بازدیدکننده گرامی، ورود شما را به "انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد" خیر مقدم عرض می نماییم. در حال حاضر شما به عنوان ميهمان از انجمن بازديد می كنيد و امكان استفاده از تمام قابليتهای آن را نداريد. با ثبت نام رايگان، می‌توانيد از قابليتهای بيشتری بهره‌مند شوید. برای عضویت در انجمن اینجا را کلیک کنید.    
انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد AMarkets
جدیدترین نوشته ها



بازگشت   انجمن تجارت الکترونیکی ایران-ایگولد > بازارهای مالی > مطالب، مقالات و کتابهای آموزشی

پاسخ
 
ابزارهای موضوع
قدیمی جمعه ۳۱ خرداد ۹۲, ۲۳:۳۵   #11
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض 5 مرحله برای حرفه ای شدن در *****

همه كساني كه در ***** فعالیت ميكنند اين 5 مرحله را پشت سر مي گذارند :
مرحله يك : بي لياقتي ناهشيارانه
اين اولين گامي است كه برمي داريد وقتی كه شروع مي كنيد نگاهي بازار بيندازيد ، مي دانيد كه راه خوبي براي پول در آوردن است . هزاران چيز در مورد آن شنيديد و بسياري از ميليونرها را ديديد. متاسفانه مانند رانندگي كه در ابتدا كار بسيار ساده ای به نظر مي رسد اما بعد از مدت كوتاهي فكر مي كنيد كه مشكل تر از آن کاری نیست ! . در بازار هم قيمتها بالا و پايين مي روند اين راز بزرگ چيست ؟ بياييد كشف اش كنيم .
مثل وقتي كه براي اولين بار پشت فرمان مي نشينيد و هيچ ايده اي راجع به كاري كه مي خواهيد بكنيد نداريد . معامله هاي زيادي مي كنيد و ريسك هاي زيادي را متحمل مي شويد . قيمتها برخلاف پيش بيني شما تغيير مي كند شما درجهت خلاف دفعه پيش يك پوزیشن ديگر باز مي كنيد جهت تغيير قيمتها برعكس مي شود دوباره و دوباره و....
خب اين مرحله يك است . مرحله اي كه شما نسبت به بي كفايتي خود براي ترید کردن بي توجه هستيد . مرحله يك مي تواند به مدت يك يا دو هفته طول بكشد و شما وارد مرحله دوم مي شويد .

مرحله دوم : بي لياقتي آگاهانه
مرحله دوم جايي ست كه شما مي فهميد كار بيشتري بايد انجام دهيد و چيزهايي وجود دارند كه بايد ياد بگيريد . شما هشيارانه مي فهميد كه يك معامله گر نالايق هستيد و مهارت و بينش لازم را براي كسب يك سود معين نداريد .
در طي اين فاز شما سيستم ها و کتابهای هاي فراواني مي خريد و وب سايت هاي زيادي از روسي گرفته تا اكراينی را مي خوانيد و جستجوي خود را براي يافتن جام مقدس آغاز مي كنيد .
شما خوره سيستم ها مي شويد ! و از اين روش به آن روش مي پريد بدون اينكه به يكي براي مدت كافي بچسبيد و ببينيد آيا جواب مي دهد يا نه؟ هر وقت به انديكاتور جديدي بر مي خوريد خوشحالي وجودتان را فرا می گيرد كه اين ديگر خودش است .
تمام سيستم هاي معاملاتی و اکسپرت ها را را به روي متاتريدر بدون بهینه سازی و به صورت ناشیانه ای امتحان مي كنيد. از ميانگين ها گرفته تا خطوط فيبوناچی و حمايت و مقاومت و DMI , ADX , و.... و صدها چيز ديگر همه با اميد اينكه سيستم جادويي شما امروز شروع مي شود .
شما سعي ميكنيد بالا و پايين قيمتها را بگيريد و سعي مي كنيد كه نقطه دقيق بازگشت را با انديكاتور خود پيدا كنيد ولي باز هم ضرر مي كنيد با وجود اينكه كاملا مطمئن بوديد .
شما به چت روم هاي زنده مي رويد و مي بينيد كه ساير معامله گران از روشهاي بسيار ساده سود مي كنند . چرا شما اينطور نيستيد ؟ شما ميليون ها سوال داريد كه بعضي از آنها ممكن است احمقانه به نظر برسند و شما كمي احساس خنگي می كنيد و فكر مي كنيد كه آنها دروغگو هستند . شما مطالعه كرديد و چيزهاي زيادي مي دانيد حداقل به اندازه آنها اطلاعات داريد پس چرا آنها سود مي كنند ولي شما نه ؟ پس حتما دروغ مي گويند .
ولي مي بينييد كه حساب آنها روز به روز بزرگتر مي شود در حاليكه حساب شما كوچك و كوچك تر مي شود . شما مثل يك نوجوانيد . معامله گران ديگر شما را نصيحت مي كنند ولي شما لجبازيد و فكر مي كنيد خودتان بهتر مي دانيد. موجودی حسابتان را به انتها مي رسانيد و با وجود اينكه همه مي گويند شما ديوانه ايد باز هم توجهي نمي كنيد چرا كه شما بهتر مي دانید!
به فرياد هاي ديگران توجه نمي كنيد. شما پول مي دهيد و از كس ديگري سيگنال مي خريد ولي بازهم آنها به درد شما نمي خورد . اين قسمت سالها ممكن است طول بكشد . در واقع اگر به خوبي پيش برويد بيش از يك سال طول مي كشد .
در نهايت سعی می کنید كه از اين مرحله خارج شويد شما پول و زمان زيادي را بيشتر از آنچه فكر مي كرديد صرف اين كار كرديد . دو يا سه حساب بزرگ را صفر كرديد و شايد 3 يا 4 بار بكلي از كار منصرف شديد

مرحله سوم : يافتم ، يافتم !
در حين انتهاي مرحله دوم شما مي فهميد كه اين سيستم نيست كه تفاوت ايجاد مي كند . شما مي فهميد كه واقعا ممكن است كه از يك ميانگين حركتي ساده و نه هيچ چيز ديگري هم پول در آورد اگر شما بر خودتان كنترل داشته باشيد و مديريت مالي درستي داشته باشيد .
شروع مي كنيد به مطالعه كتابهاي روانشناسي معامله و با ويژگيهايي كه در اين كتابها ترسيم شده اند آشنا مي شويد . در نهايت لحظه يافتم يافتم ( ارشميدس) فرا مي رسد .
لحظه يافتم يافتم باعث مي شود كه افقهاي جديدي در ذهن شما باز شود . شما ناگهان متوجه مي شويد كه نه تنها شما بلكه هيچ كس ديگري نمي تواند حركت بازار را براي تا 10 ثانيه ديگر پيش بيني كنه چه برسد به 20دقيقه ديگر.
شروع به كاركردن فقط با سيستمي مي كنيد كه كاملا در آن جا افتاده ايد و كم كم خوشحال مي شويد و آستانه ريسك مشخصي براي خود داريد . شروع به انجام معامله هايي مي كنيد كه احتمال خوبي از سود را درآن وجود مي دهد . زماني كه معامله بد مي شود شما عصباني نمي شويد و از آنجاييكه اين مطلب در مغز شما فرو رفته كه هيچ كس نمي تواند بازار را پيش بيني كند حتي آن را اشتباه خود هم نمي دانيد . به محض فهميدن اينكه پيش بيني تان درست نبوده فورا معامله را مي بنديد .
شما درك كرده ايد كه بازي معامله جزء يك چيز نيست : پيوستگي و نظم شما در گرفتن تمام معاملاتي كه سيستم شما ميگويد صرف نظر از اينكه چه خواهد شد .
شما در مورد مديريت مالي و لوريج ، ريسك حساب و غيره و غيره ياد مي گيريد و واقعا در آن غوطه ور مي شويد و بخاطر مي آوريد نصيحت كساني را كه يكسال پيش از اين همين حرفها را به شما مي زدند . شما آن زمان آماده نبوديد ولي حالا هستيد .
زمان يافتم يافتم وقتي فرا مي رسد كه شما واقعا قبول كنيد كه نمي شود بازار را پيش بيني كرد و حالا مرحله چهارم فرا مي رسد

مرحله چهارم : باكفايتي هوشيارانه
بسيار خب ، حالا شما زماني معامله مي كنيد كه استراتژی معاملاتی شما مي گويد . شما شكست ها را به آساني پيروزي ها قبول مي كنيد . شما ريسك را قبول كرديد در حين اينكه مي دانيد سيستم شما ميزان سود بيشتري از ضرر دارد و وقتي در حال ضرر هستيد معامله را با كمترين آسيبي به حسابتان مي بنديد .در زماني هستيد كه نه سود داريد ونه ضرر . يك هفته 100 پيپ مي بريد هفته ديگر 100 پيپ مي بازيد ولي در كل نه برنده ايد نه بازنده . اكنون نسبت به مساله آگاهيد و نظراتي كه مي دهيد عموما خوبند و مورد احترام ديگر معامله گران قرار مي گيريد .
هنوز بايد كار كنيد و در مورد معاملات خود فكر كنيد و مادامیکه اين موضوع ادامه پيدا مي كند سود شما كم كم از ضررهايتان بيشتر مي شود .
شما به سود تقريبا ثابتي در هفته مي رسيد . يك هفته 25 پيپ ، هفته ديگر 50 پيپ و همين طور الي آخر.
اين مرحله به مدت 6 ماه طول مي كشد و اكنون مرحله پنجم فرا مي رسد.

مرحله پنجم : بالياقتي ناهشيارانه
حالا مثل راننده ماهري كه پشت فرمان مي نشيند شما وارد معامله مي شويد . همه چيز اكنون در سطح ناهشيارانه قرار دارد .
مثل اينكه هواپيماي خودكار را برانيد . شروع به انجام معاملات بزرگ مي كنيد و در آوردن روزي 100 پيپ برايتان كاملا عادي است.اين مدينه فاضله معامله است . شما بر احساسات خود غلبه داريد و اكنون يك معامله گر هستيد كه حساب شما روز به روز بزرگتر مي شود .
در اتاقهاي گفتگوي معامله يك ستاره هستيد . همه به حرفهاي شما گوش مي كنند و با سوالاتي كه از شما پرسيده می شود آنها را در جايگاه 2 سال پيش خود مي بينيد . مي دانید كه نصيحت هايتان فايده اي ندارد چون آنها در معامله نوجوانند . بعضي از آنها به جايي كه شما هستيد مي رسند. بعضي سريع ترند و بعضي كند تر . در واقع خيلي ها نمي توانند از مرحله دوم بگذرند اما عده اندكي مي توانند .
معامله كردن ديگر براي شما هيجان انگيز نيست بلكه خسته كننده هم هست . مثل خيلي چيز هاي ديگر در زندگي كه وقتي در آنها حرفه اي مي شويم تنها به عنوان شغل انجامش مي دهيم و برايمان هيجاني ندارد .
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 17 نفر
alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (دوشنبه ۳ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), dolatmand (چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵), Flamencoart7 (چهارشنبه ۵ تير ۹۲), loti (پنجشنبه ۳ مرداد ۹۲), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), mojaver (دوشنبه ۳ تير ۹۲), oldtrader (دوشنبه ۳ تير ۹۲), rxcasino (يکشنبه ۲ تير ۹۲), starlingsar (شنبه ۱ تير ۹۲), منهتن (شنبه ۱ تير ۹۲), پیـام (پنجشنبه ۶ تير ۹۲), xx13x13 (شنبه ۱ تير ۹۲), zeous (چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۳)
قدیمی شنبه ۱ تير ۹۲, ۰۰:۲۳   #12
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
Question مشکلات پایین بودن آمادگی ذهنی من برای ترید

مطلب قبلی "5 مرحله برای حرفه ای شدن در *****" را مطالعه کردید؟شما در کدام مرحله هستید؟
به شخصه بنده در مرحله 3 هستم.نمی دونم عبور از این مرحله برای من چقدر طول میکشه.اما مشکلاتی از نظر احساسی و روانی در ترید دارم که این مطلب را به همین خاطر قرار دادم تا مشکلاتی که خودم با آنها دست به گریبان هستم را عنوان کنم.
حدس می زنم دوستان زیادی که من دوست دارم اسمشون رو تریدر هایی جوان بذارم در این مرحله قرار دارند و با بعضی و شاید تمام مشکلاتی که من دارم دست به گریبان هستند.
از دوستانی که از سد این مشکلات عبور کرده و به تریدر های پخته ای تبدیل شدند تقاضا دارم از در اختیار قرار دادن تجریبات روز های گذشته که به درد امروز ماها میخوره اجتناب نکنند.می دونم که بیان خاطرات آن روز ها برای تریدر های پخته دیگر از خاطرات تلخ به خاطرات شیرین تبدیل شده و خالی از لطف نیست.

مشکلاتی که من در ترید به دلیل پایین بودن آمادگی ذهنی دارم :

  1. عدم توانایی از خروج از یک معامله ضرر ده به محض اینکه متوجه شدم این معامله هدف من را برآورده نمی کند.
  2. عدم صبر کافی برای ایستادن در معاملات سود ده.
  3. از ترید های بدم درس بزرگی بگیرم.معاملات اشتباهم را بار ها مرور کنم و سعی کنم اشتباهات گذشته را تکرار نکنم.باور کنید یا نه من یک نوع از اشتباه را در معاملاتم بار ها و بارها تکرار می کنم.
  4. پس از زیان معامله های بعدی را به قصد جبران ضرر ها اجرا نکنم.
  5. معاملات همیشه با احتمالات همراه است و هر معامله لزوما همانطور که پیش بینی کردم پیش نخواهد رفت.
  6. زمانی که معامله در ضرر هست تاثیرات منفی در رفتار من مشخص است و خود به وضوح آنها را می بینم.پرخاشگری و کلافگی و....حال آنکه اگر در +1 پیپ سود باشم چنین مشکلی که ندارم هیچ خیلی هم آروم و ریلکس هستم.بنظرم این مشکل بزرگی است که باید حتما حلش کنم.
  7. من اسکالپ می کنم.وارد پوزیشن می شوم.حد ضرر من 15 پیپ است فرضا بعد از اینکه 9 پیپ در ضرر هستم به طور قطع ذهنم می گوید که ورود اشتباه داشتم با این حال در پوزیشن می مانم به این امید که معامله به نفع من برگردد.امید واحی.در صورتی که این امید را در معاملاتی که در 9 پیپ فرضا در سود هستم ندارم و با همین حد می بندم بعد قیمت حد سود فرضا 20 پیپی من را می زند.این مسئله باعث شده با اینکه پیش از دو /سوم معاملات من به سود میرسند اما باز تقریبا حساب سر به سر است و رشد خاصی ندارد.
  8. موقعیت سیگنال و کیفیت آن را در نظر بگیرم نه سطح بالانس و توقعی که از بازار دارم.
  9. زمانی که معامله بازی در بازار دارم باز هم بتوانم تصمیم درست بگیرم.رجوع کنید به مورد 1.
  10. قبل از ورود به معامله بالانس حسابم را به گونه ای تصور کنم که گویا من از قبل در معامله پیش رو استاپ خورده ام تا اینگونه سطح استرس را کاهش دهم.
  11. هدف را هنگام ورود به بازار و حتی قبل از آن در نظر بگیرم، هدف کلی از این معامله ، هدف کلی از حضور در این بازار و از خود بپرسم که آیا این معامله در رسیدن به هدفم به من کمک می کند یا من را از رسیدن به آن دور می کند؟
  12. هدف من در هر معامله به اندازه نقطه تی پی است اما باید در نظر داشته باشم که بازار بر اساس احتمالات است و همیشه در نظر داشته باشم که معامله من ممکن است هرگز به هدفش نرسد.
  13. دلیل یا دلایل ورود به پوزیشن را به خاطر داشته باشم.(بهترین کار این است که آنها را یاداشت کنم.)باور کنید یا نه بعضی موقعه دلیلی که به خاطر آن وارد یک پوزیشن شده ام را فراموش می کنم.
  14. زمانی که وضعیت بازار را تحلیل و نتیجه گیری کردم نباید ذهن خورد را قفل کرده و منتظر اجرای تحلیلم توسط بازار باشم بلکه باید سعی کنم همیشه با وجود اینکه بازار را تحلیل و منتظر سیگنال تریگر هستم باز به گونه ای به بازار نگاه کنم که گویی هنوز تحلیلی از آن دارم.(بازار هر لحظه ممکنه تغییر وضعیت بده)
  15. ترس از دست دادن یک موقعیت دیگر.روندی شکل می گیره که نه من و نه سیستمم توان تشخیص آن را ندارد.در تحلیل بعدی حرکتی را پیش بینی می کنم و از ترس اینکه آن را را هم از دست ندهم زود تر از موعد وارد معامله می شوم که نتیجه مشخص است.اشتباه و ضرر.
  16. همیشه بخاطر داشته باشم که هیچگاه نمی توان فهمید که یک معامله سود ده هست به طور مطلق یا نه.
خوب این ها مشکلاتی هست که من در حال حاضر با آنها دست به گریبان هستم.بعضی ها بیشتر و بعضی کمتر.
الان که یه نگاهی دوباره بعد از اینکه براتون تایپ کردم بهشون می ندارم فکر می کنم دلیل اکثر این مشکلات یک چیز هست. "ترس"
به هر حال دارم باهاش مقابله می کنم همینکه اینجا براتون اینها رو نوشتم فکر می کنم کمی بر ترس این که یک آدم بازنده تلقی بشم دارم مقابله می کنم.
توی دفترم یه جمله از آلبرت اینیشتن نوشتم که میگه : فرصت ها در دل مشکلات نهفته اند.به این نگاه نکنید که یک موقعیت چقدر بد و ناخوشایند به نظر می رسد، از خود بپرسید در این موقعیت چه فرصتی برای من نهفته است؟!
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 20 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (يکشنبه ۲ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), devoshca (شنبه ۱ تير ۹۲), dolatmand (چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵), kojkav (چهارشنبه ۲۴ دي ۹۳), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), melisa (شنبه ۱ تير ۹۲), mjklmj (جمعه ۴ مرداد ۹۲), oldtrader (دوشنبه ۳ تير ۹۲), rezazahed (يکشنبه ۷ تير ۹۴), rxcasino (يکشنبه ۲ تير ۹۲), sabtename (دوشنبه ۳ تير ۹۲), starlingsar (شنبه ۱ تير ۹۲), منهتن (شنبه ۱ تير ۹۲), xx13x13 (شنبه ۱ تير ۹۲), zeous (چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۳)
قدیمی يکشنبه ۲ تير ۹۲, ۱۶:۴۸   #13
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض احساسات شما، دشمن معاملات شما

یک مثل سامورایی می گوید "به صورت منطقی برنامه ریزی کنید و با احساس به سوی دشمن حمله کنید." اگر شما این مثل را در معاملات خود بکار ببرید مطمئنا نتیجه خوبی نخواهید گرفت.
بهتر است این جمله را به این ترتیب اصلاح کنیم.
"به صورت منطقی برنامه ریزی کنید و بدون احساسات وارد بازار شوید."

1900:البته من به بدون احساسات ترید کردن را قبول ندارم.در موردش مقاله ای قرار خواهم داد.

بسیاری از روانشناسان عقیده دارند الگوی رفتار انسان برای بازار های مالی مناسب نمی باشد. واکنشهای انسانی به برد و باخت باعث خواهد شد که افراد در زمان نامناسب، تصمیم اشتباهی را در بازار داشته باشند.
برای روشن تر شدن بیشتر مطلب به این موارد توجه کنید:

رفتار طبیعی انسانی در این شرایط شما را وادار می سازد تا صبر کنید تا شاید بازار به نفع شما تغییر جهت دهد. اگر بازار همچنان خلاف شما حرکت کرد، باز هم شما امیدوارید حداقل به نقطه سر به سر برسید تا از بازار خارج شوید.اگر همچنان بازار خلاف شماادامه داد، امیدوارید بازار باز گردد تا شما با یک ضرر کوچک از بازار خارج شوید.بازار همچنان خلاف شما حرکت می کند ولی شما تمایل به خروج از بازار ندارید، چرا که از نظر روانی قبول ضرر بسیار دردناک می باشد.
پس شما درد را به تعویق می اندازید و ضرر بیشتری را متقبل می شوید. اگر شما در بازارهای بدون Leverage معامله کنید ممکن است این مساله را به عنوان یک سرمایه گذاری بلند مدت توجیه کنید.
اما اگر در بازارهای با Leverage معامله می کنید درد سر به مراتب بزرگ تر خواهد بود. به این شرایط "اجازه دادن به بزرگ شدن ضرر می گویند."
روند صعودی بازار متوقف می شود و کمی خلاف شما حرکت می کند شما تصور می کنید این یک برگشت موقتی است و رسانه ها نیز این تصور را در شما تقویت می کند.
شما مدتی دیگر نیز صبر می کنید اما بازار همچنان خلاف شما حرکت می کند و حالا تحلیل های رسانه ها کم کم حالت نزولی را نشان می دهد.
کجای کار ایراد دارد ؟

الف) طمع: شما به پولی که می توانستید داشته باشید فکر می کنید و دوباره هیجان زده، درست جائیکه بازار به سقف خود رسیده است، به بازار باز می گردید.

ب) شما پولی را که فکرمی کردید باید به دست آوردید هزینه اشتباهتان می کنید.

ج) شما به حرف رسانه ها توجه می کنید. همیشه به این مساله توجه داشته باشید که رسانه ها پیش بینی کننده بازار نیستند آنها دنباله رو بازار هستند. آنها بعد از اینکه همه چیز به اتمام رسید گزارش می کند که چه اتفاقی در بازار افتاده است.

د) شما با توجه به احساس خود از معامله اولیه خارج شدید، نه بر اساس منطق.

نکته اساسی که در اینجا وجود دارد این است که بسیاری از معامله گران به دنبال یافتن حقایق و واقعیت بازار نیستند بلکه به این امید هستند که بازار همراه آنها باشد.
اینجا بهتر است چند قاعده قدیمی را تکرار کنیم: اگر شما تردید دارید هرگز معامله نکنید. اگر شما روی یک معامله زیان دیده چیزی غیر از امید ندارید، از آن معامله خارج شوید. هرگز به دنبال کسی نگردید تا به شما بگوید معامله شما یک معامله درست است و بازار به زودی به سود شما تغییر خواهد کرد. به دنبال کسی بگردید که به شما حقایق را بگوید و آنرا به شما ثابت کند. با حقایق رو به رو شوید، دیدگاه خود را تغییردهید، معاملات خود را تغییر دهید و همیشه همراه با روند بازار شرایط را تغییر دهید تا بتوانید سود کنید.

بیم و امید
مردم عادی زمانی که امید دارند یک معامله سود آور است وارد آن می شوند. این خطرناک ترین کاری است که می توانید انجام دهید. هرگز بر اساس امید معامله نکنید. بازار را بصورت علمی بررسی کنید و سپس وارد یک معامله شوید.
علل بسیاری از زیانها ترس می باشد. اکثر افراد زمانیکه به سود می رسند از ترس برگشت قیمت از بازار خارج می شوند اما زمانی که به سمت ضرر می روند، صبر می کنند تا بازار به سمت آنها حرکت کند. زمانی که بازار بیشتر برخلاف آنها حرکت می کند از ترس از دست دادن سرمایه از بازار خارج می شوند و ممکن است از آنجا بازار شروع به تغییر جهت کند.
اگر شما حقایق بازار را بدانید شما بر اساس بیم یا امید معامله نخواهید کرد بلکه بر اساس قواعد علمی و اصولی وارد بازار می شوید.
فراموش نکنید که همیشه با روند همراه حرکت کنید و نسبت به چیزی که فکر می کنید بی تفاوت باشید.
بسیاری از افراد از من چنین سوالاتی می پرسند که چند روز پیش نسبت به یک Item دیدگاه صعودی داشتید ولی چرا امروز از نزولی بودن آن صحبت می کنید".
جواب من به این افراداین است که "یک فرد عاقل همیشه دیدگاه خود را با توجه به شرایط اصلاح می کند اما یک انسان نادان هرگز چنین کاری نمی کند."
اگر برای سود کردن وارد بازار می شوید همیشه آمادگی داشته باشید تا جهت خود را هر زمان که نیاز بود تغییر دهید.

1 - تصور کنید شما یک پوزیشن خرید دارید و به سرعت این معامله به سود می رسد. این باعث رضایت شما می شود و ترس از اینکه ممکن بود شما ضرر کنید از بین می رود. این رضایت سریع باعث می شود، شما معامله خود را با سود پایین ببندید. 2 - شرایط معکوس وضعیتی است که شما یک معامله خرید دارید و بازار بر خلاف شما حرکت می کند. 3 - حالا بیایید به حالت اول باز گردیم شما به سرعت سود کوچک خود را می گیرد و احساس رضایت می کنید. در این حالت شما از فشار عصبی نیز خلاص می گردید. اما بعد از آن شما مشاهده می کنید، بازار به صعود خود ادامه می دهد. در این حال شما با خود می اندیشدید که چه سودی می توانستید بکنید. در این حال شما تصمیم می گیرید مجدا به بازار وارد شوید.
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 15 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (يکشنبه ۲ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), dolatmand (چهارشنبه ۴ اسفند ۹۵), Flamencoart7 (چهارشنبه ۵ تير ۹۲), loti (پنجشنبه ۳ مرداد ۹۲), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), oldtrader (يکشنبه ۲ تير ۹۲), rezazahed (يکشنبه ۷ تير ۹۴), sanaye85 (يکشنبه ۲ تير ۹۲), پیـام (پنجشنبه ۶ تير ۹۲), zeous (چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۳)
قدیمی يکشنبه ۲ تير ۹۲, ۱۹:۱۳   #14
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض الگوهاي رفتاري كه معامله گران را نابود مي كنند

من شخصاً مربي هيچ كدام از دوره هاي مشاوره با معامله گران يا آماده سازي معامله گران نبوده ام، اما بسياري از معامله گراني كه كتاب هاي من را راجع به روانشناسي معاملات خوانده اند، در اين باره به من مراجعه مي كنند. هرچند وقت يك بار من پروژه اي براي كار گروهي با تعدادي از معامله گران آغاز مي كنم تا بتوانم از دانش روانشناسي براي كمك به عملكرد معاملاتي آن ها استفاده كنم. همين چند هفته گذشته نيز درخواست هاي تعداد زيادي از معامله گران را بررسي مي كردم.

نمونه هاي بسيار جالبي در اين ميان وجود داشت و موجب شد كه من به مسئله ذهن معامله گران و مشكلات متداولي كه آن ها در معامله با آن برخورد مي كنند، توجه كنم. در اين مقاله برخي از مواردي را ذكر كرده ام كه از تقاضانامه ها و مصاحبه با معامله گراني كه سال ها معامله مي كردند، جمع آوري شده است.

اغلب مشكلات معامله گران انواع مختلفي از اضطراب عملكرد بود. اضطراب عملكرد اغلب زماني به وجود مي آيد كه كاري كه در گذشته به صورت خودكار انجام مي شد ، اكنون به دقت و وسواس زيادي نياز دارد. اين توجه به نحوه عملكرد يك تاثير تداخلي دارد، كه در نتيجه آن عملكرد ديگر به صورت طبيعي ادامه نخواهد يافت. چنين ترس و نگراني هايي در هنگام كار را مي توان در عملكرد قهرمانان ورزشي، در زمان سخنراني در برابر عموم و صحبت و مصاحبه براي يك آزمون مشاهده كرد. هر زماني كه ترس از نتيجه كار بر نوع عملكرد سايه بيندازد، نتيجه آن احتمالاً مثبت نخواهد بود.

ميزان به وجود آمدن اضطراب عملكرد در هنگام موفقيت در بازار و شكست در بازار به يك اندازه است. ديدن معامله گراني كه در هنگام شكست در معامله رفتار و احساسات خوبي دارند بسيار معمول است و به همين نسبت ديدن معامله گراني كه در هنگام موفقيت در معامله و كسب يك سود نا به هنگام (براي مثال پيش از زماني كه به سطح سود تعيين شده برسند) مي ترسند نيز بسيار متداول است. تاثيرات تداخلي حاصل از ضررهاي پياپي به هيچ وجه بيشتر از تاثيراتي نيست كه معامله گر در هنگام ترس از كسب سود ناگهاني با آن رو به رو مي شود.

معامله گران اغلب تلاش مي كنند در هنگام معامله گفتگوي دروني منفي را به گفتگوي دروني مثبت بدل سازند. اين كار اشتباه است. زماني كه معامله گر در بازار مشغول كار است و بر صفحه نمايشگر كامپيوتر تمركز كرده است به هيچ وجه نبايد درگير گفتگو با خود باشد.

كمال گرايي مهم ترين عامل اضطراب عملكرد در ميان معامله گران است. معامله گران تمايل دارند كه بر اساس حاصل كار برنامه خود را تنظيم كنند و اغلب اهداف بسيار بزرگي را براي خود در نظر مي گيرند و زماني كه به اين اهداف نمي رسند دچار تنش و اضطراب مي شوند. به طور كلي، بهتر است كه به جاي اهداف عملكرد، اهدافي در روند كاري براي خود مشخص كنيم. براي مثال يك معامله گر بايد به جاي اينكه كسب 250.000 دلار سود را در يك سال هدف خود در نظر بگيرد، بايد دنبال كردن يك طرح معاملاتي (نقاط ورود، اندازه پوزيشن، نقاط خروج) را در 90 درصد از معاملاتش هدف خود بداند.

كمال گرايي معامله گران را به معامله بيش از حد سوق مي دهند. معامله بيش از حد عامل اصلي ضرر در ميان معامله گراني بود كه با آن ها مصاحبه كردیم. معامله گران زماني به معامله بيش از حد روي مي آورند كه فشاري دروني براي به دست آوردن پول، آن ها را كور مي كند و در اين هنگام نمي توانند واقعيت بازار در آن زمان را به خوبي ببينند. معامله در زماني كه نوسانات پايين است، معامله خارج از طرح معاملاتي يا توان معامله گر، معامله براي از بين بردن يك ضرر، و معامله با حجم پوزيشن بسيار بالا مثال هايي از معامله بيش از حد هستند.

معامله گراني كه مي توانند در معامله با حجم معيني (براي مثال با 5 واحد) بر اضطراب عملكرد خود چيره شوند؛ اغلب زماني كه حجم پوزيشن خود را تا حد چشمگيري افزايش مي دهند (براي مثال 500 واحد) دوباره با اين نوع اضطراب مواجه مي شوند. ما عموماً ميزان اضطرابمان را با ميزان پولي كه به دست آورده يا از دست داده ايم تنظيم مي كنيم. اين امر باعث مي شود كه حتي در صورت يكسان بودن شرايط، معامله با 50 واحد براي معامله گران سخت تر از معامله با پنج واحد باشد.

معامله گران اغلب درباره مسائل و مشكلات ذهني و رواني شان با اغراق فكر مي كنند. اغلب زماني كه اضطراب عملكرد براي مدتي طولاني در رفتار معاملاتي شخص تاثير مي گذارد، معامله گر متقاعد مي شود كه مشكلات احساسي بسيار عميقي دارد و به درمان روانپزشكي نياز دارد. بهتر است بدانيد ارزيابي شخصي در اين باره كه روحيه تان خراب شده است يا از نظر احساسي مشكل داريد، مشكلي بزرگتر از اضطراب عملكرد است كه به راحتي حل مي شود.

مطمئناً مشكلات مختلفي وجود دارند كه تاثير گذاري اضطراب عملكرد بر كار معامله را ايجاد مي كنند. يكي از نكات خاصي كه بايد درباره اضطراب عملكرد به آن اشاره كرد اين است كه معامله گران بسيار موفق هم با اضطراب عملكرد هر چند بسيار كم و ناچيز مواجه مي شوند. دليل اين امر اين است كه اضطراب و كمال گرايي يكي از ويژگي هاي همه فعاليت هاي هدف گرا و يكي از ويژگي هاي شخصيتي افراد موفق است. در واقع اين يك كارد دو لبه است.

در فاصله اي كه فشار عملكرد و راحت طلبي مرزهاي آن را تشكيل مي دهند، يك منطقه مناسب وجود دارد كه معامله گران مي توانند در آن با تاكيد بر ارتقاء شخصي و بدون تخريب نتايج شان فعاليت كنند. معامله كردن مثل قرار ملاقات گذاشتن است: شما دوست داريد انتظاراتتان برآورده شود، دوست داريد در زمان ملاقات اوقات خوشي را بگذرانيد و دوست داريد زماني كه ملاقات به پايان رسيد چيزي از اين ارتباط آموخته باشيد.

نوشته :Brett Steinberger
ترجمه بيتا ابراهيمي
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 11 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (يکشنبه ۲ تير ۹۲), bemo (دوشنبه ۳ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), Flamencoart7 (چهارشنبه ۵ تير ۹۲), loti (پنجشنبه ۳ مرداد ۹۲), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), oldtrader (يکشنبه ۲ تير ۹۲), پیـام (پنجشنبه ۶ تير ۹۲)
قدیمی يکشنبه ۲ تير ۹۲, ۱۹:۲۳   #15
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض تجارت ذهنی

دو تريدر را در نظر بگيريد.به آنها سرمايه اوليه يكسان، نرم افزار تجاري يكسان، بازار يكسان، سيستم تجاري با قوانين دقيق ورود و خروج يكسان را بدهيد.يك ماه ديگر به سراغ آنها برويد، چه مي بينيد؟يكي از تريدرها 20% سود داشته و ديگري 40% زيان.
جالب است نه؟ چطور ممكن است كه دو نفر فرصت يكساني را در زندگي بدست آورده باشند، اما نتايج كاملا متفاوتي در ***** به دست آورده باشند؟
ما در Day-Trading-Mind معتقديم كه پاسخ به موفقيت در وجود هر كدام از مانهفته است، خود ما مسئول نتايجي هستيم كه از بازار بدست مي آوريم.ليست 10 گانه زير از بحث هاي انجام شده در كنفرانس هاي منظم ماهانه ما گردآوري شده است.ممكن است برخي از آنها را بدانيد ولي برخي ديگر جديد هستند.اميدواريم براي تان مفيد باشد.

1- واقعيت را دريابيد
تجارت بازي احتمالات است.فرض كنيد كه شير يا خط مي اندازيم. اگر شير بيايد من يك دلار مي برم و اگر خط بيايد شما. ساده است. احتمال آمدن هر كدام از اينها نصف است. پس ما نه برنده ايم نه بازنده.اما، بدون اينكه من بدانم شما يك سكه بارگذاري شده داريد . در هر 100 بار 49 بار شير مي آيد و 51 بار خط . پس حالا شما مجوز چاپ پول را داريد. اجازه بدهيد نام آن را
Tail Trading System بگذاريم.تنها كاري كه بايد انجام دهيد اين است كه تا آخر عمر بنشينيد و سر شير يا خط شرط بندي كنيد. نهايتا شما همه پول هاي مرا خواهيد برد. (هم من هم همه كساني كه با شما شرط بندي كنند)
در هر سيستم تجاري كه استفاده مي كنيد.مثلا: Patterns Breakouts، دنبال كردن روند، فیبوناچی ، ميانگين حركت، دنبال كردن كانال ها، سيگنال هاي نوسانگرها، Bollinger Bands، Swing Trading، Opening Gaps و.. شما به تمايلات مثبت تكيه مي كنيد. اساسا، سيستم تجاري مي گويد: وقتي X روي مي دهد، Y متعاقب آن روي مي دهد.هميشه اين طور نيست. ولي بيشتر اوقات هست.
همه آنچه يك سيستم تجاري انجام مي دهد اين است كه به شما كمك مي كند احتمال بالاي معاملات را شناسايي كنيد، بدرستي وارد آن شويد، و خود را در زمان رشد سودتان حفظ نمائيد.بعضي از سيستم هاي تجاري از بعصي ديگر بهترند. ولي هيچ گاه دست از جستجوي كامل ترين سيستم تجاري بر نداريد.
شما سيستم هايي مانند Nirvana و غيره را مي شناسيد. سيستم هاي منفوري مثل holy grail و غيره ... سيستمي كه سود را طبق درخواست مي دهد و هرگز به هيچ عنوان اشتباه نمي كند!سيستم تجاري را كه دوست داريد پيدا كنيد. چيزي كه با آن راحت باشيد. چيزي را كه درك مي كنيد.به آن بچسبيد. استوار و ثابت قدم باشيد.
يك تريدر خوب و منظم يك سيستم متوسط را انتخاب مي كند و از آن پول در مي آورد. يك تريدر مضطرب و خود راي يك سيستم عالي را انتخاب مي كند و شكست مي خورد.همه تريدر ها روزهاي خوب و بد دارند. بعضي روزها سود كمي مي كنيد. بعضي روزها ضررهاي كوچكي مي دهيد. و يك يا دو بار در ماه سودهاي بزرگي به دست مي آوريد. اين بستگي به شما دارد كه بعنوان يك تريدر چطور پول در آوريد. هرگز 9 قبل از 5 نمي آيد.
مشكل اين جاست كه نمي دانيد معاملات بزرگ چه زمانی از راه مي رسند. مانند سيستم Tail Trading، تريد يا فرصتي را كه از دست مي دهيد دقيقا زماني است كه بازار از آن عبور مي كند و هرگز باز نمي گردد.بايد ديد باز و بزرگ داشته باشيد. توجه داشته باشيد كه معامله كنوني يكي از بي شمار است. بر اين اساس معامله كنوني خيلي هم مهم نيست. مانند يك پلانكتون كوچك در يك اقيانوس است.تريد كردن يعني مديريت ريسك و هماهنگ كردن خود با قوانين طبيعت.قانون كهن احتمالات.

2- معاملات خود را برنامه ريزي كنيد، بعد روي برنامه و طرحتان معامله كنيد.

شغل شما بعنوان يك تريدر دنبال كردن يك طرح تجاري است.چه كسي اين طرح تجاري را مي نويسد؟ به كلمه "نوشتن" توجه كنيد. طرح بايد نوشته شود، روي ميز تريد، رو به روي تان.سيستم تجاري شما قوانيني را كه بايد دنبال كنيد به شما مي دهد. تنها كاري كه مي كنيد ترجمه برگرداندن آنها به طرح خودتان است.يك سيستم تجاري بايد داراي سه قسمت باشد: ساختار، ورود و خروج( مسلما بحث در مورد جزئيات يك سيستم تجاري خاص در حيطه اين متن نيست. چون صدها سيستم تجاري وجود دارد.)
سخت نگيريد.آنرا دنبال كنيد. با تعصب.

3- اگر زياد خرج نكنيد، زياد نمي بازيد.

يكي از بزرگ ترين اشتباهي كه تريدرها در ***** مي توانند انجام دهند وارد كردن مقدار زيادي از پول شان در يك معامله است.هر چه بيشتر خرج كنيد، سوخت بيشتري روي آتش مي ريزيد. نهايتا، ممكن است به شدت بسوزيد. و تبعات رواني آن قابل جبران نخواهد بود.بيشتر تريدرهاي تازه كار پول زيادي را به اميد يك برد سريع استفاده مي كنند. تريدر هاي با تجربه بهتر مي دانند.
در Day Trading جايي كه ممكن ايت معاملات بزرگ و سريع باشند، معدود بازنده هاي بزرگ مي توانند شما را سريعاً زنده زنده بخورند. تريدرهاي day خوب كه زنده مي مانند مقدار بسيار كمي را روي هر معامله شان ريسك مي كنند.
اگر شما Under capitalized هستيد در اين صورت به فكر استفاده از سيستم تجاري باشيد كه Stop Loss مشخصي را به شما ميدهد. نتيجتاً، در چهارچوب زماني كوتاه تري تريد كنيد. مانند نمودارهاي 1 دقيقه اي جايي كه زيان ها مي توانند حداقل باشند.

اعتماد به نفس زياده از حد بالا دليل ديگر ريسك مفرط است.
شیر ها 10 بار در يك رديف مي آيند ... بگذاريد نيمي از سرمايه معامله را روي "شير" بگذاريم، كه مطمئنا خواهد آمد.مشكل اطمينان از معامله اين است كه:

الف) بازار به ندرت به چيزي متعهد است.
ب) بقيه هم آنها را مي بينند. پس اگر اشتباه كنند، اشتباه بزرگي كرده اند.
روي هر معامله مقدار كمي ريسك كنيد. به اين ترتيب با آرامش تر خواهيد بود و توانايي شما در انجام درست معامله بيشتر مي شود.

4- به پول فكر نكنيد، به پوينتها فكر كنيد.

مي رسيم به رابطه شما با پول.چه آن را دوست داشته باسيم چه نه، پول در جامعه ما بسيار مهم است و احساسات زيادي را به آن گره زده ايم.چه احساسي داريد اگر صدها دلار در مقابل چشمان تان دود شود و به هوا برود؟

مشكل اصلي قيمت هر چيزي است. شما بايد مقداري را ببازيد تا مقدار بيشتري را بدست آوريد. همان طور كه گفتيم هيچ چيز جادويي وجود ندارد.اگر نمي توانيد رابطه خود را با پول تغيير دهيد، پس فقط به آن فكر كنيد. به جاي آن روي ارقام تمركز كنيد.به درصد حساب تجاري فكر كنيد. به ميانگين ريسك به دستاورد فكر كنيد. به تفاوت پوينت هايي كه پتانسيل سود دارند با پوينت هاي با بالاترين حد ريسك فكر كنيد.فقط مراقب باشيد كه در مورد ارقام اشتباه نكنيد. پول خود مراقب خودش خواهد بود.

5- ذهن چه چيز را درمی يابد؟

آيا ممكن است شما به صورت دروني مايل به باخت در ***** باشيد؟رفتارهاي خود تخريبي به راحتي مي توانند خود را در بازار آشكار كنند، بخصوص بين تریدر های روزانه. وقتي قيمت در مقابل چشمان شما به رقص در مي آيد، ميتواند به شما چنگ بزند. مي توانيد فكر كنيد كه در حال بازي كردن با شماست.به همين دليل است كه بايد بسيار بسيار مراقب دوري كردن از معامله احساسي باشيد. شما يك ديگ در حال جوشيدن هستيد كه منتظر انفجاريد. در اين شرايط به دنبال تجربه هاي بسيار بد در بازار هستيد.
در مورد معاملات احساساتي نشويد. به خاطر داشته باشيد كه اين معامله يكي از تعداد بي شمار معامله هاي موجود است. هرگز بيش از حد جذب يك تريد نشويد.شما بايد خود را يك تريدر حرفه اي ببينيد. در آغاز هر روز كاري، قبل از باز شدن بازار، چند دقيقه اي را با خود خلوت كنيد.چشم هاي خود را ببنديد. شروع به تجسم بازار كنيد. نمودار را در صفحه كامپيوتر خود ببينيد. به بالا و پائين رفتن قيمت نگاه كنيد.خود را در حال وارد شدن به بازار ببينيد. توجه كنيد كه احساس آرامش مي كنيد. شما به گوش اما آراميد. كاملا غير احساساتي. ببينيد كه چطور قيمت بعد از ورود شما حركت مي كند. و چطور به Stop Loss شما نزديك مي شود.
در ذهن خود چندين معامله انجام دهيد. آنها را دنبال كنيد. در يكي ار تريدهاي تان ضرر كنيد. توجه كنيد كه شما ديد بازي داريد. احساساتي نيستيد. كاملا آرام. معامله ديگري انجام مي دهيد. دوباره يك ضرر كوچك ديگر. آشفته نيستيد. بعدي يك معامله برنده خواهد بود. دوباره، شما آرام هستید. اين همه كار است.
اين كار تمرين مي خواهد و بايد به صورت منظم اين كار را انجام دهيد تا بيشترين سود را ببريد. هر روز صبح و هر وقتي كه استرسي هستيد يا در حال باخت هستيد اين كار را تمرين كنيد.از مزيتهاي اين تكنيك رايگان بودن آن است. و بازده آن بي نظير است.

6- رئيس خودتان باشيد

خود شما مسئول معاملات تان هستيد. خود شما به عنوان يك تريدر مسئول موفقيت يا شكست خودتان هستيد.نه بازار ،نه سيستم تجاري ،نه دولت يا بانك مركزي شما.اين يك مسئوليت كامل است. و شما با مهربان بودن با خودتان از پس اين مسئوليت بر مي آئيد.مربي خودتان باشيد. به عملكرد خود در طي يك نشست تجاري دقت كنيد. بخصوص به احساسات خود توجه كنيد.تمركز بر احساسات باعث مي شود كه بازخورد خوبي از عملكردتان به دست آوريد. به خاطر داشته باشيد منظور ما "روز سود" و "روز زيان" نيست. آنچه مهم است اين است كه عملكرد شما در اين شغل چگونه است.
احساسات منفي نشانه هاي اوليه اين هستند كه شما نياز به آرامش و ريلكس شدن داريد. پس از آن دوباره به به جاي خود بازگرديد.تنش ها را از وجود خود جمع نموده و آنها را رها كنيد. فقط بگذاريد بروند. تمرين تصويرسازي و تجسم را دوباره انجام دهيد. به خوتان ياد آوري كنيد كه اين فقط چند درصد است. اين فقط يك معامله ديگر در روزي ديگر است.اگر در طول معامله اشتباهي كرديد - خوب همه اشتباه مي كنند – سر خود را به ديوار نكوبيد. از آن درس بگيريد. يك يادداشت ذهني از آن برداريد. از بازار به خاطر اين جلسه آموزشي تشكر كنيد. و ادامه دهيد.با خودتان خوب باشيد! بسيار مهم است كه از دور زدن در چرخه هاي احساساتي دوري كنيد. چون اين كار باعث وارد شدن صدمات جدب به شما و حساب تان مي شود.

7- مراقب زبان باشيد

گاهي اين آزمايش را انجام دهيد:از دوستي بخواهيد كه چشم هايش را ببندد و بازوانش را به دو طرف بكشد. حالا از او بخواهيد به كلمه "ضعيف" فكر كند. حال دستان او را به پائين فشار دهيد. مي بينيد كه به راحتي دستان او به پائين خواهد آمد.آزمايش را تكرار كنيد، فقط اين بار به او بگوئيد به كلمه "قوي" فكر كند. اين بار خواهيد ديد كه مقاومت بيشتري در پائين آمدن دست ها وجود دارد و شايد به زحمت بتوانيد اين كار را انجام دهيد.دو كلمه ساده، دو نتيجه كاملا متفاوت.اگر كلمات آنقدر قدرتمند هستند، فكر كنيد كه اگر به خودتان " احمق" يا بدتر از آن بگوئيد چه بلائي بر سر خودتان مي آوريد.اما لغات بسيار نافذتر از آن هستندكه فقط با اسم خوانده شوند. اين يكي چطور؟ ...
"Loss"
پسر، فكر كنيد اين يكي چه كار مي تواند بكند. از دست دادن فرصت؟ ايجاد يك چاله بزرگ در زندگي؟ دزد؟ حتي محروميت؟بدون شك زيان دادن براي تريدرها سخت است. بگذاريد آنرا چيز ديگري بناميم:
"An Expense" -بها
اوه، كمي بهتر شد. بيزينسي تر شد. حالا مي توانيد آنرا در بعد درستي قرار دهيد.
"Win" يا برد
كه اين هم در احساسات جاي دارد و تبديل مي شود به:
"Income" يا در آمد.
در آمد با بها فرق دارد. و اين ماهيت واقعي تجارت است. بيزينس.وقتي اين را بدانيد بيشتر احتمال سود خواهيد داشت و از تلقين به خود و جدال هاي ذهني بپرهيزيد چون اينها باعث مي شود كه در طول راه منطق شما به خشم بيايد.در طول تريد مراقب زبان خود باشيد. هميشه از كلمات معمولي استفاده كنيد. هم با خودتان و هم با بازار.

8- ميزان معامله كردن خود را كاهش دهيد

بهترين زمان براي ترید روزانه در ***** دو ساعت اول پس از باز شدن بازار است. بعضي تريدر ها دوست دارند نيم ساعت آخر بازار را نيز تريد كنند.در اين زمان ها حركات بازار بسيار بيشتر است. با فشارهاي واقعي خريد و فروش بهترين روندها ايجاد مي شوند.بسياري از تريدر هاي Real Time از قانون " 3 ضربه و سپس خروج " استفاده مي كنند.با محدود كردن معاملات تان به حداكثر 3 معامله در روز، ميزان استرس خود را بسيار كاهش مي دهيد. سريع تر عمل مي كنيد و امكان اشتباه تان به حداقل مي رسد.شما خود را در مقابل "روز خودكشي" هم ايمن مي كنيد، روزي كه شما به صورت سريالي ضرر مي كنيد، و هر بار مي خواهيد ضرر قبلي را جبران كنيد.
وقتي اين را خارج ار بازار مطالعه مي كنيد فكر ميكنيد كه هرگز در اين دام نخواهيد افتاد.اما، تعداد تريدرهايي كه در نزول هاي ناگهاني دچار ضررهايي مانند گلوله برفي مي شوند تعجب بر انگيز است.شعار؟ فردا هم روز ديگري است.سخت نگيريد. 40 ساعت در هفته تريد نكنيد. سود خود را به مرور جمع كنيد. و شما با كمتر كار كردن نتيجه بيشتري مي گيريد.

9- زندگي را دريابيد


مي دانيد چرا تريد مي كنيد؟براي تفريح و هيجان؟ جدال عصبي محض؟ ترشح آدرنالين ناشي از بازارهاي مالي؟شايد از موقعيت تريدر بودن لذت مي بريد؟ براي برخي تريدرها، يك راه گريز است. آنها از دنياي اطراف شان متنفرند، از شغل شان، رئيس شان، از همسرشان، در واقع از همه زندگي شان. در اين شرايط تريد تبديل به يك رويا براي ورود مي شود.در واقع تريد كردن بايد براي يك چيز باشد. كسب سود.اگر آنرا به هر دليل ديگري انجام دهيد، احتمالا محكوم به شكست خواهيد بود. چون شما به جاي تفكر مكانيكال كه نشانه يك تريدر خوب است، احساسي عمل مي كنيد.
به انگيزه هاي خودتان براي تريد دقت كنيد. ببينيد كه آيا برنامه روزانه مخفي را مي توانيد بيابيد يا نه. اگر چيزي در زندگي تان كم است، كه تريد كردن آنرا پر مي كند، پس بايد انرا هدف قرار دهيد.يك زندگي متعادل داشته باشيد. تمام روز را صرف تريد كردن نكنيد. با افراد مختلف ملاقات كنيد. بيرون برويد، بيزينس جديدي را شروع كنيد. علايق جديدي را پيدا كنيد.ميز تريد خود را از چيز هاي احساسي و نامنظمي خالي كنيد.

10- ابزار لازم براي تريد

تريدرهاي Real Time لحظه به لحظه زندگي مي كنند.چنين چيزي كشش اطلاعات زنده است، معمولا داشتن ديد باز چالش برانگيز است. اما براي باقي ماندن و موفق شدن بايد اين كار را انجام دهيد.تجسم يك معامله بعنوان يكي از بي شمار معاملات موجود، به شما كمك مي كند كه ديسيپلين خود را حفظ كرده و احساسات خود را كاهش دهيد.اما ابزار تجاري وجود دارد كه عملكرد شما را بيش از هر چيز بهبود مي بخشد:
دفتر يادداشت روزانه.
از نگه داشتن ظرائف ذهني براي نوشتن يادداشت هاي روزانه نترسيد. " يادداشت عزيز...من امروز... اين درست نيست.يادداشت تجاري روزانه شما مي تواند كامپيوتري باشد. به صورت فايل word یا يك فايل text ساده كه روي صفحه اصلي تان ذخيره مي شود. شايد هم روش سنتي كاغذ و خودكار به نظرتان موثرتر باشد. چيزي در نوشتن با خودكار وجود دارد كه آنرا شخصي تر مي كند. احتمالا هماهنگي دست و چشم با مغز.
روش ديگر ضبط يك نوار است. شايد ترجيح مي دهيد به جاي نوشتن حرف بزنيد.از هر روشي كه استفاده مي كنيد ... حقيقتا چه خواهيد نوشت (يا گفت)؟ هر چيز.نگران گرامر نباشيد. يادداشت هاي يك كلمه اي از اتفاقات بنويسيد. مي توانيد به موارد مهم و برجسته اشاره كنيد. مانند: كد سهام، تاريخ و زمان، سايز پوزيشن، قيمت ورود، Stop Loss یا قيمت خروج.
اما همچنين بسيار مهم است كه افكار خود را نيز ثبت كنيد.اگر براي ورود به معامله ترديد داشتيد، اين را يادداشت كنيد. اگر حالا كه وارد آن شده ايد و وحشت داريد، اين را هم يادداشت كنيد.اگر خارج مي شويد بنويسيد كه چرا. با ضرر خارج شديد؟ سود برديد؟ چرا؟ احساس شما قبل از خروج چگونه بود؟ حالا احساس تان چگونه است؟ بعد چطور؟
ثبت اين جريانات در حال وقوع چند ثانيه بيشتر طول نمي كشد. اما اطلاعاتي كه بدست مي آوريد بسيار ذي قيمت است. دليل آن اين است:
در پايان هر هفته، ترجيحاً در پايان هفته كه بازار تعطيل است، ورودهاي خود را مرور كنيد.تصديق مي كنيد كه مي توانيد طرحي را در رفتارتان ببينيد. حتما چيزي وجود دارد كه با تكرار آن شما نتايج منفي مي گيريد.و وقتي يكبار متوجه مشكل شويد، راه حل آن واضح مي شود.اين تمرين را هر هفته انجام دهيد، همين طور هر ماه تا يك ديد بلند مدت تري بيابيد.شما مي توانيد اين را فقط براي خودتان انجام دهيد. هيچ كس بهتر از خودتان دنبال كارهاي شما نخواهد بود.شما براي موفقيت در اين بيزينس نيازي به آخرين ورژن سيستم هاي تجاري چند ميليون دلاري نداريد.به درون آن بنگريد. حتما نتايج خوبي به دست خواهيد آورد.
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 14 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (دوشنبه ۳ تير ۹۲), bemo (دوشنبه ۳ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), dolatmand (پنجشنبه ۵ اسفند ۹۵), loti (پنجشنبه ۳ مرداد ۹۲), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), mjklmj (جمعه ۴ مرداد ۹۲), rezazahed (يکشنبه ۲ مهر ۹۶), منهتن (دوشنبه ۳ تير ۹۲), xx13x13 (دوشنبه ۳ تير ۹۲)
قدیمی يکشنبه ۲ تير ۹۲, ۲۰:۵۱   #16
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض دیدگاه بازار

عموما درك معامله گران نسبت به ريسك موقعيت هاي متنوع بازار كه تريدر با آن مواجه است، تابعي از نتيجه دو يا سه معامله اخير(بسته به شخصيت فرد) وي است.در طرف مقابل، معامله گران موفق تحت تاثير نتايج آخرين معامله(تريد) هاي خود چه به صورت منفي و چه به صورت مثبت، قرار نمي گيرند و بهمين خاطر برداشت و درك آنها از موقعيت هاي مختلف تريد(معامله) و ريسك اين موقعيت‌ها، بي تاثير از متغيرهاي شخصي و رواني است. اين فاصله زياد بين حالات رواني تريدرهاي موفق و ديگران ممكن است اين باور را به ذهن متبادر كند كه معامله گران موفق داراي نوعي طرز فكر ذاتي و خدادادي هستند كه باعث ايجاد اين تفاوت بزرگ ميشود اما من به شما اطمينان مي دهم كه اينگونه نيست. تمام تريدرهايي كه طي هجده سال گذشته با آنها كار كرده ام به خوبي آموخته اند كه چگونه ذهن خود را بدرستي روي "موقعيت هاي لحظه جاري" متمركز نمايند(منظور عدم توجه به گذشته است). البته اين يك مشكل همگاني است و زاده ماهيت ذهن و ساختار اجتماعي و تربيتي ماست و مختص فرد خاصي نيست. عوامل ديگري مرتبط با خود‌باوري و اعتماد به نفس نيز وجود دارند كه مي توانند به عنوان مانعي بر سر راه موفقيت مستمر شما قرار بگيرند، اما آنچه كه مي خواهيم در مورد آن صحبت كنيم مهم ترين و بنيادي ترين جزء سازنده موفقيت شما(بلحاظ رواني) به عنوان يك معامله گر ميباشد:
اصل "عدم قطعيت"!
اگر رازي در مورد ماهيت موفقيت بعضي معامله‌گران وجود داشته باشد، بدون قطع اين است كه آنها داراي تواناييهاي زير هستند:
- معامله بدون حس ترس و همچنين بدون اطمينان بيش از حد به خود
- درك موقعيتي كه بازار از نظر خود بازار(و نه از ديدگاه انتظارات تريدر) به او پيشنهاد ميدهد
- تمركز كامل بر "جريان موقعيت هاي حال بازار "
- خود به خود در "منطقه موفقيت" بودن" *
موفقترين معامله گران به جايي رسيده اند كه همگي بدون كوچكترين شك يا تضاد دروني معتقدند كه: "امكان وقوع هر چيزي وجود دارد".
آنها تنها مظنون به احتمال وقوع هرچيزي نيستند و فقط شعارنميدهند بلكه اعتقاد دروني آنها به عدم قطعيت به حدي قوي است كه باعث ميشود ذهن آنها از ارتباط دادن نتايج معاملات اخير با موقعيت " لحظه حال" و شرايط موجود جلوگيري نمايد. آنها به‌وسيله قطع اين ارتباط قادر ميگردند تا ذهن خود را از انتظارات غيرواقعي و خشك در مورد آينده بازار(پيش بيني نحوه حركت بازار در آينده) خالي نمايند. آنها بجاي اينكه انتظارات غير واقعي(كه اغلب باعث ضررمادي و حس اندوه ميگردد) در خود بوجود بياورند آموخته اند تا خود را براي استفاده از تمام فرصتهايي كه بازار در لحظات مختلف به آنها ميدهد "آماده كنند". "آماده كردن خود " به معني داشتن ديدگاهيست كه از منظر آن متوجه اين امر بشويد كه چارچوبي كه از طريق آن قادر به درك اطلاعات هستيد محدود و وابسته به چيزيست كه به شما پيشنهاد ميگردد(منظور شرايط لحظه حال بازار است).
مشكل: اعتياد به پاداش تصادفي
آزمايشات متعددي در مورد اعتياد به پاداش تصادفي در ميان ميمونها انجام گرفته است.براي مثال اگر شما كاري را به يك ميمون ياد داده و به طور مداوم هر زمان كه او آن كار را انجام داد به وي پاداش بدهيد ميمون مياموزد تا نتيحه خاصي (پاداش) را به تلاش خود ارتباط دهد.اگر شما دادن پاداش را متوقف نماييد بعد از مدت كوتاهي ميمون ديگر كار مورد نظر را انجام نميدهد.او انرژي خود را بيهوده براي كاري كه ميداند پاداشي براي آن وجود ندارد هدر نميدهد. اگربجاي اينكه بطور مداوم او را تشويق كنيد با يك برنامه كاملا تصادفي شروع نماييد(غير منظم پاداش دهيد) پاسخ ميمون به قطع پاداش خيلي متفاوت ميشود. اگر شما پاداش دادن را قطع كنيد راهي براي ميمون وجود ندارد تا بفهمد كه ديگر هرگز پاداش نميگيرد .چون هر زمان كه در گذشته پاداش گرفته شگفت زده (سورپريز) شده بود در نتيجه از ديد ميمون دليلي براي ترك عمل مذكور وجود ندارد. ميمونها به انجام آنكار بدون گرفتن پاداش ادامه ميدهند.بعضي از آنها هميشه آنكار را انجام ميدهند.
من دليل اينكه ما نيز آماده اعتياد به پاداش تصادفي هستيم را نميدانم اما اگر بخواهم حدس بزنم ميگويم كه احتمالا ارتباطي با تركيبات شيميايي كه شادي آور بوده ودر مغز ما در زمان دريافت يك پاداش غير قابل انتظار آزاد مي گردد، دارد.اگر يك پاداش تصادفي باشد، ما هرگز بطورقطع نميفهميم كه كي دوباره آن را دريافت ميكنيم پس صرف انرژي و منايع به اميد تجربه آن حس بي نظير براي ما كار آساني ميشود. در حقيقت براي خيلي از مردم اين امر بسيار اعتياد آور است. از طرف ديگر هنگاميكه ما انتظار يك نتيجه خاص را داريم و اتفاق نميافتد ما بسيار نااميد ميشويم. اگر ما دوباره آنكار را انجام دهيم وآن نتيجه نااميد كننده را دوباره بگيريم باور نكردني است كه ما كاري را انجام ميدهيم كه ميدانيم باعث ناراحتي ما ميشود(بدليل اعتياد).
مشكل با هر اعتيادي اين است كه ما را در حالت "بدون انتخاب بودن" قرار ميدهد.به همان اندازه ايكه اعتياد بر ذهن ما غلبه كند به همان اندازه تمركز و تلاش ما براي ارضاي موضوع اعتياد درگير ميشود. تمامي امكانات ديگري كه در هر لحظه براي اغناي نيازهاي ديگر ما (از قبيل نياز اطمينان به خود و اينكه مقدار زيادي از حساب خود را در معرض ريسك قرارندهيم) وجود دارد در نظر گرفته نميشود. ما در برابر هر راهي بجز ارضاي اعتياد خود احساس ضعف ميكنيم. اعتياد به پاداش تصادفي مشخصا براي معامله گران (تريدر ها) مشكل ساز است چون يكي ديگراز موانعي كه بر سر راه ايجاد ساختار فكري اي كه باعث تداوم در سودكردن است ميشود.
* منظور بودن در حالت ذهني قاطع و ثابتي است كه در آن تريدر فقط به موفقيت و لحظه حال فكر ميكند; ميداند كه نتيجه تريد با عدم قطعيت مواجه است اما از ابزارهاي مورد اعتمادش در جهت سود استفاده ميكند.
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 12 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (دوشنبه ۳ تير ۹۲), bemo (دوشنبه ۳ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), frank (دوشنبه ۱۰ تير ۹۲), loti (پنجشنبه ۳ مرداد ۹۲), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), پیـام (پنجشنبه ۶ تير ۹۲), xx13x13 (دوشنبه ۳ تير ۹۲)
قدیمی يکشنبه ۲ تير ۹۲, ۲۲:۰۲   #17
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض به اتاق ترید من بیایید

نوشته های این مبحث برداشت آزادی از کتاب دکتر الکساندر الدر، come into my trading room است و سعی شده است که مطالب کتاب دکتر الدر همراه با تجربیات شخصی به زبان ساده و کاملاً عملی برای ***** بیان شود.


3M
تریدرهای موفق به سه M احتیاج دارند: Mind .Method and Money. Mind :روشهای روانشناسی و دیسیپلین است که شما را در شلوغی بازار آرام نگه میدارد. Method : روش تحلیل و سیستم شماست و Money :مدیریت سرمایه تان است تا شما فقط قسمت کوچکی از حسابتان را ریسک کنید.
بسیاری میپرسند که آیا میتوان تریدر موفقی شد؟ به نظر من شما میتوانید تریدر موفقی شوید. دیگران توانسته اند و هنوز هم کسانی هستند که موفق میشوند. کسانی که موفق نمیشوند یا از دانش کافی بهره نمیبرند و یا دبسیپلین ندارند.

مرد یا زن؟
تعداد آقایان تریدر حدوداً 20 برابر خانمهاست هرچند این تعداد به سرعت به سمت برابری حرکت میکند. نکته جالب توجه اینست که درصد تریدرهای موفق میان زنان بیشتر از مردان است. خانمها کمتر تکبر دارند، خصوصیتی که در ترید گناه بزرگی محسوب میشود. ضمیر مردانه – که مسئول بسیاری از مخاطرات و کشتارها و خونریزی هاست- در ترید درگیر است. آقایان نمودارها را تحلیل میکنند و پوزیشن میگیرند و پوزیشنشان باید درست باشد. اگر بازار به سمت دلخواهشان رفت، او منتظر می ماند که بیشتر و بیشتر خودش را ثابت کند و اگر بازار به جهت دیگر برود، نفس چقرش او را وادار میکند که ضرر را تحمل کند و منتظر میماند که بازار برگردد و درستی نظرش را اثبات کند.
اما خانمها بیشتر بدنبال جواب این سوالند: پول کجاست؟ هدف آنها سود کردن و ضرر نکردن است. آنها کمتر بدنبال اثبات کردن خودشان هستند. آنها مانند ترکه ای که با باد خم میشود، انعطاف پذیرند: سوار بر ترند میشوند و کمی زودتر پیاده میشوند و سودشان را به حسابشان میریزند. داشتن روزنگار و ثبت ترید از مهمترین ملزومات پیشرفت است. در اینکار هم خانمها دقیقتر و منظمتر عمل میکنند.
سرمایه گذاری؟ ترید؟ قمار؟
این سه راه در جنگل بازارهای مالی وجود دارد. هر کسی میتواند یک راه را انتخاب کند و به پیش برود. در هر راه هم گنجینه هست و هم خطر. سرمایه گذاران معمولاً از راه ساده و کم خطرشان سالم (و گاهی ثروتمند) بیرون می آیند. راه ترید راهی به قلب این جنگل انبوه است. اکثر روندگان این راه ناپدید میشوند اما نجات یافتگان ثروتمند بیرون می آیند. راه سوم هم میان بری به درون باتلاق است.
بنا به طبیعت ***** سرمایه گذاری آنچنان که در بازار سهام مرسوم است، وجود ندارد.
ترید یعنی سود بردن از نوسانات کوچک بازار. ایده ساده است اما عملی کردن آن مشکل. تحلیلگر خوب شدن مشکل است اما از آن مشکل تر تریدر خوب شدن است. خوب به خاطر دارم زمانی که تازه ترید را شروع کرده بودم، تحلیلهایم درست بود اما تریدهایم با ضرر بسته میشد! آنجا بود که به نقش دو عامل دیگر یعنی روانشناسی و مدیریت سرمایه پی بردم.
دو روش اصلی ترید وجود دارد: مومنتم و کانتر ترند. در روش مومنتم، به محض ایجاد موج وارد میشویم و زمانی که احساس میکنیم که موج در حال ضعیف شدن است، بیرون می آییم. زمانی که یک موج ایجاد میشود، آماتورها به پوزیشنشان می چسبند و حرفه ای ها بازار را بررسی میکنند. آماتورها آنقدر با پوزیشنشان می مانند تا روند کاملاً برگردد اما حرفه ای ها پیش از برگشت روند، از بازار بیرون می آیند.
روش دوم روش ترید خلاف روند است که تازه کارها را بسیار به خود جذب میکند (بخریم. از این پایینتر نمیتواند بیاید!). هر دو روش دو جنبه مختلف روانشناسی جمعند.
پیش از ورود به یک پوزیشن مطمئن باشید میدانید که کدام نوع تریدر هستید و تا آخر به انتخابتان وفادار بمانید.

گامهای نخستین
ترید با دادن وعده آزادی، فردایی روشن را پیش چشمانمان میگشاید. اگر بدانید که چگونه ترید کنید در هر نقطه ای از دنیا نیتوانید کار و زندگی کنید، از سختی مصون باشید و به کسی پاسخگو نباشید. ترید اکثر افراد با هوش بیش از متوسط را که ریسک پذیری دارند به سوی خود میکشاند. اما توجه داشته باشید که:
- ترید به شما استرس وارد میکند. پس برای رهایی از استرس باید سیستم روانشناسی خوبی داشت.
- ترید ذهنتان را به چالش میکشاند. پس باید تحلیل درستی از بازار داشت.
- ترید ریاضیات خوب میطلبد. کسی که از دانش ریاضی بهره ای نبرده، نمیتواند ریسکش را مدیریت کند.
اندازه مهم است
میزان سرمایه گذاری در بازار مهم است. ترید کردن با سرمایه کم مثل خلبانی در ارتفاع بسیار کم است. فرصت فکر کردن و محل مانوری وجود ندارد و کوچکترین اشتباه به سقوط منجر میشود. تریدری که حساب بسیار کوچکی دارد نمیتواند تمرکز بالایی داشته باشد. البته با رعایت دقیق اصول مدیریت سرمایه میتوان با چند صد دلار هم به نتایج خوبی رسید.

چند جفت ارز؟
اینکه چند جفت ارز را بررسی کنیم مساله ای کاملاً شخصی است. تریدر حرفه ای میتواند چندین جفت ارز را بررسی کند اما تریدر تازه کار و تریدری که شغل تمام وقت دیگری دارد نباید بیش از دو جفت ارز را تحت نظر بگیرد.مطمئن باشید اگر یاد بگیرید روزانه تنها 20 پیپس از همین دو جفت ارز سود بگیرید، میتوانید زندگیتان را با ترید تامین کنید.

تحلیل و ترید
بسیاری از کسانی که ضرر میکنند، تحلیلشان را مقصر میدانند و میگویند اگر چیزهای بیشتری را در تحلیلمان در نظر گرفته بودیم ..... اما تحلیل گاهی تریدر را فلج میکند.
تحلیلگران باید درست پیش بینی کنند اما تریدرها باید سودده باشند. هدف این دو گروه کاملاً متفاوت است. در بانکها و موسسات این دو گروه در دو قسمت و اداره مجزا کار میکنند اما چنین امکانی برای تریدرهای خصوصی مهیا نیست. تحلیلگر فقط جهت بازار را تشخیص میدهد اما تریدر باید بداند چه زمانی و کجا وارد و خارج شود تا سودده باشد.

3M برای موفقیت
حرفه ای ها منتظر فرصتند اما آماتورها ناگهان پابرهنه وسط بازار میپرند! آنها آنقدر خرید و فروش میکنند تا از بازار بیرون بیفتند.
تحلیل تکنیکی تنها زمانی برایتان مفید است که شما دیسیپلین کافی داشته باشید و منتظر تشکیل الگوی مورد نظرتان بمانید. حرفه ای ها تنها و تنها زمانی وارد میشوند که بازار فرصتی طلایی برایشان فراهم نماید.
تریدر موفق زمانی که الگوی مورد نظرش تشکیل شد، بدون نگرانی و به پشتوانه دانشش وارد میشود و در آرامش منتظر بسته شدن پوزینشش میشود. اگر با سود بسته شد، آنرا تایید دیگری بر سیستمش تلقی میکند و اگر با ضرر بسته شد، در پی یافتن دلیل ضررش بر می آید. نه بازار و نه کس دیگری را مقصر قلمداد نمیکند، به اعصابش مسلط است و خونسردیش را از دست نمیدهد.

ذهن – Mind – تریدر دیسیپلین دار
هرروز تریدرهای زیادی وارد بازار میشوند اما تعداد کمی از آنها موفق میشوند. تنها انگیزه منطقی ترید کسب درآمد است. وقتی تریدر تمرکزش را از این انگیزه منطقی از دست بدهد، کارش ساخته است. کسانی که برای پزدادن، قمار و ... ترید میکنند، بازندگانند. آنها رفتارهای احساسی دارند و احساساتی ها شکست میخورند.
بازندگان اکثراً بروکر، استاد و اتفاقات پیش بینی نشده را مقصر میدانند. اما آیا اینان مقصرند؟
آماتورها مانند کودکانی که بلیت بخت آزمایی میخرند، ترید میکنند. منتظر میمانند تا دیگری درباره سرنوشتشان تصمیم بگیرد. اما حرفه ای ها با برنامه ای که برای ورود و خروج (و بخصوص خروج) دارند، سرنوشتشان را در دست خود دارند.
بهترین زمان برای تصمیم گیری پیش از ورود به ترید است زیرا در زمان هیچ پولی ریسک نمرده اید و میتوانید پارامترهای مختلف سود و زیان را بررسی کنید. به همین علت است که باید استراتژی خروجتان را مکتوب کنید و به آن عمل کنید. یکی از اشتباهات معمول تریدرها، نگه داشتن ترید ضررده است. میخواهند به ترید ضررده فرصت بدهند تا سودده شود! چه خیال خامی. اولین ضرر، بهترین ضرر است - این قانون کسانی است که با چشم باز ترید میکنند.
تریدرهای موفق باهوش، کنجکاو و متواضع هستند. اکثر آنها دوره های زیان هم داشته اند اما با رعایت 3M از بازار بیرون نیافتاده اند.
بازار تریدرهای طماع را اغوا میکند تا با زیاد کردن لات سایزشان سود بیشتری کنند. اتفاقی که اکثراً به نابودی حساب تریدر طماع منجر میشود.
تریدر شدن سفری طولانی به خودشناسی است. وقتی مدت مدیدی ترید میکنی به ضعفهای دورنیت پی میبری: تشویش، طمع، ترس، خشم و تنبلی. اما فراموش نکنید که خودشناسی هدف ترید نیست، بلکه محصولی فرعی است. هدف اصلی باید کسب درآمد باشد. سوالات همیشگی تریدر موفق اینست: تارگت من کجاست؟ چگونه باید از سرمایه ام محافظت کنم؟
تریدر خوب مسولیت کامل همه اتفاقاتی را که برای حسابش می افتد میپذیرد و دیگران را متهم نمیکند.
روزنگار
روزنگار ساده ترین راه اجتناب از تکرار اشتباهات گذشته است. اگر از گذشته درس نگیرید محکوم به تکرار آن هستید. تریدرهای موفق هم مانند همه اشتباه میکنند اما نکته مهم اینست که آنها یک اشتباه را دوباره مرتکب نمیشوند.
یکی از چیزهای دیگری که باید ثبت شود، بالانس ماهانه حساب است. نمودار صعودی بالانس حساب بیش از هر چیز دیگری ثابت میکند که شما تریدر موفقی هستید و نمودار سایدویز آن زنگ خطری در وجود اشکالی در سیستم شماست.

آموزش برای نبرد
چه میزان آموزش برای شغلتان احتیاج است؟ میزان آموزش به نوع کار بستگی دارد. زمان مورد نیاز برای آموزش یک نظافتچی با یک جراح بسیار متفاوت است. ترید بیشتر به جراحی شباهت دارد تا نظافت. دلیل آموزش بیشتر جراح یا خلبان اینست که اشتباه آنها مرگ آورتر از اشتباه یک نظافت چی است. در ترید هم اشتباهات تریدر از لحاظ اقتصادی برای خودش مرگ آور است. جراحی و خلبانی استانداردهای مشخصی دارند و کسانی مراقب جراحان و خلبانان هستند تا از این استانداردها عدول نکنند. اما در ترید این شخص تریدر است که باید استاندارد را وضع کند و بر نحوه رعایت آنها نظارت کند.
ترید حتی از جراحی هم سختتر است، زیرا سیستم خود آموز است، سیستم و استاندارهای آن توسط خود استفاده کننده تعریف میشود، تست و نظارت بر سیستم بعهده استفاده کننده است. چگونه این کارها را انجام دهیم:
1- پذیرش تدریجی مسئولیت: دانشجوی خلبانی روز اول نمیتواند بر صندلی خلبان بنشیند و پرواز کند. اما هر تریدر تازه کاری میتواند یک حساب ریل باز کند و ترید کند. این عجیب نیست؟
2- بازرسی و بهبود مستمر: بهترین ابزار شیب نمودار موجودی حسابتان است.
3- آنقدر آموزش ببینید تا اعمالتان ناخودآگاه شود. دقت کرده اید نسبت به روز اولی که پشت فرمان ماشین مینشینید، چقدر اعمالتان ناخودآگاه تر شده است. برای موفق شدن در ترید باید به چنین مرحله ای برسید.

Method- تحلیل تکنیکی

این قسمت از کتاب را نقل نمیکنیم اما خواندن آنرا توصیه میکنیم.دکتر الدر چند اندیکاتور شخصی را هم در این قسمت معرفی کرده است که میتوانید آنها را تست کنید و نتایجشان را ببینید. اکثر این اندیکاتورها در متاتریدر 4 موجود است.

ترید
شما میتوانید سیستم تریدر یا چارتیست باشید. تریدر چارتیست است که در زمانهای مختلف با ابزارهای مختلف پوزیشن میگیرد. اما سیستم تریدر کسی است که با استفاده از یک سیستم بک تست شده، ترید میکنند. در این نقطه آماتورها و حرفه ای ها از جدا میشوند. آماتورهایی که از سیستم مکانیکی استفاده میکنند یا سیستم را روی خلبان خودکار تنظیم میکنند و هیچکدام از پارامترها را بررسی و اصلاح نمیکنند یا گاهی به سیستم اعتماد میکنند و گاهی نمیکنند. هردوی این روشها حاصلی جز ضرر ندارند.
اما حرفه ای ها مانند عقاب مراقب سیستمشان هستند و دایماً از بازخوردهایی که از سیستم میگیرند در بهبود آن استفاده میکنند.

تست سیستم
پیش از استفاده از هر اندیکاتور، قانون یا روش جدید در سیستمتان باید آنرا بک تست کنید. وقتی مطمئن شدید که نحوه کار با اندیکاتور جدید را میدانید، روی چارتتان تا جایی که ممکن است به عقب بروید. سپس شروع کنید کندل به کندل سیستم را به جلو بیاورید. در جایی که سیستمتان سیگنال میدهد، نقاط بازکردن، خروج با ضرر و تارگت را ثبت کنید (ثبت تاریخ و ساعت هم مفید است)، سپس کندل به کندل جلو بروید تا استاپ یا تارگتتان بخورد. سود یا زیان را یادداشت کنید و اینکار را آنقدر ادامه دهید تا حداقل 60 ترید داشته باشید. مطمئن باشید در حین بک تست میتوانید نکات جالبی از تریدهایتان بیرون بکشید و سیستمتان را کامل تر کنید مثلاً اگر قیمت با گپ باز شد، چه بکنم؟ تریلینگ استاپ داشته باشم یا نه؟ چه روزهایی و چه ساعاتی ترید نکنم؟ و ... در نهایت ببینید درصد تریدهای سودده تان چقدر است؟ میانگین سود و زیانتان چقدر است؟
حال سیستم را بهینه کنید و 60 ترید دیگر با قوانین جدید انجام دهید. وقتی درصد تریدهای سودده تان و میانگین سودتان راضی کننده بود به مرحله بعد بروید...

ترید دمو
در این حالت حداقل یکماه روی یک حساب دمو با رعایت کامل قوانین ترید کنید. برای عدول از قوانین ترید جریمه بگذارید (مثلاً انجام 60 بک تست جدید). اگر در این مرحله هم سیستم خوب جواب داد، یکماهی هم در لات سایز پایین در حساب واقعی ترید کنید. سوددهی این مرحله تاییدی بر سیستم و توانایی شما برای ترید آن است. به لات سایز اصلی خود (که در آن اصول مدیریت سرمایه رعایت شده باشد) بروید و از پیپ هایتان لذت ببرید.

انواع اندیکاتورها
اندیکاتورها را به سه دسته کلی میتوان تقسیم نمود:
اندیکاتورهای تابع روند. این اندیکاتورها به شناختن روند کمک میکنند. میانگین متحرک و خطوط MACD و سایر اندیکاتورهایی که با افزایش قیمت بالا رفته، با کاهش آن پایین می آیند و با سایدوی رفتن آن فلت میشوند، از این دسته اند.
اسیلاتورها به یافتن نقاط برگشت کمک میکنند. باندهای بولینجر و استوکستیکس، نمونه هایی از اسلاتورها هستند.
سایر اندیکاتورها هم اندیکاتورهایی هستند که سطوح صعودی یا نزولی بودن بازار را تعیین میکنند.
گروههای مختلف اندیکاتورها، سیگنالهای مختلف میدهند و گاهی این سیگنالها با هم در تضاد است. برای مثال اندیکاتور دنباله رو روند سیگنال خرید میدهد اما اسیلاتور سیگنال فروش. یکی از خطرات محتمل افتادن بدام اندیکاتورها و دنباله روی از اندیکاتوریست که سیگنالش مورد علاقه مان است. تریدر باید سیستمی داشته باشد تا تمام انواع اندیکاتورها را بررسی کند و بر طبق آن سیستم تصمیم بگیرد.

انواع تایم فریمها
مانند اندیکاتورها، تایم فریمها هم ناهمخوانی دارند. میانگین متحرک در تایم فریم روزانه سیگنال خرید میدهد اما در تایم فریم 1H سیگنال فروش. چه باید کرد؟
آماتورها ساده ترین کار را انجام میدهند: تنها با یک تایم فریم کار میکنند.
یکی از روشها برای بررسی وسیعتر بازار، سیستم سه صفحه ای است. در این سیستم به جای بررسی تنها یک تایم فریم ترکیبی از سه تایم فریم است به این شکل که :
تایم فریمی را که با آن بسیار راحتید انتخاب کنید (صفحه میانی). این صفحه اول شماست. برای مثال 1H. این مقدار را در 4 یا 5 ضرب کنید تا صفحه بلند مدتتان بدست آید (در اینجا 4H). تایم فریم کوچکتر هم (در اینجا M15). در تایم فریم بلند مدت جهت بازار را پیدا میکنیم و با کمک دو تایم فریم دیگر زمان دقیق ورود به پوزیشن را.

روانشناسی
تریدرهای موسسات به این دلیل ترید میکنند که حقوق میگیرند تا ترید کنند. اما تریدرهای خصوصی به دلایل شخصیشان ترید میکنند. دلایلی که برخی از آنها منطقی و برخی غیر منطقیست.
مانند هر بیزینس دیگری، تنها دلیل منطقی ترید کردن، کسب درآمد است. هرچند برخی دیگر نیازهای صاحبان بیزینس هم مرتفع میشود اما پول نقش اصلی را در این میان بازی میکند. تریدرهایی که دچار سرخوشی میشوند، توجه شان از پول منحرف شده و پا برهنه وسط بازار میپرند. اینان بازندگان هستند.
تریدرهای موفق سیستمها و الگوهای مختلف را تست میکنند، ریسک و سود را اندازه میگیرند و بر ساختن حسابشان تمرکز میکنند.

برنامه روزانه
ترید حرفه ای به معنای آماده باش بودن در ساعات مشخصی است. این ساعات در ***** معمولاً از حدود ظهر به وقت تهران آغاز شده و تا 7-8 عصر ادامه دارد. در این 8 ساعت در بسیاری از اوقات تریدر کاری برای انجام دادن ندارد. به یاد داشته باشید که جایی گفتیم که: "ترید خسته کننده است". تریدر حرفه ای در زمان ترید معمولاً از جدول زمانی مشخصی تبعیت میکند. اینکار هم برنامه روزانه او را منظم میکند و هم تمرینی برای افزایش دیسیپلین است.
روز تریدتان باید نیم تا یکساعت پیش از اولین تریدتان آغاز گردد. در این زمان نگاهی اجمالی به اخبار بیاندازید، حرکت جفت (جفتهای) ارزی را که دنبال میکنید بررسی کنید و سعی کنید ادراکی از بازار داشته باشید.
زمانی که پوزیشنی میگیرید، کاملاً آنرا تعقیب و مدیریت کنید. البته این به معنای زل زدن به صفحه مانیتور نیست. بلکه برای هر حرکتی چه در جهتتان و چه در خلاف آن برنامه داشته باشید.
اگر پوزیشن بازی ندارید، مقداری تحقیق کنید، مطالب جدید بخوانید و به دانشتان بیاموزید. فراموش نکنید که تریدر موفق شدن یک سفر است و مقصد نیست. به محضی که بازار سیگنال خرید یا فروش میدهد، همه چیز را متوقف کنید و به مدیریت پوزیشن برگردید.
حتی میتوانید یک تردمیل یا دوچرخه ثابت در اتاق تریدتان داشته باشید. فراموش نکنید که عقل سالم در بدن سالم است.
فرمولهای مدیریت سرمایه
برای چه ترید میکنید؟ پول یا لذت؟ پاسخ ندهید. رکورد تریدتان را نشان دهید. پاسخ آنجاست. کسانی که برای پول ترید میکنند، به آن میرسند. شیب بالانس حسابشان نشان میدهد. اغلب مردم ترید را برای کسب درآمد شروع میکنند اما خیلی زود آنرا تفریحی جذاب می یابند و با فراموش کردن هدفشان به قمار روی می آورند. اینها برای جلب توجه یا فرار از روزمرگی ترید میکنند. به تعداد تریدرها دلیل برای ترید کردن وجود دارد اما فقط یک دلیل دلیلی خوب و حقیقی است: کسب درآمد.
این قسمت شما را با آخرین M لازم برای ترید آشنا میکند: money management.
هر کسی میتواند در یک ترید یا چند ترید متوالی سود ببرد. حتی در یک کازینو هم چنین احتمالی دور از عقل نیست. در بازارهای مالی تقریباً هر کسی میتواند یک یا چند ترید خوب داشته باشد اما تعداد معدودی میتوانند موجودی حسابشان را افزایش دهند.
مدیریت سرمایه کشتی نجات تریدرهاست. گاهی آنرا هنر میخوانند و گاهی علم میدانند اما در واقع ترکیبی از هردوست. هدف مدیریت سرمایه، افزایش سرمایه با کمینه کردن ضرر در تریدهای ضررده و بیشینه کردن سود در تریدهای سودده است. وقتی چراغ عابر پیاده سبز میشود، شما پیش از عبور از خیابان به چپ و راست نگاهی می اندازید زیرا همیشه ماشینهای بی احتیاطی پیدا میشوند که چراغ را رد کنند. وقتی سیستمتان سیگنال داد، مدیریت سرمایه نقش این نگاه را ایفا میکند. مهم نیست سیستمتان چقدر خوب عمل کند، مدیریت سرمایه همیشه برای سوددهی مکرر مفید است.
پدری را میشناختم که پسر نوجوانش را برای مدیریت سرمایه تربیت میکرد. هر شنبه با هم به میدان اسب دوانی میرفتند و به پسرش 10 دلار بعنوان سرمایه آن روز میداد. این پول هم پول نهار بود و هم پول شرط بندی. پدر تمام روز را با دوستانش میگذراند و پسر میتوانست در روز هر کاری با او داشته مگر درخواست پول. پسر باید پیولش را طوری مدیریت میکرد که هم ناهار بخورد و هم از شرط بندی روی اسبها لذا ببرد. یاد گرفتن چگونگی شرط بندی رو اسبها (تحلیل تکنیکی)، تقسیم پول (مدیریت سرمایه) و صبر کردن برای بهترین موقعیت شرط بندی (روانشناسی) آن پسر را به یکی از موفقترین مدیران هج فاند با حسابی چند میلیون دلاری تبدیل کرد.
یک سیستم ترید خوب به شما اطمینان میدهد که در دراز مدت درصد تریدهای برنده شما بیشتر از تریدهای بازنده است. اینجاست که مدیریت سرمایه به کمکتان می آید و به حفظ سرمایه تان کمک میکند. اما اگر سیستمان مناسب نباشد، کاری از دست مدیریت سرمایه ساخته نیست.
هر چند درصد سرمایه که از دست بدهید، برای پس گرفتنش باید درصد بیشتری سود کنید. مثلاً فرض کنید شما 1000 دلار دارید و 20% ضرر میکنید، موجودی شما 800 دلار میشود اما برای برگشتن به 1000 دلار شما باید 25% سود کنید.
بازار همانقدر صلح آمیز است که جنگ گلایدیاتورها. همه میخواهند پول شما را بگیرند – رقبا، بروکر و فروشندگان سیستمها و نرم افزارها. از دست دادن پول آسان است اما بدست آوردنش مشکل.
مدیریت سرمایه دو هدف دارد: بقا و سودآوری. اولویت با بقاست. سپس سودآوری تدریجی و مداوم. تازه کاران اولویتها را برعکس میبینند. برای آنها سودآوری در الویت است و برای آن هرکاری میکنند اما شکست میخورند. با اولویت دادن به بقای در بازار، تمرکز روی مدیریت سرمایه بیشتر میشود. تریدرهای حرفه ای همیشه تمرکزشان بر کم کردن ضرر است و با اینکار سرمایه شان افزایش می یابد.

ورود کسانی که ریاضی نمیدانند ممنوع
زندگی امروز کار را برای کسانی که به حساب کردن بی علاقه هستند راحت کرده است. با افزایش انواع ماشین حسابها و کامپیوتر ما اکثراً دیگر حساب نمیکنیم. اگر کسی بتواند تعداد میهمانان شام را بشمرد یا بگوید بعد از خوردن 2 نوشابه در بسته 6 تایی چند نوشابه مانده است، ذهنش را خلاق میشماریم! در زندگی روزمره کار بدون حساب آسان است اما در بازار چنین نیست.
ترید بازی اعداد است. اگر حساب کردن بلد نیستی، تریدر نیستی. البته به جبر و حساب دیفرانسیل احتیاجی نداریم اما حساب را باید خوب بلد باشیم. درصد گرفتن، جمع و تفریق و ضرب و تقسیم جزو اعمال روزانه یک تریدر است.
برای آموختن آنها سعی کنید در زمان بیکاری مقداری حساب کنید. درصد بگیرید. باقی پولتان را حساب کنید و ...

ریسک و ضرر تاجر
مثال تاجر میوه را به خاطر دارید؟ گفتیم او روزی چند جعبه میوه میفروخت. اگر به او پیشنهاد جعبه ای از یک میوه جدید میشد، او میپذیرفت. اگر مردم دوست نداشتند و میوه ها فاسد میشد، او فقط یک جعبه را از دست میداد. ریسک کمی که در تجارت مرسوم است: ریسک تاجر.
حالا تصور کنید او به جای یک جعبه از این میوه ناشناخته 1000 جعبه از آن را به یک پنجم قیمت بخرد. اگر بتواند همه آنها را بفروشد، سود بالایی برده است اما اگر میوه ها خراب شوند او تا حد ورشکستگی ضرر میکند.
آن جعبه اول ریسک تاجر است: ریسکی معقول و منطقی. اما این جعبه دوم ریسک ناشی از طمع است: خطرناک و نابود کننده.
هرگاه برای پوزیشنتان استاپ تعیین میکنید یعنی حد دلاری ریسکتان را تعیین کرده اید. حدی که طبق اصول مدیریت سرمایه فقط باید درصد کوچکی از کل سرمایه تان را شامل شود.
اصول مدیریت سرمایه برای بقا در این بازار الزامی اند اما تریدرهای کمی هستند که دیسیپلین کافی برای اجرای این اصول را دارند زیرا بازار با همه تریدرها را اغوا میکند تا اصولشان را بشکنند. آیا شما چنین میکنید؟
بازار به دو صورت تریدرها را نابود میکند: ناگهانی و تدریجی. فرض کنید سرمایه شما جانتان است. ممکن است شما جانتان را با یک حمله کوسه از دست بدهید (ضرر در یک ترید بد) یا تدریجاً با حمله پیرانه ها (ضررهای کوچک اما متوالی). راه حل استفاده از قانون 2%-6% است.
برای جلوگیری از حمله کوسه هیچگاه بیش از 2% سرمایه را روی یک پوزیشن ریسک نکنید. برای جلوگیری از مرگ بر اثر خونریزی از گاز پیرانه ها هیچگاه جمع کل ریسکتان بیش از 6% سرمایه نشود. یعنی اگر در هر ترید 2% ریسک میکنید حداکثر 3 پوزیشن باز داشته باشید. زمانی که استاپ یکی از پوزیشنها به نقطه باز کردن آورده شد و پوزیشن بدون ریسک شد امکان باز کردن پوزیشن چهارم فراهم میشود. زمانی هم که جمع ضرر ماهیانه تان به 6% سرمایه رسید، ترید ریل را متوقف کنید و به بررسی مشکل بپردازید و ماه جدید را با تفکر جدید آغاز کنید. حد نهایی ضرر هم 25% سرمایه است. زمانی که 25% سرمایه تان را از دست دادید ترید ریل را کنار بگذارید و به بررسی بپردازید و بعد از شارژ حسابتان ترید را ادامه دهید.
ممکن است در نگاه اول 2% و 6% اعداد بسیار کوچکی به نظر بیایند اما اگر بدانید که این اعداد در موسسات بزرگ چقدر کوچکترند دیگر غر نخواهید زد: زیر 1% و حدود 5%. فراموش نکنید که شرط اول در این بازار بقاست و بعد سود آوری.

اندازه پوزیشن
گاهی ما با اکانت کوچک خوب کار میکنیم اما به محض بزرگ شدن اکانت دچار مشکلات عجیبی میشویم. بهترین راه حل برگشت به لات سایزهای کوچک و کسب اعتماد بنفس برای لاتهای بزرگتر است.
مثالی میزنم: چند نفر حاضرند برای گرفتن $100 روی میز راه بروند؟ احتمالاً همه شما. چند نفر حاضرند برای گرفتن $ 10000 دلار روی همان میز زمانی که بین دو آسمانخراش معلق است راه بروند؟ شاید یکی دو نفر. ترید با حساب کوچک مثل راه رفتن روی میز است. اگر بیفتید فقط چند خراش برمیدارید اما وقتی حسابتان بزرگ است و میز روی هوا معلق است، افتادن از روی آن مثل سقوط از ارتفاع چند صد متریست: نابود کننده.

وقت دارید؟
همانطور که چندین بار گفته شد باید تمام تریدهایتان را ثبت کنید. اگر تعداد تریدهایتان در روز زیاد است، چند تایی را ثبت کنید مثلاً سومین ترید روزانه. اگر وقت برای ثبت تریدهایتان ندارید، برای ترید وقت ندارید. منظم باشید و به سیستم مکتوبتان اعتماد کنید. روزهای ترید خوبی داشته باشید......
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 10 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), behnum (دوشنبه ۳ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), loti (جمعه ۴ مرداد ۹۲), mamed (يکشنبه ۲۳ تير ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), منهتن (دوشنبه ۳ تير ۹۲), xx13x13 (دوشنبه ۳ تير ۹۲)
قدیمی يکشنبه ۲ تير ۹۲, ۲۳:۳۸   #18
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض نظم، مهارت هاي ذهني و روانشناسي معاملات

1900 : مقاله بسیار مفیدی است.

آيا مي خواهيد از ويژگي هايي که شما را به يک معامله‌گر ماهر بدل مي سازند، آگاه شويد؟ يا هنوز تلاش مي کنيد که تنها از معاملاتتان سود به دست بياوريد؟ معامله آنقدر که افراد تصور مي کنند کار آساني نيست، اما واقعاً چرا از ميان افرادي که وارد بازار معاملاتي مي شوند، 90 درصد شکست مي خورند؟
من بيش از دو دهه است که معامله مي کنم و در اين زمان به آموزش معامله هم مشغول بوده ام و همچنين با بسياري از معامله‌گران مصاحبه کرده ام، بسياري از معامله گراني که من با آن ها آشنا شدم، بعد از سال‌ها کار تنها به فکر کسب سود از معاملاتشان هستند و تلاش مي کنند که ميزان سرمايه اي که در حساب معاملاتي شان دارند را افزايش دهند.
بسياري از معامله گران اين امر را درک نمي کنند که موفقيت معاملاتي از ايمان و اعتماد به خودشان به دست مي آيد. اين يک نوع نگرش است. من فکر مي کنم که فردي برنده هستم. معامله مي کنم که موفق شوم، نه اينکه ضرر کنم. حقيقت اين است که معامله، همانطور که همه شما مي دانيد، نوعي بازي است که مجموع آن صفر است. شما يا برنده هستيد يا بازنده. چرا معامله گري اجازه مي دهد که ضررهايش بيشتر و بيشتر شوند؟ چرا معامله گري که در معامله اي به سود مي رسد اجازه نمي دهد که اين معامله ادامه پيدا کند؟ چرا اشتباه مي کنيد و چرا اشتباهاتتان را تصحيح نمي کنيد؟ جواب همه اين پرسش ها به طرز فکر و درون شما بر مي گردد. اين امر مربوط به روانشناسي معامله است نه دانش فني معامله‌گر. همه افرادي که براي معاملات برنامه ريزي مي کنند، بايد در اولين قدم خودشان را به خوبي بشناسند. شايد اين گفته احمقانه به نظر برسد، اما من ديده ام که 95 درصد از معامله گران در زمان برنامه ريزي براي معاملات اين بخش مهم را در نظر نمي گيرند.
سوالي که مطرح مي شود اين است که «چرا افراد کمي در اين بازار مي برند و افراد زيادي شکست مي خورند؟»
بهتر است اول وضعيت را بررسي کنيم. همه معامله گران ابزار کم و بيش مشابهي، تحقيقات مشابهي، نمودارهاي مشابهي، نرخ هاي مشابهي، روش‌هاي معاملاتي مشابهي و ... در دست دارند. خوب، پس چرا زماني که همه به مجموع مشابهي براي معاملات دسترسي دارند، تنها تعداد کمي از آن ها مي توانند در طولاني مدت سود کسب کنند؟
خوب، واضح است که تنها چيزي که در اين مجموعه متغير است شخص است، يعني خود شما!
اگر کسي از من بخواهد که سه ويژگي ذهني/احساسي مهمي که اکثر معامله گران موفق ***** از آن برخوردارند را نام ببرم. من اين موارد را ذکر مي کنم:

(1) نظم و علاقه
(2) اعتماد به نفس و شجاعت
(3) صبر و پشتکار
ممکن است معامله گري يک روش و يک سيستم عالي معاملاتي در اختيار داشته باشد، اما از نظر ذهني فرد ضعيفي باشد و چنين شخصي بي شک بازنده خواهد بود. اين در حالي است که اگر شخصي نظم لازم را داشته باشد و از مهارت‌هاي ذهني و رواني خوبي برخوردار باشد، حتي با يک سيستم متوسط هم مي تواند معامله‌گر موفقي باشد. من به تازگي با معامله گري مصاحبه کردم که هيچ چيز در باره نوسانگر ها يا RIS ها يا موج اليوت نمي دانست. او از يک سيستم معاملاتي بسيار ساده بر مبناي شکست مثلث‌ها و خطوط روند استفاده مي کرد، اين همه چيزي بود که در اختيار داشت و با همين سيستم بيش از 700 پيپ سود از معامله ***** به دست آورده بود.
او سيستمي ساده، مجموعه اي از قوانين و مجموعه‌اي از اهداف واقعي و قابل دستيابي در اختيار داشت و تنها کاري که مي کرد پيروي از اين قوانين بود! (نه استفاده از علمي پيچيده و پيشرفته!) به تازگي معامله گري به من گفت: «من بهترين کتاب هاي نوشته الدر، مارک داگلاس، توني ترنر، مجموعه کندل استيک هاي نيسون، ادوين لفور و ... را خوانده ام. اما تازه بعد از خواندن همه آن ها به اين نتيجه رسيده ام که "راز" معامله موفق اين است که هيچ رازي وجود ندارد! حالا ديگر سيستمي از بهترين استراتژي هايي که با وضعيت رواني و ذهني من سازگار است طراحي کرده ام و از همه مهم‌تر اکنون يک برنامه معاملاتي دقيق دارم.»

* نظم و علاقه

نظم : اکثر معامله گران در روند کاري خود تابع نظم نيستند، و اگر اينطور بود شکست نمي خوردند. اين معامله گران شکست خورده در واقع حتي از شنيدن کلمه نظم متنفرند! همانطور که جک شوگر در کتاب خود با عنوان "جادوگران بازار جديد" نوشته است: «نظم احتمالاً کلمه اي است که بيش از هر کلمه ديگر در سخنان معامله گران باتجربه اي که با آن ها مصاحبه کرده ام، شنيده ام. بسياري از اوقات آن ها با لحني پوزش طلبانه از اين امر حرف مي زنند و براي مثال مي گويند: مي دانم که شما هزاران بار اين حرف را شنيده ايد، اما باور کنيد که نظم واقعاً اهميت زيادي دارد.»
نظم به شما اجازه مي دهد که کارها (معاملات) مفيد بيشتري انجام دهيد و بر طبق برنامه تان کار (معامله) کنيد. نظم – عادت به فرمانبرداري – کليد موفقيت است که در نهايت به يک عادت بدل مي شود، براي مثال شما عادت مي کنيد که برنامه معاملاتي داشته باشيد و عادت مي کنيد که از برنامه معاملاتي تان پيروي کنيد. در اين شرايط است که مي توانيد از اين قانون طلايي پيروي کنيد که هيچ سيگنالي وجود ندارد، هيچ معامله اي در کار نيست.
علاقه : بسياري از ما يک سوم عمرمان را صرف کار مي کنيم، بنابراين حق داريم که از کاري که انجام مي دهيم احساس رضايت داشته باشيم و زماني اين احساس رضايت به وجود مي آيد که ما کارمان را دوست داشته باشيم. در واقع پولي که از کار به دست مي آوريم، محصول دست دوم موفقيتمان در کارهايي است که دوستشان داريم.
چطور مي شود که در کاري موفق باشيد، به دنبال مهارت هاي معاملاتي مفيد برويد، از خدمات يک معلم خوب استفاده کنيد، بالا و پايين هاي بازار را دنبال کنيد .... و ندانيد که چرا داريد اين کار را مي کنيد؟ مايکل جوردن – ستاره بسکتبال آمريکا – روزي گفت: «اگر عاشق بازي باشيد، استعدادتان خودش را نشان مي دهد.» آيا امکان دارد که معامله کردن را دوست نداشته باشيد، ولي در اين کار موفق شويد.
در نهايت بايد در زمينه اين جفت مهارت رواني (نظم / علاقه) گفت: شما بايد منظم باشيد و با بازار ارتباط احساسي داشته باشيد.

** اعتماد به نفس و شجاعت:

يکي از ويژگي هاي اساسي معامله گران موفق اين است که اين افراد خودشان را باور دارند. آنان از نظر ذهني از اعتماد به نفس و شهامت لازم براي دنبال کردن برنامه هايشان، کنار نگذاشتن قوانين، عمل کردن بر خلاف روش ديگران و مشاهده نتيجه (ديدن تصوير کلي)، برخوردارند.
فعاليت هايي مانند معامله، شناخت از وضعيت و شناخت رقبا براي شما کافي نيست، شما بايد خودتان را بشناسيد. به عبارت ديگر، شما بايد در برنامه معاملاتي تان بخشي را به خودتان – به ارزيابي شخصيتتان – اختصاص دهيد.
در اولين روزهايي که اقدام به معامله کرده بودم، با موقعيت هاي فراواني روبه رو مي شدم که دقيقاً مي دانستم که نرخ به کدام سمت خواهد رفت و يک برنامه معاملاتي هم داشتم، اما نمي توانستم برنامه ام را دنبال کنم. بي شک حرص، ترس و ديگر موانع احساسي راه من را سد مي کردند. اگر اجازه بدهيد که چنين وضعيتي برايتان اتفاق بيفتد، همه دانش، برنامه ريزي و اطلاعاتي که داريد بي فايده مي شود.
به عبارت ديگر اگر اعتماد به نفس نداشته باشيد، فرقي نمي کند که چقدر درباره بازار آگاهي داشته باشيد، در اين شرايط تنها کاري که انجام مي دهيد کسب تجربه هاي مکرري از شکست و نگراني و پريشاني است.
چطور مي توانيد اعتماد به نفس داشته باشيد؟ بايد تا جاي ممکن بياموزيد، منظم بودن را تمرين کنيد، و شخصيتتان را رشد دهيد. هر چه بيشتر درباره بازار بدانيد، هر چه بيشتر روش معاملاتي و بازار و از همه مهم تر خودتان را بشناسيد،... معامله گر ماهرتر و موفق تري خواهيد بود. هر چه ماهر تر شويد، ترس شما کمتر مي شود. مهارت همان عدم وجود ترس است. زماني که اعتماد به نفس پيدا کنيد، برنده ايد.

*** صبر و پشتکار

در اين عصر و دوران خشنودي هاي لحظه اي، مردم به دنبال هيجانات و لذت هاي بي خطر، پول زياد بدون تلاش، غذاي زياد بدون خطر چاقي و البته معامله موفق بدون کار و تمرين زياد هستند.
بازار بهتر از من و شما شرايط را مي داند بنابراين براي انجام يک معامله عجله نکنيد، شما بايد صبور باشيد و براي ديدن يک سيگنال درست صبر کنيد – قانون طلايي اين است زماني که سيگنالي وجود ندارد، معامله اي در کار نيست.
يک معامله گر موفق اين امر را درک مي کند که مي تواند از صبر کردن به نتيجه برسد. همه معامله گران موفق از استعداد "صبر کردن و نگاه کردن" برخوردارند و صبر مي کنند تا وضعيت معاملاتي به آن ها فرمان دهد که وارد بازار شوند. معامله گران محتاط بازار ***** با کمک موارد زير در بازار صبر پيشه مي کنند:
گوش دادن به بازار - بازار به طور مداوم اطلاعات معاملاتي با ارزشي را ارايه مي کند و شما بايد در يک وضعيت ذهني قرار بگيريد که بتوانيد ببينيد که با توجه به فعاليت بازار و سيگنال‌هايي که سيستم معاملاتي تان به شما نشان مي دهند، کجا بايد واقعاً دستورات معاملاتي خود را اجرا کنيد. زمان هايي که فکر مي کنيد بهتر از بازار از وضعيت آگاه هستيد و به آنچه که بازار به شما مي گويد گوش نمي دهيد، قضاوتتان ضعيف مي شود و در اين زمان است که شما منطقتان را کنار مي گذاريد و اين ترس يا اميد است که بر شما چيره مي شود.
کنار نشستن در زمان تشکيل يک روند - شايد اين عبارت به گوش شما هم رسيده است که نشستن رو به روي مونيتور در طول يک روز معاملاتي مثل اين است که پاي ميز قمار بنشينيد و تلاش کنيد که دست به قمار نزنيد. معامله گران موفق در بازار ***** ياد گرفته اند که نمي توانند بر خلاف روندهاي بزرگ نرخ يک جفت ارز اقدام به معامله کنند. نبايد اجازه دهيد که بي صبري وادارتان کند که بر خلاف يک روند معامله کنيد.
صبوري تنها براي اجراي معامله درست به کار نمي آيد. اين ويژگي زماني که شما معامله اي را آغاز کرده ايد نيز نقش مهمي دارد. شما بايد بدانيد که چطور تا وقتي که زمان بستن معامله فرا نرسيده است، صبر کنيد. اگر يک معامله موفق را خيلي زود ببنديد، نمي توانيد ميزان پولي که در حسابتان است را به حد دلخواه افزايش دهيد. در نتيجه در اين هنگام است که فاکتور ذهني ماندگاري و ثبات وارد عمل مي شود. ممکن است شما صبر کنيد تا سيگنال هاي معاملاتي خوبي به وجود بيايند و بعد وارد بازار شويد، اما اگر به دقت مسائل بازار را زير نظر نگيريد و با پشتکار قوانين خرج را دنبال نکنيد، نمي توانيد در طولاني مدت جلو ضررهايتان را بگيريد.
«با معاملات موفق صبور باشيد، با معاملات ناموفق کاملاً بي صبر باشيد. به ياد داشته باشيد که حتي اگر 30 درصد موارد معاملاتتان درست باشد، مي توانيد سود خوبي از معامله / سرمايه گذاري هايتان به دست بياوريد، اگر ميزان ضررهايتان کم و ميزان سودهايتان زياد باشد.»

دنيس گراتمن

موفقيت در معامله به يادگيري تحليل هاي تکنيکال پايه، تکنيک هاي معاملاتي، عادات خوب در زمينه مديريت پول و نحوه کنترل ذهنتان وابسته است. اين يادگيري، مراحل مختلفي دارد. با يادگيري اين موارد مي توانيد به معامله‌گري حرفه اي بدل شويد. بعد يک جنبه ديگر وارد عمل مي شود، آموزش شخصي و ادامه يادگيري به منظور غلبه بر موانعي که موجب مي شود معامله گر به قله ترقي برسد و در طول دوران کاري خود در همين سطح باقي بماند.
آيا واقعاً به يک معلم يا مربي نياز داريد؟ بهترين بازيگران گلف جهان فکر مي کنند که به مربي نياز دارند! براي مثال تايگر وودز بيش از 1 ميليون دلار در هر سال براي داشتن مربي هزينه مي کند. البته او در هر سال در حدود 50 ميليون دلار درآمد دارد. حتي بهترين ورزشکاران جهان نيز از وجود مربي استفاده مي کنند تا بتوانند کار خود را بهتر کنند. شما به اين دليل هزينه مربي مي پردازيد که بتوانيد مسيري که همه معامله گران براي يادگيري طي مي کنند را در زمان کوتاه تري پشت سر بگذاريد و در عين حال سطح موفقيت خود را بالاتر ببريد. به ياد داشته باشيد که اگر شما يک معامله گر حرفه اي هستيد و يا مي خواهيد چنين معامله گري باشيد، در حقيقت داريد نوعي تجارت انجام مي دهيد و بايد براي بهبود کارتان هزينه کنيد.
معامله گران امروزي از اين نظر خوش شانس هستند و تسهيلات و منابع فراواني در دسترس آن ها است. وقتي من کار معاملاتي ام را در دو دهه پيش آغاز کردم، منابعي که براي معامله گران خرد وجود داشت بسيار ناچيز بود، تعداد معلم ها و مربي هاي معاملاتي بسيار کم بود، اينترنت و نشريات و رسانه هاي تخصصي در اين زمينه وجود نداشت و در حقيقت معامله گر واقعاً تنها بود.
من، بعد از ده سال معامله، در مجموع ضرر کرده بودم. در اين دوره بحران هايي هم به وجود آمده بود مثل بحران سال 87 يا جنگ خليج فارس در سال 91. معامله کردن کار سختي بود. زماني که توانستم به يک شرکت معاملاتي آمريکايي بروم و يک مربي معاملاتي پيدا کنم، وضعيتم فرق کرد.
من به دنبال خدماتي بودم که يک مربي مي توانست به من ارايه کند. مربي من بيش از هر چيز بر روانشناسي تاکيد داشت، زمينه اي که من در تمام آن سال ها فراموش کرده بودم. از آن زمان به بعد زندگي من به عنوان يک معامله گر به کلي تغيير کرد و من ديگر در وضعيت سابق قرار نگرفتم. معامله کردن به کار آساني براي من بدل شد و من توانستم به راحتي سد ها را پشت سر بگذارم.
«شکست اين است که کسي از افت و خيزهاي خود درس نگيرد، اگر بتوانيد از تجارب خود استفاده کنيد، بدانيد که در مسير موفقيت گام برمي داريد.»
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 17 نفر
Acceleration (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), amir_gh642002 (سه شنبه ۱۳ مهر ۹۵), behnum (سه شنبه ۴ تير ۹۲), bemo (دوشنبه ۳ تير ۹۲), danooshuki (دوشنبه ۳ تير ۹۲), dolatmand (پنجشنبه ۵ اسفند ۹۵), frank (دوشنبه ۱۰ تير ۹۲), loti (جمعه ۴ مرداد ۹۲), majidlars (يکشنبه ۲ تير ۹۲), oldtrader (دوشنبه ۳ تير ۹۲), rezazahed (يکشنبه ۲ مهر ۹۶), منهتن (دوشنبه ۳ تير ۹۲), xx13x13 (دوشنبه ۳ تير ۹۲), zeous (چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۳), رحیمی1 (دوشنبه ۳ تير ۹۲)
قدیمی دوشنبه ۳ تير ۹۲, ۰۹:۲۰   #19
price
کاربر عادی
 
آواتار price
 
تاریخ عضویت: چهارشنبه ۱۰ اسفند ۱۳۹۰
ارسالها: 60
تشکر از ديگران: 542
تشکر از ایشان: 125 بار در 59 نوشته
price is on a distinguished roadprice is on a distinguished roadprice is on a distinguished road
پیش فرض

سلام

دوست عزیز امکان داره مطالب ارزشمندتونو بصورت فایل pdf کنین

ممنون
__________________
لعن علی عدوک یا علی
اولی و دومی و سومی

price آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 6 نفر
1900 (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), dolatmand (پنجشنبه ۵ اسفند ۹۵), sadeghi67 (دوشنبه ۳ تير ۹۲), zeous (چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۳)
قدیمی دوشنبه ۳ تير ۹۲, ۱۵:۵۰   #20
1900
کاربر ارشد
 
آواتار 1900
 
تاریخ عضویت: يکشنبه ۱۱ مرداد ۱۳۸۸
محل سكونت: تهران
سن: 29
ارسالها: 1,241
تشکر از ديگران: 5,530
تشکر از ایشان: 6,382 بار در 1,188 نوشته
1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute1900 has a reputation beyond repute
ارسال پیام از طریق Yahoo به 1900
پیش فرض

نقل قول:
نوشته اصلی بوسیله price نمایش نوشته ها
سلام

دوست عزیز امکان داره مطالب ارزشمندتونو بصورت فایل pdf کنین

ممنون
سلام خدمت شما

بزودی حتما این کار رو انجام می دیم.
__________________
(Mark Twain) .Write what you know
My Blog
1900 آفلاين است   پاسخ با نقل قول
تشکرکنندگان این نوشته: 12 نفر
13l4ck $c0rpi0n (دوشنبه ۳ تير ۹۲), alimoshae (سه شنبه ۴ تير ۹۲), Amir.iran (سه شنبه ۱۷ تير ۹۳), dolatmand (پنجشنبه ۵ اسفند ۹۵), frank (دوشنبه ۱۰ تير ۹۲), kojkav (چهارشنبه ۲۴ دي ۹۳), loti (جمعه ۴ مرداد ۹۲), mehdi-mzd (دوشنبه ۳ تير ۹۲), me_sa245 (دوشنبه ۳ تير ۹۲), sadeghi67 (دوشنبه ۳ تير ۹۲), پیـام (پنجشنبه ۶ تير ۹۲), zeous (چهارشنبه ۱۶ مهر ۹۳)
پاسخ



كاربران در حال دیدن موضوع: 1 (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع

قواعد ارسال
شما نمی‌توانید موضوع جدید ارسال کنید
شما نمی‌توانید پاسخ ارسال کنید
شما نمی‌توانید فایل ضمیمه ارسال کنید
شما نمی‌توانید نوشته‌های خود را ویرایش کنید

BB code فعال است
شکلکها فعال است
كد [IMG] فعال است
كدهای HTML غیر فعال است

مراجعه سریع


ساعت: ۲۲:۵۸


قدرت این انجمن در استفاده از برنامه vBulletin 3.8.5 می باشد.
حقوق این برنامه برای .Jelsoft Enterprises Ltd محفوظ است.