

من نه رسول خداوند هستم و نه نبی او، بلکه خداوند مرا امام شما و داور بین شما قرار داده است تا به حق در مسائل مورد اختلاف بین تان داوری نمایم . نه وحی جدیدی در کار است و نه کتابی جدید ، بلکه بازگشت است : در درجه اول به کتاب خداوند ودر درجه دوم به سنت محمد رسول الله صلى الله عليه وسلم. بین کتاب خداوند و سنت رسولش تفاوتی قایل نمی شوم چرا که سنت رسول الله چیزی بیش از این قرآن عظیم نبوده،و تنها توضیح وبیان همین قرآن برای عالمیان است. شایسته سنت رسول الله نیست که با آنچه از جانب خداوند در قرآن نازل شده است، مغایرت و مخالفت داشته باشد ؛لذا من ازعلمای امت اسلامی دعوت می کنم که در مطالب مورد اختلاف، حکمبت قرآن عظیم را بپذیرند .پس به اذن خداوند بین آنها به حق حکم خواهم کرد. این حکم از روی میل و براساس گمان نخواهد بود چرا که گمان در بیان حق جایی ندارد و کسی را از آن بی نیاز نمی کند؛ بلکه استخراج حکم قطعی و نهایی به دور از بیهوده گویی و بر اساس قرآن عظیم خواهد بود...وبه جز از قرآن به چه حدیثی می خواهید ایمان بیاورید؟

آنچه که از سنت رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را که حق باشد ، برایتان ثابت کرده و خود نیزاز آن پیروی می کنم و احادیث باطلی که از جانب خداوند دلیلی برای آن فرستاده نشده و (مطالب)افترایی است که توسط برخی از صحابه(ظاهری)رسول الله به خداوندو رسولش داده شده را نیز برایتان ثابت خواهم کرد. این افراد نه از صحابه (واقعی)پیامبر ، که صحابه شیطان رجیم و اولیاء مخلص او وبندگان طاغوت و شیاطین بشر از قوم یهود بودند که در قرآن عظیم از آنها یاد شده و سوره ای نیز در موردشان نازل گردید ،تا رسول الله و صحابۀ طیب و طاهری که با تمام وجود با او بودند، از آنها برحذر باشند . مکارانی از طائفه یهود که به اسلام و ایمان تظاهر کردند تا از صحابه رسول الله شوند ولی علیرغم ظاهرشان در باطن برعلیه خداوند و رسول و مؤمنین دسیسه می کردند ؛ لذا از راویان حدیث شدند تا با روایت هایی که هم با کلیت قرآن و هم با آیات محکم و واضح آن اختلاف زیادی دارند، مسلمانان را از راه خداوند گمراه کنند .خداوند تعالی در سوره المنافقین می فرماید:

{إِذَا جَاءَكَ الْمُنَافِقُونَ قَالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُ اللَّـهِ ۗ وَاللَّـهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَ‌سُولُهُ وَاللَّـهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنَافِقِينَ لَكَاذِبُونَ ﴿١﴾ اتَّخَذُوا أَيْمَانَهُمْ جُنَّةً فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ ﴿٢﴾ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ آمَنُوا ثُمَّ كَفَرُ‌وا فَطُبِعَ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَهُمْ لَا يَفْقَهُونَ ﴿٣﴾ وَإِذَا رَ‌أَيْتَهُمْ تُعْجِبُكَ أَجْسَامُهُمْ ۖ وَإِن يَقُولُوا تَسْمَعْ لِقَوْلِهِمْ ۖ كَأَنَّهُمْ خُشُبٌ مُّسَنَّدَةٌ ۖ يَحْسَبُونَ كُلَّ صَيْحَةٍ عَلَيْهِمْ ۚ هُمُ الْعَدُوُّ فَاحْذَرْ‌هُمْ ۚ قَاتَلَهُمُ اللَّـهُ ۖ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ﴿٤﴾}صدق الله العظيم

{هنگامی که منافقان نزد تو آیند می‌گویند: «ما شهادت می‌دهیم که یقیناً تو رسول خدایی!» خداوند می‌داند که تو رسول او هستی، ولی خداوند شهادت می‌دهد که منافقان دروغگو هستند (و به گفته خود ایمان ندارند). (۱) آنها سوگندهایشان را سپر ساخته‌اند و مردم را از راه خدا باز داشته اند، و کارهای بسیار بدی انجام می‌دهند! (۲) این بخاطر آن است که نخست ایمان آوردند سپس کافر شدند؛ از این رو بر دلهای آنان مهر نهاده شده، و حقیقت را درک نمی‌کنند! (۳) هنگامی که آنها را می‌بینی، جسم و قیافه آنان تو را در شگفتی فرو می‌برد؛ و اگر سخن بگویند، به سخنانشان گوش فرا می‌دهی؛ اما گویی دیرک تکیه داده شده به دیوارند! هر فریادی از هر جا بلند شود بر ضد خود می‌پندارند؛ آنها دشمنان واقعی تو هستند، پس از آنان بر حذر باش! خداوند آنها را بکشد، چگونه از حق منحرف می‌شوند؟! (۴)}
ای علمای امت اسلامی خداوند نفرموده است نزدیک بود مانع پیروی از راه خداوند شوند؛ بلکه خداوند تعالی می فرماید: {فَصَدُّوا عَن سَبِيلِ اللَّـهِ ۚ إِنَّهُمْ سَاءَ مَا كَانُوا يَعْمَلُونَ} صدق الله العظيم،خداوند روشن می کند که یهودیان منافق که از شیطان های بشر بودند موفق شده اند از راویان حدیث (جعلی)گردیده و مانع پیروی از راه خداوند گردند. صحابه ای که قلبشان مردد یا منحرف بود و کسانی که علم کافی نداشتند به آنها گوش دادند واینگونه شد که احادیثی به ما رسید که دلیلی نداریم ازجانب خداوند فرستاده شده باشند زیرا با قرآن عظیم به کلی متفاوت و مغایرند. حال ای علمای امت اسلامی راه چاره چیست؟ به شما بگویم که امکان بهانه آوردن(هم) ندارید و این خداوند و رسولش هستند که با ارائه راهکار این مشکل ، حجت را بر شما تمام کرده اند .راه حل و حکم در قرآن عظیم ذکر شده است.لذا اگر ما در قرآن تدبر کنیم؛ بین قرآن و احادیث مجعول اختلاف بسیاری پیدا می کنیم. راویان منافق حدیث وقتی همراه با صحابه واقعی به حضور رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم - می رسیدند؛ در مقابل رسول الله به صحابه حقیقی ایشان می گفتند "اطیعوا الله و رسوله"(از خداوند و رسولش اطاعت کنید) و به آنها سفارش می کردند تا بیانات رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را درست نقل کنند؛خداوند تعالی می فرماید:

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ وَإِذَا جَاءَهُمْ أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ أَوِ الْخَوْفِ أَذَاعُوا بِهِ ۖ وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ لَعَلِمَهُ الَّذِينَ يَسْتَنبِطُونَهُ مِنْهُمْ ۗ وَلَوْلَا فَضْلُ اللَّـهِ عَلَيْكُمْ وَرَ‌حْمَتُهُ لَاتَّبَعْتُمُ الشَّيْطَانَ إِلَّا قَلِيلًا ﴿٨٣﴾} صدق الله العظيم [النساء]
{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲) و هنگامی که (کلامی) از امن یا ترس به آنها برسد از آن درمیان خود سخن می گویند ،در حالی که اگر آن را به پیامبر و صاحبان امرشان(اولی الأمر)باز می گرداندند،از حقیقت امر آگاه می شدند،و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود،جز اندکی،(همگی) از شیطان پیروی می کردید. }
ای علمای امت، خداوند شما را خطاب قرار می دهد ،ای مسلمانان اگر آنچه که برایتان آورده شد {أَمْرٌ‌ مِّنَ الْأَمْنِ} بود ؛ این از جانب خداوند و رسولش است وهرکس از خداوند ورسولش اطاعت نماید هم در دنیا در امنیت خواهد بود و هم در آخرت؛ {أَوِ الْخَوْفِ} این از جانب غیر خداو از احادیث و روایات شیاطین بشر یهودی است {أَذَاعُوا بِهِ} این به اختلاف علمای مسلمین اشاره دارد ،عده ای آنرا به حق از جانب خداوند و رسولش می دانند ؛ عده ای در آن تردید کرده و در مورد حقیقی بودن آن تشکیک می کنند در حالیکه اگر آنرا به نزد رسول الله {وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ} و اگررسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- نبودند نزد{وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} می بردند ،می توانستند از حقیقت آن آگاه شوند. "اولی الأمر" راسخون درعلم اند و خداوند دانش کتاب قرآن عظیم و محکمات و متشابهات آنرا به آنها الهام نموده است تا در هر عصری (که باشند) این دانش دلیلی برای خلافت آنها باشد. خداوند تعالی می فرماید: {ثُمَّ أَوْرَ‌ثْنَا الْكِتَابَ الَّذِينَ اصْطَفَيْنَا مِنْ عِبَادِنَا سپس این کتاب (آسمانی) را به گروهی از بندگان برگزیده خود به میراث دادیم}[فاطر:32]

خداوند آنان را قادر می سازد تا بتوانند حکم حق را درمورد حدیث مورد مناقشه بین علمای مسلمین ،از قرآن استخراج نمایند .چراکه خداوند شما را آگاه فرموده است که اگر به قرآن بازگشته و با تدبر آن را قرائت نمایید بین حقیقت قرآنی و آنچه که در این حدیث از آن به عنوان حقیقت سخن به میان آمده است اختلاف زیادی خواهید یافت .لذا خداوند قرآن را تا روز قیامت از تحریف محفوظ نگاه داشته است تا در موارد اختلاف علمای حدیث مرجع اساسی باشد.اگر کسی گفت برادر! خداوند در این آیه با کفار صحبت می نماید که: {أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند} جواب من این است که خیر خطاب خداوند به کسانی است که به اوو رسولش ایمان دارند ، به همین دلیل می فرماید:{وَلَوْ رَ‌دُّوهُ إِلَى الرَّ‌سُولِ وَإِلَىٰ أُولِي الْأَمْرِ‌ مِنْهُمْ} لذا (منظور از مِنْهُمْ) مؤمنان است نه کافران.
ای علمای امت اسلام ؛ آیا بالاخره به فرمان خداوند در مورد رجوع به کتاب مرجع گردن می نهید؟ کتابی که هیچ باطلی نه در گذشته به آن راه یافته و نه در آینده بدان راه خواهد یافت؟ کتابی که راهنما و رحمت بر مؤمنان بوده و ذکر محفوظی است که تا روز جزا از تحریف درامان خواهد بود. هرجا دیدیم حدیثی به کلی با قرآن اختلاف زیادی دارد ، به یقین می دانیم که خداوند برای آن دلیلی نفرستاده و به دروغ به خداوند و رسولش نسبت داده شده است . چراکه هم قرآن از جانب خداست و هم سنت ؛ سنت خداوند برای روشن کردن آیات نازل شده در قرآن عظیم است . دو جزئی که از یکدیگر جدا نبوده و در هیچ امری ؛هیچگونه اختلافی با یکدیگر ندارند .هرکس به قرآن یا ( آن قسمتی از)سنت رسول الله که مخالف قرآن نیست ایراد گرفته و یا در آن دو تردید کند؛ به آنچه که به محمد صلى الله عليه وآله وسلم فرستاده شده کافر است.
ای علمای امت اسلام؛ حق پیروانتان برگردن شماست چون اگر شما هدایت شده و باور کنید آنها نیز پذیرفته و هدایت می شوند و اگر شما نپذیرفته و تکذیب کنید ،آنها نیز چنان می کنند. گرچه ( بهانه پیروی از شما) در برابر خداوند برایشان فایده ای نداشته و از بارگناهان شان نمی کاهد؛ ولی اگر دعوت رجوع به کتاب خداوند را رد کنید ،هم بار گناه خودتان را بر دوش خواهید کشید هم بار گناهان آنها را وکجاست داوری که بهتر از خداوند حکم کند؟

{فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَ اللَّـهِ وَآيَاتِهِ يُؤْمِنُونَ ﴿٦﴾}[الجاثية]

{ به کدام سخن بعد از سخن خدا و آیاتش ایمان می‌آورند؟!}

من تاکنون نسبت کفر به شما نداده ام ؛ بلکه اگر از این پس سرپیچی کنید.....اهل سنت می گویند : آنچه که از پدران ما برجا ی مانده برای ما کافیست و ما دنباله رو آنها هستیم ؛ حال چه این میراث مخالف قرآن باشد و چه موافق آن.ما می دانیم که آنها افراد قابل اعتمادی بوده و به طور کامل زیرنظر بوده اند .لذا اگر اول کفش پای چپشان را در می آوردند بعد کفش پای راستشان را ؛ماهم چنان می کنیم. 

ای علمای سنت، مرا سزاوار نیست که در صداقت راوی حدیث شک کرده و به آنها بی حرمتی کنم، بلکه حقیقت (اعمال) آنها را به خدایی که از نگاه های دزدیده و رازهای پنهان در سینه ها آگاه است واگذار می کنم. چه بسا کسی بگوید این حدیث جعلی را فلانی از فلانی از فلانی از رسول الله شنیده است آنها مثل آن گرگی که خون یوسف بر گردنش گذاشته شده بیگناهند.لذا بی حرمتی و یا تردید در باره احدی از صحابه رسول الله -صلى الله عليه وآله وسلم- را حرام می کنم. بلکه بدون ذکر راوی، حدیثی که می بینم با آیات محکم کتاب مغایرت دارد را رد می کنم. ممکن است حدیث از جانب چند نفر ذکر شده و انتقال یافته باشد اما فقط یکی از این افراد است که گناه جعل حدیث؛ بر عهده اوست .من که نمی دانم کدام یک گناهکار است بین من و آنها صدها سال فاصله است! البته اگر هم عصر یکی از آنها بودم تا سؤال زیر را نمی پرسیدم به کسی توهین نمی کردم. سؤال این است : آیا رسول الله این حدیث را بیان فرموده اند؟ اگر جواب مثبت می داد گردنش را زده و انگشتانش راقطع می کردم تا قلبم آرام گرفته و عصبانیتم فرو نشیند.مگرمیتوانم بپذیرم سخن او درست و قابل قبول باشد و کتاب خداوند رب العالمین دروغ؟ مگر می شود رسول الله که از روی هوا و میل خود سخنی نمی گفت، کلامی را بیان کند که در مخالفت آشکار با آیات محکم و روشن کتاب خدا باشد ؟ آیاتی که به وضوح خورشیدی هستند که در پهنه آسمان است.و من از این آیات روی گردانیده و حدیثی را بپذیرم که ماهیت آن با حقایق آنها (آیات محکم کتاب)اختلاف داشته باشد.

شما را چه شده است چگونه حکم می کنید که خداوند با معجزات به دشمن من مسیح دجال کمک می کند تا گواهی بر صحت ادعایش باشد. به آسمان می گوید ببار ؛ می بارد.. به زمین می گوید برویان؛ می رویاند .سپس مرده را زنده می کند ؛ مردی را از وسط به نیمه کرده و از وسط نصف کرده و سپس او را بعد از مرگ دوباره زنده می کند؟ آیا آدم عاقل این سخنان را باور می کند؟به خدا اگر به الاغ بگویی: ای الاغ می دانی در آخرالزمان مسیح دجالی است که خروج کرده و ادعا می کند که خداست و آسمان و زمین آفریده اوست. بعد برای اثبات راستگویی اش به آسمان می گوید ببار؛ می بارد . به زمین می گوید برویان؛ رویش می کند؟؟الاغ سرش را بالا آورده و با عصبانیت گوش هایش را راست کرده و می گوید: به خدا نمی تواند این کارها را کرده و ادعای خدایی بکند، خدا را نسزد که با دلایل واقعی و حقیقی ادعای باطلی را تأیید نماید. خداوند پاک و منزه و بسیار والامقام تر از این است . (واین افترا؛ برتری طلبی بزرگی است!!)

ای مسلمان ها ، شما را چه شده است که مثل الاغی شده اید که نمی داند بارش چیست؟ این قرآن را می خوانید ولی حقایق آیات محکم و واضح و روشن آنرا درک نمی کنید. با تمام احترامی که برای علمای مسلمان وپیروانشان قائل هستم؛ این چیزی جز حقیقت نیست. این مثالی است که در قرآن در مورد کسانی زده شده است که کتاب خداوند را خوانده و بدون تدبر ازنشانه های آیات محکم کتاب می گذرند . . آیاتی که خداوند آن ها را برای هر فرد عرب زبانی به وضوح و روشنی بیان نموده است.

بیایید تا برایتان هزار دلیل و برهان حقیقی در رد احادیث فتنه برانگیزی که در آن ذکری از یاری شدن مسیح دجال با معجزاتی از جانب خداوند شده است بیاورم. من به آیات متشابه استناد نخواهم کرد بلکه از آیات محکم ؛واضح و روشنی که برای عالم و جاهل و هر عرب زبانی قابل درک است دلیل می آورم . خداونداین آیات رااساس کتاب(ام الکتاب) قرار داده و شب و روزشان یکی است(کاملاً روشن هستند) وتنها کسانی که در حق خود ظلم کنند از آن منحرف می شوند. به همین علت است که خداوند آنها (آیات محکم)را از تأویل توسط محمد صلى الله عليه وسلم وناصر محمد بی نیاز ساخته است. خداوند باطن و ظاهر آنها را مثل یکدیگر قرار داده است تا دیگرنیازی به تفسیر وتأویل محکمات قران نباشد هرکس که عربی بداند وقتی آن را بخواند ظاهر و باطن آن را درک می کند.

اما ای علمای مسلمان – این چه ننگ شومی است که –یهودیان توانسته اند در زمینه قرآن باعث گمراهی شما شوند . در مورد آیات متشابه که جز خداوند کسی تأویل آن را نمی داند ؛ نمی توان شما را سرزنش کرد؛ اما (درباره)انحراف از آیات محکم چه؟آیات واضح و روشنی که اساس کتاب هستند تا باعث تحکیم باور مسلمانان نسبت به خدایشان شود که :
کسی جز پدیدآورنده آسمانها و زمین قادر به نزول باران نیست.

{فَقَالَ لَهَا وَلِلْأَرْ‌ضِ ائْتِيَا طَوْعًا أَوْ كَرْ‌هًا قَالَتَا أَتَيْنَا طَائِعِينَ ﴿١١﴾} [فصلت]

{ به آن و به زمین( هفتگانه) دستور داد: «به وجود آیید (و شکل گیرید)، خواه از روی اطاعت و خواه اکراه!» آنها گفتند: «ما از روی طاعت می‌آییم }

{هَـٰذَا خَلْقُ اللَّـهِ فَأَرُ‌ونِي مَاذَا خَلَقَ الَّذِينَ مِن دُونِهِ ۚ} [لقمان:11] 

{این آفرینش خداست؛ امّا به من نشان دهید معبودانی غیر او چه چیز را آفریده‌اند}

اما برای اثبات این امر ،بنگرید جواب یک مؤمن به کسی که ادعای خدایی می کند چگونه است. خداوند تعالی می فرماید:

{وَتِلْكَ حُجَّتُنَا آتَيْنَاهَا إِبْرَ‌اهِيمَ} [الأنعام:83]

{اینها دلایل ما بود که به ابراهیم دادیم}
ترا به خدا نگاه کنید ابراهیم علیه الصلاة و السلام در برابر فردی که ادعای خدایی کرد چگونه از خداوند حجت آورد. ابراهیم به او گفت:

{رَ‌بِّيَ الَّذِي يُحْيِي وَيُمِيتُ قَالَ أَنَا أُحْيِي وَأُمِيتُ}[البقرة:258]

{ابراهیم گفت: «خدای من آن کسی است که زنده می‌کند و می‌میراند.» او گفت: «من نیز زنده می‌کنم و می‌میرانم!}

ابراهیم گفت اگر راست می گویی نشانم بده؟ او دو زندانی آورد و گفت این یکی را اعدام می کنم پس او را کشته ام ،دیگری را رها می سازم تا زنده بماند. مقصود ابراهیم این نبود .اوآفرینش انسان و زنده کردن آن بعد از مرگ اشاره داشت. مدعی خدایی فکر کرد که مباحثه با ابراهیم پیروز شده است. ابراهیم گفت:

{فَإِنَّ اللَّـهَ يَأْتِي بِالشَّمْسِ مِنَ الْمَشْرِ‌قِ فَأْتِ بِهَا مِنَ الْمَغْرِ‌بِ فَبُهِتَ الَّذِي كَفَرَ‌ ۗ} [البقرة:258]

{خداوند، خورشید را از افق مشرق می‌آورد؛ خورشید را از مغرب بیاور آن مرد کافر، مبهوت شد.}
ای مسلمانان ( آگاه باشید) که صحابه یهودی نمی توانست مستقیماً قرآن را تحریف کند ، لذا با وارونه کردن احادیث باعث شد تا به آنچه که خداوند برمحمد صلى الله عليه وآله وسلم نازل فرموده است کافر شوید. درباره این احادیث زیاد با من بحث خواهید کردید ولی هیهات...من با کمک قرآن به جهاد با شما برخاسته و در مقابلتان ایستادگی می کنم. اینگونه احادیث جعلی را زیر پا انداخته و پایمال میکنم واین کتاب خداوند و سنت رسولش است که بر سرم جای دارند.

من در قرآن درباره این عقیده منکرو باطل، چیزی پیدا نمی کنم، بلکه می بینم خداوند با فرستادن معجزات به یاری انبیاء و رسولانش می
آید تا تأییدی بر صحت دعوتشان باشد.آیا غیر از خداوندی که پیامبران ؛مردم را به عبادت خالی از شرک او دعوت می نمایند ؛ کس دیگری قادر به این کار هست؟ اگر دعوت به سوی باطل باشد با معجزات کمک که نمی شود هیچ بلکه آنها را گرفتار عذاب بسیار بدی می کند. سنت خداوند در کتابش این است که معجزات را نمی فرستد مگر برای اینکه مردم را بترساند تا دعوت رسولان را تکذیب نکنند و در غیر این صورت با عذاب خداوند هلاک خواهند شد. خداوند تعالی می فرماید:

{وَإِن مِّن قَرْ‌يَةٍ إِلَّا نَحْنُ مُهْلِكُوهَا قَبْلَ يَوْمِ الْقِيَامَةِ أَوْ مُعَذِّبُوهَا عَذَابًا شَدِيدًا ۚ كَانَ ذَٰلِكَ فِي الْكِتَابِ مَسْطُورً‌ا ﴿٥٨﴾وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾} صدق الله العظيم [الإسراء]

{ هیچ شهر و آبادی نیست مگر اینکه آن را پیش از روز قیامت هلاک می‌کنیم؛ یا به عذاب شدیدی گرفتارشان خواهیم ساخت؛ این، در کتاب الهی [= لوح محفوظ] ثبت است. (۵۸)هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}

سیاق این آیه نشان دهنده قانون فرستادن معجزه در کتاب خداوند است. خداوند ازارسال معجزه برای محمد صلى الله عليه وسلم امتناع نکرده است که آن را برای مسیح دجال نگه دارد. خداوند تعالی علت آن (عدم ارسال معجزه برای رسول الله)را برایمان بیان نموده است:

{وَمَا مَنَعَنَا أَن نُّرْ‌سِلَ بِالْآيَاتِ إِلَّا أَن كَذَّبَ بِهَا الْأَوَّلُونَ ۚ وَآتَيْنَا ثَمُودَ النَّاقَةَ مُبْصِرَ‌ةً فَظَلَمُوا بِهَا ۚ وَمَا نُرْ‌سِلُ بِالْآيَاتِ إِلَّا تَخْوِيفًا ﴿٥٩﴾}صدق الله العظيم
{هیچ چیز مانع ما نبود که این معجزات (درخواستی بهانه‌جویان) را بفرستیم جز اینکه پیشینیان (که همین درخواستها را داشتند، و با ایشان هماهنگ بودند)، آن را تکذیب کردند؛ (از جمله،) ما به (قوم) ثمود، ناقه دادیم؛ (معجزه‌ای) که روشنگر بود؛ اما بر آن ستم کردند (و ناقه را کشتند). ما معجزات را فقط برای بیم دادن (و اتمام حجت) می‌فرستیم. (۵۹)}
ای مسلمانان ( بدانید که ) یهودیان در مورد" قاعدۀ معجزات در کتاب خداوند" شما را به فتنه دچار کرده اند. قطعاً واز روز ازل خداوند هیچگاه مدعیان باطل را با معجزه یاری نکرده است... پاک و منزه است او ؛ او بسی بالاتر ازاین (افترای) بزرگ است.چگونه ممکن است خداوند پیروان باطل را با فرستادن معجزه یاری کند؟ ای مسلمانان آخر این چه افترایی است که به آن ایمان دارید؟ اما من نسبت به این افترای یهودی کافرم و به وسیله قرآن عظیم به جنگ این افترا آمده و آن را باطل می کنم .اگر همه شیاطین جن و انس جمع شوند نمی توانند حتی یک حقیقت مانند حقایق این کتاب عظیم بیاورند. اگر به کمک و یاری یکدیگر هم بیایند؛ همگی شان باهم باز قادر نخواهند بود حتی یک پشه خلق کنند.اما ای مسلمانان شما به دروغ بسیار بزرگتر از پشه ایمان آورده و فکر می کنید مسیح دجال مرده را زنده میکند!

ممکن است کسی سخن مرا قطع کند که بگوید:" صبرکن ؛ مسیح دجال فقط یک نفر را زنده می کند ".مادرهایتان به عزایتان بنشینند .آخر زنده کردن (همان) یک نفر دلیلی خواهد بود که او قادر است همه مرده ها را مثل همین مردی که دوشقه کرده بود،زنده کند . حال بیایید حکم کتاب خداوند را برایتان بیاورم که آیا پیروان باطل قادر به این کار هستند؟ می بینید که خداوند می فرماید اگر قادر باشند به جای خداوند این کار را انجام دهند، ادعای پیروان باطل به اثبات می رسد. خداوند تعالی می فرماید:

{فَلَا أُقْسِمُ بِمَوَاقِعِ النُّجُومِ ﴿٧٥﴾ وَإِنَّهُ لَقَسَمٌ لَّوْ تَعْلَمُونَ عَظِيمٌ ﴿٧٦﴾إِنَّهُ لَقُرْ‌آنٌ كَرِ‌يمٌ ﴿٧٧﴾ فِي كِتَابٍ مَّكْنُونٍ ﴿٧٨﴾ لَّا يَمَسُّهُ إِلَّا الْمُطَهَّرُ‌ونَ ﴿٧٩﴾ تَنزِيلٌ مِّن رَّ‌بِّ الْعَالَمِينَ ﴿٨٠﴾ أَفَبِهَـٰذَا الْحَدِيثِ أَنتُم مُّدْهِنُونَ ﴿٨١﴾ وَتَجْعَلُونَ رِ‌زْقَكُمْ أَنَّكُمْ تُكَذِّبُونَ ﴿٨٢﴾ فَلَوْلَا إِذَا بَلَغَتِ الْحُلْقُومَ ﴿٨٣﴾ وَأَنتُمْ حِينَئِذٍ تَنظُرُ‌ونَ ﴿٨٤﴾ وَنَحْنُ أَقْرَ‌بُ إِلَيْهِ مِنكُمْ وَلَـٰكِن لَّا تُبْصِرُ‌ونَ ﴿٨٥﴾ فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾} صدق الله العظيم [الواقعة]

{ سوگند به جایگاهی که ستارگان اشغال می کنند (۷۵) و این سوگندی است بسیار بزرگ، اگر بدانید! (۷۶)که آن، قرآن کریمی است، (۷۷) که در کتاب محفوظی جای دارد، (۷۸) و جز پاکان نمی‌توانند به آن دست یابند (۷۹) آن از سوی پروردگار عالمیان نازل شده؛ (۸۰) آیا این سخن را سست و کوچک می‌شمرید، (۸۱) و به جای شکر روزی هایی که به شما داده شده آن را تکذیب می‌کنید؟! (۸۲) پس چرا هنگامی که جان به گلوگاه می‌رسد (توانایی بازگرداندن آن را ندارید)؟! (۸۳) و شما در این حال نظاره می‌کنید (و کاری از دستتان ساخته نیست)؛ (۸۴) و ما از شما به او نزدیکتریم ولی نمی‌بینید! (۸۵) اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)
اما ای مسلمانان عقیده شما کاملا برعکس این آیه است . آنچه که در این آیه پیدا می کنیم این است که رب العالمین، پیروان باطل را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مرده را زنده کرده و روح را به جسدش بازگردانند.خداوند تعالی با تحدی می فرماید: {فَلَوْلَا إِن كُنتُمْ غَيْرَ‌ مَدِينِينَ ﴿٨٦﴾ تَرْ‌جِعُونَهَا إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ ﴿٨٧﴾ اگر هرگز در برابر اعمالتان جزا داده نمی‌شوید، (۸۶) پس آن (روح) را بازگردانید اگر راست می‌گویید! (۸۷)}

ای مسلمانان !شما را به خدا قسم، آیا این آیه نیاز به توضیح و تأویل دارد؟ این تحدی و مبارزه طلبی واضح ربانی است تا کسانی که برای خداوند شریک قائلند (اگر می توانند )روح را بعد از خروج به جسد بازگردانند.

شاید یکی از مسیحیان حرف مرا قطع کرده و بگوید:" الله اکبر الله اکبر ؛ پس معلوم شد عیسی مسیح فرزند مریم همان خداوند است چون مرده را زنده میکند."جواب می دهم :ای دشمن خداو دشمن عیسی مسیح فرزند مریم -عليه الصلاة والسلام -خاموش شو.مگر معجزه زنده کردن مردگان برای اثبات دعوت بنده و رسول خداوند مسیح عیسی بن مریم عليه الصلاة والسلام نبود؛دعوت به عبادت و بندگی خدای من و خدای شما؟ آیا تنها فرزند مریم عليه الصلاة والسلام قادر به این کار بود؟ زمانی که بنی اسراییل کسی از خودشان را به قتل رساندند خداوند موسى عليه الصلاة والسلام را هم تأیید نمود:

{فَادَّارَ‌أْتُمْ فِيهَا ۖ وَاللَّـهُ مُخْرِ‌جٌ مَّا كُنتُمْ تَكْتُمُونَ ﴿٧٢﴾ فَقُلْنَا اضْرِ‌بُوهُ بِبَعْضِهَا} [البقرة:72-73]

{ سپس درباره (قاتل)او به نزاع پرداختید؛ و خداوند آنچه را مخفی می‌داشتید، آشکار می‌سازد. (۷۲) سپس گفتیم: «قسمتی از گاو را به مقتول بزنید! }

موسى عليه الصلاة و السلام ، قطعه ای از گاو را گرفت و بر بدن مرده زد و خداوند او را زنده کرد. خداوند تعالی می فرماید:

{كَذَٰلِكَ يُحْيِي اللَّـهُ الْمَوْتَىٰ} [البقرة:73] 

{ خداوند این‌گونه مردگان را زنده می‌کند}

زمانی که إبراهيم عليه الصلاة والسلام گفت: {رَ‌بِّ أَرِ‌نِي كَيْفَ تُحْيِي الْمَوْتَىٰ ۖ قَالَ أَوَلَمْ تُؤْمِن ۖ قَالَ بَلَىٰ وَلَـٰكِن لِّيَطْمَئِنَّ قَلْبِي«خدایا! به من نشان بده چگونه مردگان را زنده می‌کنی؟» فرمود: «مگر ایمان نیاورده‌ای؟!» عرض کرد: «آری، ولی می‌خواهم قلبم آرامش یابد.»} [البقرة:260] خداوند او راهم به همین نحو تأیید نمود.

به ابراهیم فرمان داد تا چهار پرنده را سر بریده و قطعه قطعه کند سپس هر قطعه ای را بر سر کوهی بگذارد. بعد به ابراهیم امر نمود تا صدایشان کند . زمانی که ابراهیم صدایشان کرد به سوی او شتافتند.لذا این تنها به رسول الله المسيح ابن مريم اختصاص نداشت. عیسی مسیح بدون اذن خداوند قادر به آفرینش یک پشه نبود. سخن پسر مريم عليه الصلاة والسلام گواه صحت این امر است. خداوند تعالی می فرماید:{وَإِذْ قَالَ اللَّـهُ يَا عِيسَى ابْنَ مَرْ‌يَمَ أَأَنتَ قُلْتَ لِلنَّاسِ اتَّخِذُونِي وَأُمِّيَ إِلَـٰهَيْنِ مِن دُونِ اللَّـهِ ۖ قَالَ سُبْحَانَكَ مَا يَكُونُ لِي أَنْ أَقُولَ مَا لَيْسَ لِي بِحَقٍّ ۚ إِن كُنتُ قُلْتُهُ فَقَدْ عَلِمْتَهُ ۚ تَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِي وَلَا أَعْلَمُ مَا فِي نَفْسِكَ ۚ إِنَّكَ أَنتَ عَلَّامُ الْغُيُوبِ ﴿١١٦﴾ مَا قُلْتُ لَهُمْ إِلَّا مَا أَمَرْ‌تَنِي بِهِ أَنِ اعْبُدُوا اللَّـهَ رَ‌بِّي وَرَ‌بَّكُمْ ۚ وَكُنتُ عَلَيْهِمْ شَهِيدًا مَّا دُمْتُ فِيهِمْ ۖ فَلَمَّا تَوَفَّيْتَنِي كُنتَ أَنتَ الرَّ‌قِيبَ عَلَيْهِمْ ۚ وَأَنتَ عَلَىٰ كُلِّ شَيْءٍ شَهِيدٌ ﴿١١٧﴾ إِن تُعَذِّبْهُمْ فَإِنَّهُمْ عِبَادُكَ ۖ وَإِن تَغْفِرْ‌ لَهُمْ فَإِنَّكَ أَنتَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿١١٨﴾} صدق الله العظيم[المائدة]

{و آنگاه که خداوند به عیسی بن مریم می‌گوید: «آیا تو به مردم گفتی که من و مادرم را بعنوان دو معبود غیر از خدا انتخاب کنید؟!»، او می‌گوید: «منزهی تو! من حق ندارم آنچه را که شایسته من نیست، بگویم! اگر چنین سخنی را گفته باشم، تو می‌دانی! تو از آنچه در نفس من است، آگاهی؛ و من از آنچه در نفس توست، آگاه نیستم! بیقین تو از تمام اسرار و پنهانیها باخبری. (۱۱۶) من، جز آنچه مرا به آن فرمان دادی، چیزی به آنها نگفتم؛ (به آنها گفتم: خداوندی را بپرستید که پروردگار من و پروردگار شماست! و تا زمانی که در میان آنها بودم، مراقب و گواهشان بودم؛ ولی هنگامی که مرا از میانشان برگرفتی، تو خود مراقب آنها بودی؛ و تو بر هر چیز، گواهی! (۱۱۷) اگر آنها را مجازات کنی، بندگان تواند. و اگر آنان را ببخشی، توانا و حکیمی (۱۱۸)}

ای مسیحیان معجزات در اختیار خداوند است و در صورتی که بخواهد آن را برای کمک به هر یک از بندگان صالح خود خواهد فرستاد تا تصدیق کننده دعوت به سوی راه خداوند عزیز و حمید باشد.این قاعده و سنت کتاب خداوند در باره معجزات است.اما یهودیان این قاعده را واژگون کرده و همانطور که قبلاً شما را گمراه کرده بودند ؛ مسلمانان را نیز درمورد این قانون کتاب خداوند در امر معجزات به گمراهی کشانده اند. آنها گفتند "عُزیر" فرزند خداست تا شما هم به جایی رسیدید که گفتید" مسیح عیسی بن مریم" خداوند است. احادیث باطل را حق جلوه داده و باعث شده اند که کسانی که داستان سرایی درباره مسیح دجال را باور کرده اند حدیث قرآن را باطل بشمارند. مگر خداوند در سینه یک مرد دو قلب نهاده است که هم به باطل ایمان داشته باشد و هم به قرآن؟ چگونه نور و تاریکی را با هم جمع می کنید ؟ شما را چه شده است ،این چگونه حکمی است؟

ای امت اسلام ، آیا می دانید قرآنی که در اختیار تان دارید چیست؟آیا درنظرتان یک اعجاز لغوی است که زینت بخش اوراق بوده و تهدید های آن لفاظی است؟ آیا آفرینش آسمان ها و زمین ؛ آفرینش و برانگیخته شدن دوباره تان(بعث) ؛ آفرینش و بعث تمام جنبندگان زمین و پرندگان هوا که همگی امتهایی مانند خودتان هستند ؛نوعی مبارزه طلبی نیست؟ به همین دلیل است که قرآن با به چالش کشیدن (همه مخلوقات) می گوید : خداوند آفریننده و بازگرداننده همه چیز است ؛ پس چگونه دجال قادر است مردی را که کشته بازگرداند؟خداوند تعالی می فرماید:

{وَمَا يُبْدِئُ الْبَاطِلُ وَمَا يُعِيدُ ﴿٤٩﴾} [سبأ]
{باطل نمی‌تواند آغازگر چیزی باشد و نه تجدیدکننده آن}

یا اینکه دجال درنظرتان باطل نیست؟ او تمام و کمال همان شیطان رانده شده است.

ای علمای امت اسلامی آیا نزول باران از حقایق محض و واقعی این قرآن عظیم نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید:

{أَفَرَ‌أَيْتُمُ الْمَاءَ الَّذِي تَشْرَ‌بُونَ ﴿٦٨﴾ أَأَنتُمْ أَنزَلْتُمُوهُ مِنَ الْمُزْنِ أَمْ نَحْنُ الْمُنزِلُونَ ﴿٦٩﴾ لَوْ نَشَاءُ جَعَلْنَاهُ أُجَاجًا فَلَوْلَا تَشْكُرُ‌ونَ ﴿٧٠﴾} [الواقعه] 

{ آیا به آبی که می‌نوشید اندیشیده‌اید؟! (۶۸) آیا شما آن را از ابر نازل کرده‌اید یا ما نازل می‌کنیم؟! (۶۹) هرگاه بخواهیم، این آب گوارا را تلخ و شور قرار می‌دهیم؛ پس چرا شکر نمی‌کنید؟! (۷۰)}

پس چگونه خداوند با بارش بارانی که از حقایق محض قرآنی است مسیح دجال را یاری می کند؟ مگر خداوند تعالی نفرموده است :

{قُل لَّئِنِ اجْتَمَعَتِ الْإِنسُ وَالْجِنُّ عَلَىٰ أَن يَأْتُوا بِمِثْلِ هَـٰذَا الْقُرْ‌آنِ لَا يَأْتُونَ بِمِثْلِهِ وَلَوْ كَانَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ ظَهِيرً‌ا ﴿٨٨﴾}صدق الله العظيم [الإسراء] 

{بگو: «اگر جن و انس اتفاق کنند که همانند این قرآن را بیاورند، همانند آن را نخواهند آورد؛ هر چند یکدیگر را (در این کار) کمک کنند. 

پس چگونه است که خداوند تمام شیاطین جن و انسی که کافر به این قرآن هستند را به مبارزه می طلبد که اگر می توانند مثل آن و یا ده سوره آن را بیاورند؟ آیا فکر می کنید منظور خداوند این است که تنها کلامی مثل قرآن بیاورند؟خیر بلکه منظور سخن وعمل واقعی و حقیقی است...شما را چه شده ؟چگونه قضاوت می کنید؟ دراین قرآن افعالی که خداوند در واقعیت و به صورت حقیقی انجام داده و شما هم قادر هستید آنها رابینید ویا در آینده انجام خواهد شود و هنوز تأویل آن نیامده ،ذکر شده است. چرا که قرآن حاوی تأویل گذشته و آینده است...چگونه حکم می کنید؟...

ای مسلمانان شما باور کرده اید که دجال به زمین می گوید برویان و زمین هم می رویاند! آیا گیاه و درخت از حقایق واقعی که در قرآن آمده اند نیست؟ و خداوند تعالی می فرماید: {أَفَرَ‌أَيْتُم مَّا تَحْرُ‌ثُونَ ﴿٦٣﴾ أَأَنتُمْ تَزْرَ‌عُونَهُ أَمْ نَحْنُ الزَّارِ‌عُونَ ﴿٦٤﴾یا هیچ درباره آنچه کشت می‌کنید اندیشیده‌اید؟! (۶۳) آیا شما آن را می‌رویانید یا ما می‌رویانیم؟! (۶۴)}[الواقعة]

شما را چه شده است ، این دیگر چه حکمی است؟ یهود ملکوت آسمان و زمین را به مسیح کذاب داده که بگوید" آی آسمان ببار "و آسمان هم ببارد، "ای زمین (گیاه ) برویان " زمین نیز چنین کند؟در حالیکه خداوند تمام شیاطین جن و انسی را که ادعای خدایی می کنند به مبارزه می طلبد که اگر در آسمان ها و زمین با خداوند شریکند به آنها فرمان دهند ؛ و یک ذره در آسمان و زمین نیست که به آنها پاسخ دهد. چرا که این مدعیان کوچکترین ذره ای را نیافریده اند. بیایید به این چالش کشیدن عظیم و جامع نگاهی بیندازیم .خداوند تعالی می فرماید:

{قُلِ ادْعُوا الَّذِينَ زَعَمْتُم مِّن دُونِ اللَّـهِ ۖ لَا يَمْلِكُونَ مِثْقَالَ ذَرَّ‌ةٍ فِي السَّمَاوَاتِ وَلَا فِي الْأَرْ‌ضِ وَمَا لَهُمْ فِيهِمَا مِن شِرْ‌كٍ وَمَا لَهُ مِنْهُم مِّن ظَهِيرٍ‌﴿٢٢﴾} صدق الله العظيم [سبأ] 

{بگو: «کسانی را که غیر از خدا (معبود خود) می‌پندارید بخوانید! آنها به اندازه ذرّه‌ای در آسمانها و زمین مالک نیستند، و نه در (خلقت و مالکیّت) آنها شریکند، و نه یاور او (در آفرینش) بودند.}

شیاطین انسی که دشمن خداوند هستند به رسول الله نسبت دروغ داده و افترا زده اند. زمانی که از نزد او دور می شدند، غیر از فرموده ایشان -عليه الصلاة والسلام- را پنهان می کردند .به همین علت است که بین این احادیث و روایات دروغین و آنچه که در قرآن نازل شده است اختلافات زیادی پیدا می کنیم و خداوند نیزما را از نحوه کشف احادیث آلوده و باطلی که در لابلای احادیث درستی که از رسول الله -صلى الله عليه وسلم- نقل شده ؛گنجانیده شده اند ؛ آگاه نموده است. لذا در اول این خطاب خداوند تعالی می فرماید

{وَيَقُولُونَ طَاعَةٌ فَإِذَا بَرَ‌زُوا مِنْ عِندِكَ بَيَّتَ طَائِفَةٌ مِّنْهُمْ غَيْرَ‌ الَّذِي تَقُولُ ۖ وَاللَّـهُ يَكْتُبُ مَا يُبَيِّتُونَ ۖ فَأَعْرِ‌ضْ عَنْهُمْ وَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّـهِ ۚ وَكَفَىٰ بِاللَّـهِ وَكِيلًا ﴿٨١﴾ أَفَلَا يَتَدَبَّرُ‌ونَ الْقُرْ‌آنَ ۚ وَلَوْ كَانَ مِنْ عِندِ غَيْرِ‌ اللَّـهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلَافًا كَثِيرً‌ا ﴿٨٢﴾ صدق الله العظيم [النساء]

{ و نزد تو به زبان اظهار فرمانبرداری کنند و چون از حضور تو دور شوند برخلاف گفته تو را پنهان می کنند، و خدا اندیشه پنهان آنها را خواهد نوشت. پس (ای پیغمبر) از آنها روی بگردان وبه خدا اعتماد کن، که تنها خدا تو را نگهبان کافی است. (۸۱) آيا به قرآن نمى‌انديشند؟ هرگاه (احادیث)از سوى کسی جز خدا مى‌بود، اختلافى بسيار(با قرآن) مى‌يافتند. (۸۲)

ای علمای امت اسلام ، من شما و تمام مسلمانان را شاهد می گیرم ؛ هر جنبنده روی زمین و پرنده ای که در هوا پرواز میکند را شاهد می گیرم من به این که دجال به آسمان بگوید ببار و آسمان ببارد کافرم . من به اینکه مسیح دجال به زمین بگوید برویان و زمین نیز برویاند کافرم. به زنده کردن مردگان توسط مسیح دجال نیز کافرم ؛ او حتی قادر نیست که یک پشه را زنده کند. هرکسی که همراه من به طاغوت کافر باشد و به آنچه که خداوند در قرآن بر محمد-صلى الله عليه وسلم- ایمان داشته و چنین کند به ریسمان محکم و قابل اعتماد الهی ( عروة الوثقی)چنگ زده که انفصالی در آن نیست. و هرکس به این سخنان مضحک و بیهوده ای که قرآن عظیم با آیات محکم ؛ واضح و روشن خود بطور کلی آنها را رد می کند،باور داشته باشد ؛ کتاب خدا را پشت سر انداخته و به این سخنان بیهوده ایمان آورده و به قرآن ریسمان متین الهی کافر شده است او گمراه شده و سقوط کرده و مانند این است که از آسمان فرو افتاده، و پرندگان (در وسط هوا) او را ربوده و یا تندباد او را به جای دوردستی (سحیق ؛ سیاره سقر)پرتاب کنند.(سوره الحج آیه 31:فَكَأَنَّمَا خَرَّ‌ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفُهُ الطَّيْرُ‌ أَوْ تَهْوِي بِهِ الرِّ‌يحُ فِي مَكَانٍ سَحِيقٍ )...

این آیاتی که ذکر شد تنها تعداد کمی از آیات محکم کتاب است که با این روایات باطل مغایر بوده و مخالفت دارد. هنوز صدها برهان دیگر در قرآن هست که این خزعبلات را به کلی رد می کند. من تمام علمای مذاهب مختلف اسلامی را به مبارزه می طلبم که اگر می توانند فقط و فقط و فقط یک آیه از قرآن بیاورند که در تأیید این سخنان مسخره و بیهوده باشد .خزعبلاتی که باعث می شوندعرش از شدت غضب وبیزاری خداوند رحمانی که بر آن مسلط است به لرزه درآید . ای مسلمانان آیا قرآن تا این حد به حاشیه رانده شده که به بهانه اینکه کسی جز خداوند تأویل آنرا نمی داند؛ کتاب خداوند را پشت سر می اندازید؟ مادرتان به عزایتان بنشیند ؛ مقصود خداوند آیات متشابه قرآن بوده است. اما یهودیان شما را از آیات محکم وواضح کتاب دور کرده و به گمراهی کشیده اند. ای علمای مسلمان هرکس به این خطابه اعتراض دارد برای مباحثه تشریف بیاورد که خوش آمده است و ثابت کند من اشتباه کرده و آشکارا در گمراهیم تا مردم را به ضلالت نکشانم. خداوند نابودش کند و هلاکت و صد هلاکت بر او باد چراکه جز با کافر شدن به آیاتی که خداوند در این قرآن عظیم نازل فرموده است قادر به اینکار نخواهد شد.احادیث (جعلی ) یهودیان را که مخالف حقایق موجوددر آیات خداوند در قرآن عظیم هستند را پذیرفته است. روایاتی که حتی با یک کلمه از آیات محکم کتاب که اساس ایمان و شناخت مؤمن از خداوند هستند ؛ منطبق نیست.آیا کسی هست که با علم و منطق در این میدان مبارزه گام بگذارد ؟هرکس که خطابه من باب میل و رایش نباشد و آنرا از سایتش حذف کند در اصل حقیقت را حذف نموده است و لعنت خداوند و ملائکه و تمام مردم بر او ، و اگر من ازگمراهان ِ گمراه کننده ام؛ این لعنت برمن باد. ای ناظران سایت ها شما را چه شده است ؟ اگر نتوانسته اید جوابی بدهید چرا با عصبانیت و بنا حق این گفتار را حذف می کنید؟ گناه من چیست که بخشیده نمی شود؟آیا خداوند احکم الحاکمین نیست؟ گناه من چیست آیا کلمه ای از آنچه که گفته شد از جانب من است یا کلام خداست: {فَبِأَيِّ حَدِيثٍ بَعْدَهُ يُؤْمِنُونَ ﴿٥٠﴾} صدق الله العظيم [المرسلات]..
الإمام ناصر محمد اليماني المهدي المنتظر.




[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]
جنود الهدى آفلاين است   پاسخ با نقل قول
قدیمی جمعه ۳۰ شهريور ۹۷, ۲۱:۱۸   #6
salehim
کاربر عادی
 
آواتار salehim
 
تاریخ عضویت: جمعه ۳۰ شهريور ۱۳۹۷
ارسالها: 1
تشکر از ديگران: 0
تشکر از ایشان: 0 بار در 0 نوشته
salehim is on a distinguished road
پیش فرض مدیرعامل «فولکس واگن» خبر خروج از ایران را تکذیب کرد

ساعتی پس از آنکه سفیر آمریکا در آلمان، از انتشار خبر خروج فوکس واگن از ایران استقبال کرد، مدیر این شرکت بیانیه‌ای صادر و خبر خروج از ایران را تکذیب کرد.
به گزارش فارس، شرکت خودروساز فولکس واگن آلمان، با صدور بیانیه‌ای، گزارشات منتشر شده در خصوص تصمیم این شرکت برای خروج از ایران به خاطر فشارهای آمریکا را تکذیب کرد.
روز گذشته پایگاه خبری «بلومبرگ» به نقل از منابع آگاه نوشت مقام‌های آمریکایی توانسته‌اند فولکس واگن را متقاعد کنند که از بازار ایران خارج شده و خود را در معرض تحریم‌های یکجانبه آمریکا که تا دو ماه دیگر اعمال می‌شوند، قرار ندهد.
«ریچارد گرنل» سفیر آمریکا در برلین هم ساعتی قبل از شنیدن این خبر ابراز رضایت و استقبال کرده بود.
اما آنطور که رویترز به نقل از مقامات این شرکت آلمانی خبر داده، این خبر صحت ندارد؛ فولکس واگن گفته که موضعش در قبال ایران تغییری نکرده است.
ریچارد گرنل دیروز گفته بود که چند هفته اخیر را به مذاکره با فولکس واگن گذرانده و بر سر جزئیات نوع روابط پساتحریمی این شرکت آلمانی با ایرانی‌ها، توافقاتی حاصل شده است.
رویترز اما به نقل از یک منبع مرتبط با فولکس واگن گفته که کسی در این کارخانه با گرنل مذاکره‌ای نداشته است. سخنگوی فولکس واگن هم گفته که موضع این مجموعه صنعتی در قبال ایران تغییری نکرده است.
فولکس البته برنامه‌ای برای سرمایه‌گذاری عمده در ایران ندارد و ارتباط این شرکت با ایران، در حد مطالعه بر سر ایجاد یک شبکه فروش فولکس‌های وارداتی ایران بوده است.
خبرنگار رویترز برای راستی‌آزمایی ماجرا، با سفارت آمریکا در برلین تماس گرفته و «کریستینا هیگینز» سخنگوی این هیأت دیپلماتیک بدون ارائه پاسخی روشن در خصوص داستان فولکس واگن، گفته: «سفیر آمریکا (در آلمان) مدتی است که مدیران اجرایی و رهبران صنایع مذاکراتی دارد و از آنها می‌خواهد که از قواعد تحریم‌های آمریکا تبعیت کنند.»
ریچارد گرنل پیش از این سخنگوی نمایندگی آمریکا در سازمان ملل و از طرفداران پر و پا قرص «دونالد ترامپ» رئیس‌جمهور آمریکا بود؛ وی تنها ساعاتی پس از فرود در برلین به عنوان سفیر آمریکا در آلمان، در صفحه شخصی خود در توئیتر، به شرکت‌های آلمانی در خصوص عواقب همکاری با ایران هشدار داد.
__________________
کاغذ آچار
salehim آفلاين است   پاسخ با نقل قول
پاسخ



كاربران در حال دیدن موضوع: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع

قواعد ارسال
شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمی‌توانید پاسخ ارسال کنید
شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال کنید
شما نمی‌توانید نوشته‌های خود را ویرایش کنید

BB code فعال است
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


ساعت: ۱۴:۴۹


قدرت این انجمن در استفاده از برنامه vBulletin 3.8.5 می باشد.
حقوق این برنامه برای .Jelsoft Enterprises Ltd محفوظ است.