بازدیدکننده گرامی، ورود شما را به "انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد" خیر مقدم عرض می نماییم. در حال حاضر شما به عنوان ميهمان از انجمن بازديد می كنيد و امكان استفاده از تمام قابليتهای آن را نداريد. با ثبت نام رايگان، می‌توانيد از قابليتهای بيشتری بهره‌مند شوید. برای عضویت در انجمن اینجا را کلیک کنید.    
انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد AMarkets
جدیدترین نوشته ها



بازگشت   انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد > موضوعات عمومی > فرهنگ (Culture) > ادبیات  

گفتگو قفل شد
 
ابزارهای موضوع
قدیمی شنبه ۱۰ مهر ۸۹, ۱۲:۵۹   #1
OldModir3
مدیر ارشد سابق
 
آواتار OldModir3
 
تاریخ عضویت: دوشنبه ۶ شهريور ۱۳۸۵
ارسالها: 10,996
تشکر از ديگران: 21,353
تشکر از ایشان: 52,914 بار در 13,881 نوشته
OldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond repute
پیش فرض پارسی یا فارسی؟

پارسی یا فارسی؟



سده ها است كه در غرب از واژه ی پرژن (Persian) استفاده می كنند كه اصل آن به واژه های "پارس" و "پارسی" بر می گردد. هنگامی كه هزار سال پیش از میلاد مسیح اقوام آریایی به سرزمین پرسیس مهاجرت كردند پارس و زبان آنها نیز پارسی شناخته شد. این زبان از آن هنگام تا كنون دچار دگرگونی های بسیاری در دوره های گوناگون شده است كه نتیجه ی آن پدیداری پارسی كهن (كه تا سه سده پیش از میلاد زنده بوده)، پارسی میانه یا پهلوی (كه تا سده ی نهم پس از میلاد رایج بوده) و پارسی نو كه پس از تسلط عرب ها "فارسی" نامیده شد، چرا كه در زبان حاكمان جدید صدای "پ" وجود نداشت.

فارسی حتى نام اصلى زبان ما نیست بلكه عربى شده «پارسى» است زیرا عرب زبان ها قادر به تلفظ حرف «پ» نیستند و این حرف را در بسیارى از واژه هاى پارسى همچون اسپند، پیروز و غیره به «ف» تغییر داده اند.

فردوسی، سراینده ی بزرگ ایرانیان در ۱۰۷۰ سال پیش برای این که ایرانی شناسنامه ی ملی اش را گم نکند و از خانواده ی اعراب به شمار نرود، شاهنامه را به پارسیی گوشنوازی سرود و فرمود:

پی افکندم از نظم کاخی بلند-------------------که از باد و باران نیابد گزند
جهان کرده ام از سخن چون بهشت------------از این بیش تخم سخن کس نکشت
بسی رنج بردم دراین سال سی----------------عجم زنده کردم بدین پارسی
نمیرم از این پس که من زنده ام----------------که تخم سخن را پراکنده ام
هر آن کس که دارد هش و رای و دین-----------پس از مرگ بر من کند آفرین

[کاربران ثبت نام شده مجاز به مشاهده لینکها می باشند. ]
__________________

OldModir3 آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 8 نفر
1900 (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰), amid (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), hello (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), masood3000 (شنبه ۲۰ فروردين ۹۰), me_sa245 (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰), mohammad.rk (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), RA11 (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), VICTOR fx (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰)
قدیمی شنبه ۱۰ مهر ۸۹, ۱۳:۱۸   #2
OldModir3
مدیر ارشد سابق
 
آواتار OldModir3
 
تاریخ عضویت: دوشنبه ۶ شهريور ۱۳۸۵
ارسالها: 10,996
تشکر از ديگران: 21,353
تشکر از ایشان: 52,914 بار در 13,881 نوشته
OldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond reputeOldModir3 has a reputation beyond repute
پیش فرض پارسی یا فارسی؟

پارسی یا فارسی؟
( معضلى هفتادساله براى شناخت فرهنگ ایران)




فارس حتى نام اصلى زبان ما نیست بلكه عربى شده «پارسى» است زیرا عرب زبان ها قادر به تلفظ حرف «پ» نیستند و این حرف را در بسیارى از واژه هاى پارسى همچون اسپند، پیروز و غیره به «ف» تغییر داده اند. ایرانیان باید از کلمه اصیل و غیر تحریف شده پارس که همه دنیا ما را با ان می شناسند استفاده کنند.

چندین ماه پیش كه موزه بریتانیا در لندن میزبان نمایشگاهى كم نظیر از آثار باستانى ایران با عنوان «The World of Ancient persia» (دنیاى ایران باستان) بود طبیعتاً بسیارى از ایرانیان مقیم انگلستان و حتى دیگر كشورهاى اروپایى، دوستان غیرایرانى خود را تشویق مى كردند تا از این نمایشگاه بازدید كنند. بسیارى از همین غیرایرانیان ابراز شگفتى مى كردند كه چرا افرادى كه اهل ایران هستند آنها را به دیدار از نمایشگاهى درباره Persi ترغیب مى كنند؟! این ابهام در سال گذشته، زمانى كه ایرانیان براى كاربرد عنوان Persian Gulf در نقشه هاى نشنال جئوگرافیك پافشارى مى كردند نیز به وجود آمد.

بسیارى از غربیان با تعجب مى پرسیدند: «مدت هاست كه كشورى به نام Persia وجود ندارد. كشورهاى حاشیه این آبراه هم همه عرب هستند؛ پس چه دلیلى براى كاربرد Persian Gulf وجود دارد؟»!...

از آنجا كه این قضیه با مسائل بسیار مهمى درباره فرهنگ و تاریخ ایران در سطح بین الملل پیوند دارد جا دارد كه در همین جا به آن پرداخته شود

سال ها است كه بحثى در بین است كه «ایران» و «زبان پارسى» را در زبان انگلیسى به چه نامى باید خواند؟ به روال گذشته:Persian و Persia یا آنگونه كه در سال هاى اخیر رواج یافته: Iran و Farsi؟

بحث و جدل در این زمینه، شاید به طور جدى به حدود پانزده سال پیش بازگردد. به زمانى كه احسان یارشاطر مقالاتى در نشریه «مطالعات ایرانى»، فصلنامه رهاورد، ماهنامه پارس و... به چاپ رساند و در ادامه، تعدادى انگشت شمار از چهره هاى علمى و فرهنگى ایران در خارج از كشور، موضوع را پى گیرى كردند. از آن زمان تاكنون بارها و بارها صفحات نشریات و تارنماهاى ایرانى در برگیرنده مطالبى از سوى موافقان و مخالفان كاربرد Iran/Persia و Farsi/Persian در زبان انگلیسى بوده است. ولى شاید هنوز آن طور كه باید و شاید موضوع به روشنى بیان نشده است. از آنچه تاكنون انتشار یافته برمى آید كه گروهى از ایرانیان مى پندارند كه طرفداران كاربرد نام Persia و صفت Persian مى خواهند از این عناوین در زبان پارسى بهره جویند. (و مثلاً بگویند: من اهل پرشیا هستم!) گروهى دیگر بر این باورند كه Persia و Persian تنها مربوط به هزاران سال پیش است و امروزه دلیلى براى كاربرد آن وجود ندارد. در این نوشتار كوشش شده این موضوع براى همه علاقه مندان و به ویژه هم میهنانى كه زمینه اى نسبت به آن ندارند شكافته شود و تا حد امكان ابهامات موجود در این باره برطرف گردد



بیشتر كشورها و زبان ها در هر فرهنگ، نام ویژه خود را دارند. براى مثال، آلمانى ها زبان خود را «دویچ» (Deutsch) مى نامند، ما آن را «آلمانى» مى خوانیم و انگلیسى زبان ها از واژه German استفاده مى كنند.

مردم یونان، فنلاند، هندوستان و ژاپن كشور خود را «الاس»، «سومى»، «بهارات» و «نیپون» مى نامند ولى در سطح بین المللى Greece، Finland، India، Japan نامیده مى شوند. این تفاوت در نامگذارى زبان ها و كشورها به دلایل تاریخى در بیشتر فرهنگ ها و جوامع، به ویژه آنهایى كه داراى پیشینه تاریخى خاصى هستند دیده مى شود.

«ایران» و «زبان پارسى» هم از این قاعده مستثنا نیستند. حدود ششصد سال پیش از میلاد مسیح، زمانى كه یونانیان با هخامنشیان در ارتباط بودند نام Persis را كه برگرفته از محل سكونت پادشاهان این سلسله بود به كشور ما اطلاق كردند و ما هم متقابلاً (گرچه یونانیان كشورشان را Ellas مى خواندند) نام «یونان» كه در اصل تنها نام سواحل شرقى قلمرو آنها بود را به تمام سرزمین شان اطلاق كردیم. واژه یونانى Persis از همان دوران به عنوان نام رسمى كشور ما در اسناد و نوشته هاى مغرب زمین به كار برده شده و تنها در سده هاى بعد، هر كشور با توجه به ویژگى هاى زبان خود در آن تغییرات كوچكى داد: فرانسه زبان ها آن را Perse، آلمانى زبان ها آن را Persien و انگلیسى زبان ها آن را Persia و یا دیگر معادل هاى آن)خواندند.

از آن زمان تا سال 1935چه زمانى كه ایران از شمال هند تا رود دانوب گسترش یافته بود و چه زمانى كه محدود به سرزمینى در خراسان فعلى بود به عنوان نام رسمى كشور«Persia» در زبان هاى غربى مورد استفاده قرار گرفت. به تبع افتخارات علمى، فرهنگى و سیاسى كه ایرانیان در دوران باستان و دوران اسلامى از آن خود ساختند، بار معنایى خاص یافت تا اینكه در سال ۱۳۱۳/۱۹۳۵ دولت وقت ایران به دستور رضاشاه در عملى ناگهانى، بخشنامه اى به سفارتخانه هاى خارجى در تهران ارسال كرد و از آنان درخواست كرد كه در مكاتبات خود به زبان هاى غربى از نام Iran استفاده كنند.

به نظر مى رسد كه دو موضوع، انگیزه اصلى این تصمیم بوده است.
۱- گروهى تصور كرده و مى كنند كه Persia تنها برگیرنده استان فارس است. حال آنكه چنانچه در ابتداى همین مقاله به طور ضمنى اشاره شد نام كشورها در گذشته عموماً و به دلایل تاریخى از نام یك منطقه یا نژاد گرفته مى شده ولى در گذر زمان معناى اصلى خود را از دست داده و معناى فراگیرترى پیدا مى كرده است.

۲- عمل دولت وقت ایران در تغییر نام، مصادف با كشورگشایى آدلف هیتلر و ادعاى وى مبنى بر برترى آریایى ها بر سایر نژادها بود و برخى از دولتمردان ایران نیز مى پنداشتند كه نظر به معناى لغوى نام ایران، مردم جهان در برخورد با آن بلافاصله به آریایى بودن ایرانیان پى خواهند برد


اما نتیجه كار كاملاً برعكس از آب درآمد و از رهگذر اقدام شتابزده دولت وقت ایران، پیامدهاى ناگوار فرهنگى یكى پس از دیگرى نصیب ایران شد:

در غرب (به استثناى تعدادى بسیار معدود) هیچكس متوجه ارتباط Iran با Persia نبوده و نیست و از آن گذشته به دلیل شباهت بسیار زیاد میان نام غربى ایران و عراق (Iran-Iraq) اغلب ایران با این واحد عربى تازه تاسیس در غرب ایران، اشتباه گرفته مى شود. از اینها گذشته تغییر نام Persia به Iran در زبان هاى غربى، تقریباً همزمان با فروپاشى امپراتورى عثمانى و پدیدآمدن تعداد زیادى واحد سیاسى جدید در منطقه بود. لذا از همان زمان تاكنون، بسیارى Iran را هم یكى از همین كشورهاى جدید مى پندارند و نمى دانند كه همان پرشیاى سابق است. در یك كلام با تغییر نام، یك شكاف بزرگ میان ایران و كلیه سوابق فرهنگى اش در ذهن مردم دنیا پدید آمد

بعدها در سال ۱۹۵۹ به كوشش تعدادى از شخصیت هاى سیاسى و فرهنگى ایران شورایى با حضور احسان یارشاطر، سیدحسن تقى زاده، دكترى على اكبر سیاسى، عیسى صدیق، عبدالله انتظام و حسین علا تشكیل شد كه این شورا پس از بررسى موضوع، به اقدام نادرست رضاشاه در تغییر نام كشور در زبان هاى خارجى پى برد و نتیجه بررسى خود را به دولت ایران ارائه كرد. دولت نیز استفاده از نام Persia را بدون مانع اعلام كرد ولى به دلایلى كه بر نگارنده هم روشن نیست «Persia» رسمیت كامل نیافت. در برخى از مقالات اشاره شده به «دلیل نارضایتى محافل بین المللى از تغییرات پى درپى نام كشور»، ولى براساس قوانین بین المللى، هر كشورى حق دارد نام رسمى خود را خودش انتخاب كند. مثال زنده كشور برمه است كه طى سالیان اخیر بارها تغییر نام داده است و همه آن را پذیرفته اند. باید اضافه كرد كه هنوز بخشنامه اى مبنى بر عدم اعتبار نام Persia در زبان هاى خارجى صادر نشده و این نام گرچه در عرصه سیاست امروز كمتر مورد استفاده قرار مى گیرد همچنان از اعتبار قانونى برخوردار است و خوشبختانه روز به روز ایرانیان و غیرایرانیان بیشترى از آن در زبان هاى اروپایى استفاده مى كنند.

صرفنظر از بحث در زمینه نام ایران در زبان هاى غربى، نام زبان پارسى (فارسى) در غرب همواره Persian (یا دیگر برابرهاى آن: Persan، Persisch و غیره) بوده است ولى در بیست وشش سال اخیر به طور فزاینده اى در زبان انگلیسى از عبارت Farsi و نه Persian استفاده مى شود.

ظاهراً در میان جمعیت كثیرى كه در پى انقلاب ۱۳۵۷ به خارج از كشور كوچ كردند گروهى از این موضوع كه نام انگلیسى زبانشان Persian است بى خبر بودند و در محاورات خود با بیگانگان همان نام بومى زبان، یعنى Farsi را به كار مى بردند. از این رو این واژه نامأنوس در زبان انگلیسى قدرى معمول شد.

جالب اینجا است كه Farsi حتى نام اصلى زبان ما نیست بلكه عربى شده «پارسى» است زیرا عرب زبان ها قادر به تلفظ حرف «پ» نیستند و این حرف را در بسیارى از واژه هاى پارسى همچون اسپند، پیروز و غیره به «ف» تغییر داده اند. این تغییر در بسیارى از دیگر واژه ها كه داراى حروف «ژ»، «گ» و «چ» هستند نیز رخ داده است.

به هر رو Farsi نامى است كه هنگام سخن گفتن به زبان خودمان از آن استفاده مى كنیم ولى Persian نامى است كه قرن ها است در انگلیسى به آن داده شده است؛ همانگونه كه نام بومى زبان یونانى «Elinika» و نام انگلیسى آن «Greek» است. همینطور در مورد زبان هاى ارمنى، اسپانیایى، آلمانى، سوئدى و... كه نام بومى شان با نام انگلیسى شان متفاوت است. استفاده از Farsi به جاى Persian در انگلیسى به همان اندازه نادرست و مضحك است كه در این زبان براى خلیج پارس به جاى Persian Gulf بگوییم Farsi Gulf! یك انگلیسى زبان هنگام برخورد با عبارت Persian Language حتى اگر شناخت چندانى از تاریخ و فرهنگ ایران نداشته باشد مى تواند این زبان را با بسیارى از جنبه هاى معروف كشورمان در غرب همچون Persian Cat, Persian Miniature, Persian Poetry, Persian Carpet, Persian Gulf و... ارتباط دهد در صورتى كه عبارت Farsi Language حداكثر تنها براى برخى از ملل خاورمیانه اى روشن است و هیچ سابقه اى در فرهنگ غرب ندارد. البته به دلیل استفاده از Farsi در متون انگلیسى در سال هاى اخیر هستند افرادى كه آن را به عنوان زبان رسمى ایران بشناسند ولى براى آنها هم این واژه تنها «اسماً» شناخته شده و هیچ بار معنایى ندارد

شمارى نیز در حال تبلیغ این ایده اند كه در انگلیسى باید زبان رسمى ایران را Farsi نامید و براى پارسى اى كه در افغانستان و تاجیكستان بدان سخن گویند از Dari استفاده كرد و براى همه اینها Persain!! در صورتى كه تفاوت میان پارسى ایران و پارسى افغانستان و تاجیكستان به هیچ وجه در آن حد نیست كه براى آنها نام هاى گوناگون به كار برده شود. براى مثال اگر یك مصرى عرب زبان را با یك قطرى عرب زبان روبه رو سازیم بسیار دشوار به مفهوم سخنان یكدیگر پى خواهند برد ولى هیچ كس در انگلیسى به زبان هاى این دو نمى گوید Qatari و Egyptian! هر دو Arabic هستند. چه برسد به ایرانیان و افغانى ها و تاجیكان كه كاملاً متوجه سخنان یكدیگر هستند. این ایده در اصل از سوى كسانى مطرح شد كه نگران گسترش این زبان در كشورهاى مختلف آسیایى و پیوند میان پارسى زبانان بودند.

چندى پیش به طور اتفاقى برنامه اى جدید از تلویزیون دویچه وله (DW) آلمان را تماشا مى كردم كه گویندگان، زبان پارسى با لهجه افغانى صحبت مى كردند و كاملاً آشنا و قابل فهم براى ما. در پایان برنامه عبارت DW Dari Service بر صفحه تلویزیون خودنمایى كرد و خدا را شكر كه از هیچ كس هم صدایى برنمى خاست كه این زبان پارسى است كه «درى» مى نامیدنش و در هیچ كجاى دنیا نام لهجه را به اصل زبان نمى دهند! برنامه هاى دویچه وله را دنبال كردم و دریافتم كه از كاربرد Persian Gulf براى خلیج پارس نیز خوددارى مى كنند و آن را The Gulf (خلیج) مى نامند. گویى هیچ خلیج دیگرى در دنیا وجود ندارد. به نظر مى رسد كه یك سیاست ضدایرانى پنهان و خزنده رسانه ها و مراكز فرهنگى غرب را دربرگرفته كه روز به روز هم دامنه آن گسترده تر مى شود

مسائل مربوط به نام كشور و زبان حدوداً از سال هاى پایانى دهه ۱۳۶۰ به همت شمار اندكى از چهره هاى علمى و فرهنگى ایران در نشریات پارسى زبان مطرح شد كه ظاهراً تاثیر چندانى در پى نداشته است! در سال ۱۳۷۱/۱۹۹۲ دفتر تجارت استرالیا در پى اعتراض تعدادى از ایرانیان مقیم آدلاید به استفاده از واژه Farsi از سوى این دفتر طى نامه اى به وزارت امور خارجه این پرسش را مطرح كرد كه «زبان فارسى در انگلیسى به چه نامى باید خوانده شود؟ Farsi یا Persain.» فرهنگستان ضمن پاسخ به این دفتر بیانیه محكمى صادر كرد و در آن به واقعیاتى اشاره كرد كه از دید بسیارى از ایرانیان پنهان مانده بود:

«در طرح تبدیل Persian به Farsi سوءنیتى از جانب محافل معینى استشمام مى شود و انتظار مى رود تا دولت ایران مراقب این جریانات باشد تا توطئه با قوت تمام خنثى گردد.» ولى با نهایت تاسف فرهنگستان تنها به چاپ بیانیه در فصلنامه خود مبادرت ورزید و هیچ گونه اقدام عملى در این زمینه روا نداشت. در سال گذشته نیز زمانى كه براى جلب حمایت و درخواست همكارى سردبیر فصلنامه به فرهنگستان رفته بودم با برخورد باورنكردنى او روبه رو شدم كه حتى از اختصاص چند دقیقه وقت براى صحبت در این زمینه خوددارى كرد! در چنین شرایطى كه فرهنگستان زبان و ادب فارسى (مسئول مقابله با چنین مسائلى) حتى براى آنچه خود نیز سابقاً اعلام داشته هیچ ارزشى قائل نیست گروهى كوچك از ایرانیان مقیم داخل و خارج دست به كار شده اند كه كوشش هایشان نتایج بسیار مثبتى را هم در پى داشته است. از آن جمله اعتراضات پى در پى و مستدل به صداى آمریكا (VOA) در سال 1383 بود تا در نهایت این سازمان را واداشت كه نام بخش پارسى خود را از Farsi Service به Persian Service تغییر دهد.

ولى در نهایت این پشتیبانى نهادهاى دولتى ایران است كه این كوشش ها را به نتیجه مورد نظر خواهد رساند. دست كم ارسال بخشنامه هایى به سفارتخانه هاى ایران در خارج، سفارتخانه هاى خارجى در تهران، نشریات انگلیسى زبان چاپ ایران، بخش انگلیسى شبكه چهار و شبكه خبر، دانشكده هاى زبان، خوددارى وزارت ارشاد از صدور مجوز به نشریات نرم افزارها و دیگر محصولاتى كه در نوشته هاى انگلیسى شان از Farsi به جاى Persian استفاده شده و درخواست تصحیح آن و.... مى تواند بخشى از اقدامات رسمى در این زمینه باشد

در جهت حفظ منافع ملى و ساخت آینده اى درخشان بر پایه آنچه از گذشته به یادگار مانده- علاوه بر كوشش هاى عملى- شایسته است كه همچنان به كاربرد نام Persia و صفت Persian در زبان هاى غربى وفادار بمانیم. كسى در رویاى بازگشت كوروش و داریوش و یا خیال پردازى با قالى هاى خوش نقش و نگار، خرابه هاى پارسه، مینیاتور و گربه نیست ولى همین ها جزیى از میراث غنى و كهن ما هستند كه چنانچه آگاهانه به آن نگاه كنیم مى توانند ما را در ساخت آینده اى درخور، بس یارى دهند.

* سخنگوى «سازمان خلیج پارس» در ایران (روزنامه شرق)
__________________

OldModir3 آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 9 نفر
*EHSAN* (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), 1900 (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰), hamidreza1355 (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), hello (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), masood3000 (شنبه ۲۰ فروردين ۹۰), RA11 (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), seyed (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), S_P (شنبه ۱۰ مهر ۸۹), VICTOR fx (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰)
قدیمی دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰, ۱۲:۵۳   #3
امیر-شاد
کاربر ارشد
 
آواتار امیر-شاد
 
تاریخ عضویت: جمعه ۷ خرداد ۱۳۸۹
ارسالها: 343
تشکر از ديگران: 782
تشکر از ایشان: 3,763 بار در 749 نوشته
امیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond repute
پیش فرض معادل فارسی 21 واژه غیرفارسی تعیین شد

در جدیدترین مصوبات گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان برای تعدادی واژه غیرفارسی جایگزین

فارسی تعیین و تصویب شده است که با توجه به اینکه این مصوبات به امضای رئیس‌جمهور

می‌رسد لذا لازم‌الاجرا است.



فرهنگستان زبان و ادب فارسی 21 واژه فارسی را برای معادل غیرفارسی آنها که به طور

متداول استفاده می‌شود، تصویب کرد که استفاده از آنها با امضای رئیس‌جمهوری لازم‌الاجرا

است.

علی مهرامی کارشناس گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان و ادب فارسی در گفتگویی با

خبرنگار مهر درباره واژه‌هایی که به تازگی در فرهنگستان به تصویب رسیده‌است اینگونه

گفت: در جدیدترین مصوبات گروه واژه‌گزینی فرهنگستان زبان برای تعدادی واژه غیرفارسی

جایگزین فارسی تعیین و تصویب شده است که با توجه به اینکه این مصوبات به امضای

رئیس‌جمهور می‌رسد لذا لازم‌الاجرا است.

وی ادامه داد: آب درمانی به جای "هیدروتراپی"، بازگشت (ظهور مجدد علائم بیماری) به جای

"ریلاپس"، حمام آفتاب به جای "سولاریوم"، سراچه به جای "سوئیت"، سه‌گانه به جای

"تریلوژی"، کفی به جای "تریلر"، مزرعه‌سرا به جای "فارم هاوس"، نابهنجار به جای واژه

"آنرمال" تعدادی از واژه‌های مصوب است.

این کارشناس زبان و ادب پارسی درباره دیگر واژه‌هایی که به تازگی به تصویب رسیده اینگونه

توضیح داد: نظام شایسته‌گرا به جای "مریت سیستم"، شایسته‌سالاری به جای

"مریتوکراسی"، ورزمان به جای "ماساژ"، اژدر(نوعی سلاح انفجاری) به جای "تورپیدو"،

افسردگی به جای "دپرشن" و افسرده به جای واژه "دپرس" از سوی فرهنگستان زبان و ادب

فارسی به تصویب رسیده است.

مهرامی اضافه کرد: همچنین چندین واژه دیگر نیز به تصویب رسیده که شامل افشانک به جای

"نازل nozzle"، بیش‌فعال به جای "هایپر اکتیو"، تنش به جای " تنشن tension" ، عوام‌گرایی

به جای "پوپولیسم"، عوام‌گرا به جای "پوپولیست"، مردم‌سالاری به جای "دموکراسی" و رتبه

بندی به جای "رنکینگ" دیگر واژه‌های مصوب است.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
__________________

امیر-شاد آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 4 نفر
*Shadi (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰), AmirForex (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰), RA11 (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰), VICTOR fx (دوشنبه ۲۲ فروردين ۹۰)
قدیمی سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰, ۱۰:۰۲   #4
marjantrader
کاربر عادی
 
آواتار marjantrader
 
تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ تير ۱۳۸۹
ارسالها: 33
تشکر از ديگران: 328
تشکر از ایشان: 269 بار در 38 نوشته
marjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished road
پیش فرض

ایده من این هست که ما اگر می خواهیم پارسی را پاس بداریم نباید فقط به واژه های غربی گیر بدهیم بلکه ابتدا از عربی که هیچ خیری برای پارس و پارسی نداشته شروع کنیم

بجای سلام=درود
بجای خدا حافظ=بدرود
به جای اعتقادات = باورها
به جای اعتماد به نفس = خودباوری
به جای اعجاب انگیز =شگفت انگیز
به جای اسطوره= افسانه
به جای استیجاری = کرایه ای
به جای اعتدال= میانه روی
به جای اقامت =ماندن
به جای اشعار= سروده ها
به جای الی یا لغایت =تا
به جای اطلاع= آگاهی
به جای اصحاب = یاران
به جای متاسفانه = بدبختانه
متاسفانه=شوربختانه
به جای کلمه = واژه
به جای تعداد =شمار
به جای ابتدا = نخست
به جای اخوی= برادر
به جای اخیرا = به تازگی
به جای استعفا = کناره گیری
به جای احتمالا= شاید یا چه بسا
به جای اساس =بنیاد
به جای احسنت ، باریکلا = آفرین
به جای احضار کردن =فراخواندن
به جای اخاذی =زورگیری
به جای احیانا=شاید
به جای از حیث= از دید
انتخاب را = گزینش
انتخابات را = گزیدمان
انحراف را = لغزش
انسجام را =هماهنگی
انعکاس را = بازتاب
ایده آل را = آرمانی
ایرانی الاصل را=ایرانی تبار
اولاد را =فرزندان
اهتمام را = کوشش
اول را = نخست
آزمایشات را = آزمایش ها
انفصال را = جدایی
انهار را= رودها
انفرادی را=تنهایی
بجای شهید=کشته
به جای شعر= چکامه
به جای کلمه =واژه
کبیر= بزرگ
به جای تشکر= سپاس،سپاس گذارم
آگاهی بنیان رهایی است
در زنده نگاه داشتن زبان و فرهنگ پارسی کوشا باشیم
marjantrader آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 3 نفر
ahzr21 (چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۱), DAVOOD24 (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰), farzadof (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰)
قدیمی سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰, ۱۰:۱۰   #5
marjantrader
کاربر عادی
 
آواتار marjantrader
 
تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ تير ۱۳۸۹
ارسالها: 33
تشکر از ديگران: 328
تشکر از ایشان: 269 بار در 38 نوشته
marjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished road
پیش فرض

ما ایرانی ها نمی گوئیم چون عرب‌ها نمی‌توانند بگویند!!!
.
و اما: چون عرب‌ها نمی‌توانند «پ» را بر زبان رانند، بنابراین ما ایرانی‌ها،
به پیل می‌گوییم: فیل
به پلپل می‌گوییم: فلفل
به پهلویات باباطاهر می‌گوییم: فهلویات باباطاهر
به سپیدرود می‌گوییم: سفیدرود
به سپاهان می‌گوییم: اصفهان
به پردیس می‌گوییم: فردوس
به پلاتون می‌گوییم: افلاطون
به تهماسپ می‌گوییم: تهماسب
به پارس می‌گوییم: فارس
به پساوند می‌گوییم: بساوند
به پارسی می‌گوییم: فارسی!
به پادافره می‌گوییم: مجازات،مکافات، تعزیر، جزا، تنبیه...
به پاداش هم می‌گوییم: جایزه

چون عرب‌ها نمی‌توانند «گ» را برزبان بیاورند، بنابراین ما ایرانی‌ها
به گرگانی می‌گوییم: جرجانی
به بزرگمهر می‌گوییم: بوذرجمهر
به لشگری می‌گوییم: لشکری
به گرچک می‌گوییم: قرجک
به گاسپین می‌گوییم: قزوین!
به پاسارگاد هم می‌گوییم: تخت سلیمان‌نبی!

چون عرب‌ها نمی‌توانند «چ» را برزبان بیاورند، ما ایرانی‌ها،
به چمکران می‌گوییم: جمکران
به چاچ‌رود می‌گوییم: جاجرود
به چزاندن می‌گوییم: جزاندن

چون عرب‌ها نمی‌توانند «ژ» را بیان کنند، ما ایرانی‌ها
به دژ می‌گوییم: دز (سد دز)
به کژ می‌گوییم: :کج
به مژ می‌گوییم: : مج
به کژآئین می‌گوییم: کج‌آئین
به کژدُم می‌گوییم عقرب!
به لاژورد می‌گوییم: لاجورد



فردوسی فرماید:
به پیمان که در شهر هاماوران سپهبد دهد ساو و باژ گران

اما مابه باژ می‌گوییم: باج

فردوسی فرماید:
پیاده شد از اسپ و ژوپین به دست همی رفت شیدا به کردار مست

اما ما به اسپ می‌گوییم: اسب
به ژوپین می‌گوییم: زوبین

وچون در زبان پارسی واژه‌هائی مانند چرکابه، پس‌آب، گنداب... نداریم، نام این چیزها را گذاشته‌یم فاضل‌آب،
چون مردمی سخندان هستیم و از نوادگان فردوسی،!!
به ویرانه می‌گوییم خرابه
به ابریشم می‌گوییم: حریر
به یاران می‌گوییم صحابه!
به ناشتا وچاشت بامدادی می‌گوییم صبحانه یا سحری!
به چاشت شامگاهی می‌گوییم: عصرانه یا افطار!
به خوراک و خورش می‌گوییم: غذا و اغذیه و تغذیه ومغذی


marjantrader آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 2 نفر
ahzr21 (چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۱), DAVOOD24 (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰)
قدیمی سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰, ۱۰:۲۳   #6
marjantrader
کاربر عادی
 
آواتار marjantrader
 
تاریخ عضویت: پنجشنبه ۳ تير ۱۳۸۹
ارسالها: 33
تشکر از ديگران: 328
تشکر از ایشان: 269 بار در 38 نوشته
marjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished roadmarjantrader is on a distinguished road
پیش فرض

به آرامگاه می‌گوییم: مقبره
به گور می‌گوییم: قبر
به برادر می‌گوییم: اخوی
به پدر می‌گوییم: ابوی

و اکنون نمی‌دانیم برای این که بتوانیم زبان شیرین پارسی را دوباره بیاموزیم و بکار بندیم، باید از کجا آغاز کنیم؟!

هنر نزد ایرانیان است و بس! از جمله هنر سخن گفتن! شاعر هم گفته است: تا مرد سخن نگفته باشد، عیب و هنرش نهفته باشد!

بنابراین،
چون ما ایرانیان در زبان پارسی واژه‌ی گرمابه نداریم به آن می‌گوئیم: حمام!
چون در پارسی واژه‌های خجسته، فرخ و شادباش نداریم به جای «زاد روزت خجسته باد» می‌گوئیم: «تولدت مبارک».
به خجسته می گوئیم میمون
اگر دانش و «فضل» بیشتری بکار بندیم می‌گوییم: تولدت میمون و مبارک!
چون نمی‌توانیم بگوییم: «دوستانه» می گوئیم با حسن نیت!
چون نمی‌توانیم بگوییم «دشمنانه» می گوییم خصمانه یا با سوء نیت
چون نمی‌توانیم بگوئیم امیدوارم، می‌گوئیم ان‌شاءالله
چون نمی‌توانیم بگوئیم آفرین، می‌گوئیم بارک‌الله
چون نمی‌توانیم بگوئیم به نام ویاری ایزد، می‌گوییم: ماشاءالله
و چون نمی‌توانیم بگوئیم نادارها، بی‌چیزان، تنُک‌‌‌مایه‌گان، می‌گوئیم: فقرا مستضعفان و مساکین!
به خانه می‌گوییم: مسکن

به «آرامش» می‌گوییم تسکین، سکون
به شهر هم می‌گوییم مدینه تا «قافیه» تنگ نیاید!

ما ایرانیان، چون زبان نیاکانی خود را دوست داریم:
به جای درازا می گوییم: طول
به جای پهنا می‌گوییم: عرض
به ژرفا می‌گوییم: عمق
به بلندا می‌گوییم: ارتفاع
به سرنوشت می‌گوییم: تقدیر
به سرگذشت می‌گوییم: تاریخ
به خانه و سرای می‌گوییم : منزل و مأوا و مسکن
به ایرانیان کهن می گوییم: پارس
به عوعوی سگان هم می گوییم: پارس!
به پارس‌ها می‌گوییم: عجم!
به عجم (لال) می گوییم: گبر

چون میهن ما خاور ندارد،
به خاور می‌گوییم: مشرق یا شرق!
به باختر می‌گوییم: مغرب و غرب
و کمتر کسی می‌داند که شمال و جنوب وقطب در زبان پارسی چه بوده است!

چون «ت» در زبان فارسی کمیاب وبسیار گران‌بها است (و گاهی هم کوپنی می‌‌شود!)
تهران را می نویسیم طهران
استوره را می نویسیم اسطوره
توس را طوس
تهماسپ را طهماسب
تنبور را می نویسیم طنبور(شاید نوایش خوشتر گردد!)
همسر و یا زن را می نویسیم ضعیفه، عیال، زوجه، منزل، مادر بچه‌ها،

چون قالی را برای نخستین بار بیابانگردان عربستان بافتند (یا در تیسفون و به هنگام دستبرد، یافتند!) آن را فرش، می نامیم!
آسمان را عرش می‌نامیم!
و
استاد توس فرمود:
چو ایران نباشد، تن من مباد! بدین بوم و بر زنده یک‌تن مباد!

و هرکس نداند، ما ایرانیان خوب می‌دانیم که نگهداشت یک کشور، ملت، فرهنگ و هویت ملی» شدنی نیست مگر این که از زبان آن ملت هم به درستی نگهداری شود.
ما که مانند مصری‌ها نیستیم که چون زبانشان عربی شد، امروزه جهان آن‌ها را از خانواده‌ی اعراب می‌دانند.
البته ایرانی یا عرب بودن، هندی یا اسپانیائی بودن به خودی خود نه مایه‌ی برتری‌ است و نه مایه‌ سرافکندگی. زبان عربی هم یکی از زبان‌های نیرومند و کهن است.

سربلندی مردمان وکشورها به میزان دانستگی‌ها، بایستگی‌ها، شایستگی‌ها، و ارج نهادن آن‌ها به آزادی و «حقوق بشر» است.
با این همه، همان‌گونه که اگر یک اسدآبادی انگلیسی سخن بگوید، آمریکایی به شمار نمی‌آید، اگر یک سوئدی هم، لری سخن بگوید، لُر به شمار نخواهد رفت. چرا یک چینی که خودش فرهنگ و زبان و شناسنامه‌ی تاریخی دارد، بیاید و کردی سخن بگوید؟ و چرا ملت‌های عرب، به پارسی سخن نمی‌گویند؟ چرا ما ایرانیان باید نیمه‌عربی - نیمه‌پارسی سخن بگوئیم؟
فردوسی، سراینده‌ی بزرگ ایرانیان در ۱۰۷۰ سال پیش برای این که ایرانی شناسنامه‌ی ملی‌اش را گم نکند، و همچون مصری از خانواده‌ی اعراب به شمار نرود، شاهنامه را به پارسی‌ی گوش‌نوازی سرود و فرمود:

-- افکندم از نظم کاخی بلند که از باد وبارانش ناید گزند
جهان کرده‌ام از سخن چون بهشت از این بیش تخم سخن کس نکشت
از آن پس نمیرم که من زنده‌ام که تخم سخن من پراگنده‌ام
هر آن کس که دارد هُش و رای و دین پس از مرگ بر من کند آفرین

اکنون منِ ایرانی چرا باید از زیباترین واژه‌های دم دستم در «زبان شیرین پارسی» چشم‌پوشی کنم و از لغات عربی یا انگلیسی یا روسی که معنای بسیاری از آنان را هم بدرستی نمی‌دانم بهره بگیرم؟
و به جای توان و توانائی بگویم قدرت؟
به جای نیرو و نیرومندی بگویم قوت؟
به جای پررنگی بگویم غلظت؟
به جای سرشکستگی بگویم ذلت؟
به جای بیماری بگویم علت؟
به جای اندک و کمبود بگویم قلت؟
به جای شکوه بگویم عظمت؟
به جای خودرو بگویم اتومبیل
به جای پیوست بگویم ضمیمه، اتاشه!!
به جای مردمی و مردم سالاری هم بگویم «دموکراتیک»

به باور من، برای برخی از ایرانیان، درست کردن بچه، بسیار آسان‌تر است از پیداکردن یک نام شایسته برای او! بسیاری از دوستانم آنگاه که می‌خواهند برای نوزادانشان نامی خوش‌آهنگ و شایسته بیابند از من می‌خواهند که یاری‌شان کنم! به هریک از آن‌ها می‌گویم: «جیک جیک تابستون که بود، فکر زمستونت نبود؟!»
به هر روی، چون ما ایرانیان نام‌هائی به زیبائی بهرام و بهمن و بهداد و نداریم، اسم فرزندانمان را می‌گذاریم...
...
وچون در زبان پارسی نام‌هائی مانند سهراب، سیاوش، داریوش و... نداریم نام فرزندانمان را می‌گذاریم اسکندر، عمر، چنگیز، تیمور، ...
و چون نام‌های خوش‌آهنگی همچون: پوران، دُردانه، رازدانه، گلبرگ، بوته، گندم، آناهیتا، ایراندخت، مهرانه، ژاله، الیکا (نام ده و رودی کوچک در ایران)، لِویس (نام گل شقایق به گویش اسدآبادی= از دامنه‌های زبان پهلوی ساسانی) و... نداریم، نام دختران خود را می‌گذاریم: ...

دانای(حکیم) توس فرمود:
بسی رنج بردم در این سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی

از آن‌جایی که ما ایرانیان مانند دانای توس، مهر بی‌کرانی به میهن خود داریم
به جای رستم‌زائی می‌گوئیم سزارین
رستم در زهدان مادرش رودابه آنچنان بزرگ بود که مادر نتوانست او را بزاید، بنابراین پزشکان، پهلوی مادر را شکافتند و رستم را بیرون آوردند. چنین وضعی برای سزار، قیصر روم هم پیش آمد و مردم باخترزمین از آن‌پس به این‌گونه زایاندن و زایش می‌گویند سزارین. ایرانیان هم می‌توانند به جای واژه‌ی «سزارین» که در زبان پارسی روان شده، بگویند: رستم‌زائی

به نوشابه می‌گوییم: شربت
به کوبش و کوبه می‌گوییم: ضربت
به خاک می‌گوییم: تربت
به بازگشت می‌گوییم: رجعت
به جایگاه می‌گوییم: مرتبت
به گفتاورد می‌گوییم: نقل قول
به پراکندگی می‌گوییم: تفرقه
به پراکنده می‌گوییم: متفرق
به کاخ می‌گوئیم قصر،
به انوشیروان دادگر می‌گوئیم: انوشیروان عادل

در «محضرحاج‌آقا» آنقدر «تلمذ» می‌کنیم که زبان پارسی‌مان همچون ماشین دودی دوره‌ی قاجار، دود و دمی راه می‌اندازد به قرار زیر:
به خاک سپردن = مدفون کردن
دست به آب رساندن = مدفوع کردن
به جای پایداری کردن می‌گوییم: دفاع کردن= تدافع = دفع دشمن= دفع بلغم = و...
به جای جنگ می‌گوییم: = مدافعه، مرافعه، حرب، محاربه.
به چراغ گرمازا می‌گوییم: علاءالدین! یا والور!
به کشاورز می‌گوییم: زارع
به کشاورزی می‌گوییم: زراعت

اما ناامید نشویم. این کار شدنی است!
تا سال‌ها پس از انقلاب مشروطیت به جای دادگستری می‌گفتیم عدلیه به جای شهربانی می‌گفتیم نظمیه به جای شهرداری و راهداری می‌گفتیم بلدیه به جای پرونده می گفتیم دوسیه

پس ...

ویرایش توسط OldModir3 : سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰ در ساعت ۱۱:۲۰ دلیل: http://forum.iran-egold.com/showthread.php?t=1
marjantrader آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 2 نفر
ahzr21 (چهارشنبه ۶ ارديبهشت ۹۱), DAVOOD24 (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰)
قدیمی سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰, ۱۱:۳۸   #7
امیر-شاد
کاربر ارشد
 
آواتار امیر-شاد
 
تاریخ عضویت: جمعه ۷ خرداد ۱۳۸۹
ارسالها: 343
تشکر از ديگران: 782
تشکر از ایشان: 3,763 بار در 749 نوشته
امیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond reputeامیر-شاد has a reputation beyond repute
Arrow

نقل قول:
نوشته اصلی بوسیله marjantrader نمایش نوشته ها

اکنون منِ ایرانی چرا باید از زیباترین واژه‌های دم دستم در «زبان شیرین پارسی» چشم‌پوشی کنم و از لغات عربی یا

انگلیسی یا روسی که معنای بسیاری از آنان را هم بدرستی نمی‌دانم بهره بگیرم؟
واژگان مغولی چطور...!؟

آقا

خان

خانم

کاغذ

تومان

گلن گدن

قاچاق

قاشق

اتاق

آچار
.
.
.
. . . .!؟
__________________

امیر-شاد آفلاين است  
تشکرکنندگان این نوشته: 2 نفر
*Shadi (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰), AmirForex (سه شنبه ۲۳ فروردين ۹۰)
گفتگو قفل شد



كاربران در حال دیدن موضوع: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع

قواعد ارسال
شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمی‌توانید پاسخ ارسال کنید
شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال کنید
شما نمی‌توانید نوشته‌های خود را ویرایش کنید

BB code فعال است
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


ساعت: ۱۷:۵۵


قدرت این انجمن در استفاده از برنامه vBulletin 3.8.5 می باشد.
حقوق این برنامه برای .Jelsoft Enterprises Ltd محفوظ است.